Skyscraper large
صفحه نویسنده
ییلماز
گونی

بچه­های ارابه چوبی

پنجشنبه | 12 دی 1392 | 2 ژانویه 2014 | ضميمه هفتگى | شماره 30
بچه گریه کنان به خانه آمد. پدرش پرسید : - چی شده پسرم؟ بچه گفت : - من ارابه می­خوام، اکرم یه ارابه­ی چوبی داره اما نمیزاره من سوار شم. پدر گفت : - شما با هم رفیقین، یه ارابه برای دوتان بسه. بچه گفت : - آخه اکرم منو سوار نمی­کنه، همش خودش سوار میشه، من اونو می­کشم میگه «این ارابه مال...
بچه­های ارابه چوبی
Skyscraper large