Skyscraper large

ضرورت آموزش حقوق بشر به کودکان

d6gfhd7777d

بهروز چای‌کار

حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق کارگران و حقوق کودکان در سال‌ های اخیر موضوعاتی چالش برانگیز در ایران بوده‌ اند. از سویی حکومت با فشار به فعالان اجتماعی تلاش کرده است که این حوزه‌ ها را جدا از هم، غربی و نا منتاسب با فرهنگ ایرانی-اسلامی نشان دهد و از سوی دیگر با سرکوب فعالان مدنی و طرح اتهامات گوناگون مانند اقدام علیه امنیت ملی، جاسوسی، رابطه با بیگانگان، فساد و … تلاش های معطوف به حق محوری و مطالبه محوری را کم رنگ جلوه دهد. البته علاوه بر این دو شکل مواجهه، در سال‌ های اخیر حاکمان ناقض حقوق بشر، سیاستی دیگر نیز در پیش گرفته اند؛ علیه سایر کشورها ادعای نقض حقوق بشر کرده و با استفاده از کلماتی مانند حقوق شهروندی[۱] تلاش می‌کنند افکار عمومی را منحرف کنند و حتی خود را حامی حقوق بشر نشان بدهند. اما چرا تا این اندازه و نه فقط دولت ایران بلکه سایر دولت‌ها علی رغم نقض مکرر حقوق بشر تا این حد می توانند در رسانه های رسمی خود از حقوق بشر، حقوق شهروندی، حقوق کودک و … حرف بزنند و در کشوری مانند ایران هرگز علیه این رفتار و تناقض در گفتار و عمل آن ها ازسوی مردم موضعی عمومی اتخاذ نشود؟

برای این موضوع می توان دلایل متفاوتی را بر شمرد، از غرولندهای مربوط به روحیه ایرانیان فلان و بهمان است و ما محصول همین اجتماعیم و از ماست که بر ماست و … که بگذریم (که البته در ادامه به آن خواهیم پرداخت) به نظر می رسد علی رغم تلاش های قابل تقدیر فعالان، مبانی و چارچوب نظری و مفهومی حقوق بشر به معنای کلی و حقوق کودکان، زنان، کارگران و … به طور اخص در میان مردم ترویج نمی شود.

به غیر از کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، که در دورانی برای مردم کارگاه های مختص به بررسی مساله تبعیض یا برابری جنسیتی  برگزار می کرد، تقریباً در هیچ یک از حوزه های دیگر نمی توان از اقدامات آموزشی مستمر و برنامه ریزی شده ای یاد کرد که مشخصا به حقوق کودکان، کارگران یا زنان بپردازد. فعالیت های پراکنده ای هم که در این زمینه صورت گرفته است بیش تر معطوف به نقد حاکمیت بوده است. این نقد اگرچه به جاست و باید صورت پذیرد، اما مساله اصلی این جاست که پس چه زمانی باید به مفهوم سازی و ایجاد نگرش های منتهی به کنش آگاهانه و تفکر انتقادی در میان مردم پرداخت؟ فرد به مثابه زن، کودک، کارگر، دانشجو و عضوی از جامعه باید از حقوق خود اطلاع داشته باشد، اما در پس این حقوق چه ارزش هایی نهفته است؟ اگر آحاد جامعه از ارزش ها و مبانی حقوق خود مطلع نباشند، آیا بیم آن نیست که حتی در میان اقشاری که از آگاهی نسبی برخوردارند از یک سو شاهد فریب خوردن و از سوی دیگر حتی شاهد همکاری ناخواسته در نقض حقوق سایرین باشیم؟

از این زاویه است که آموزش حقوق بشر می‌ تواند متضمن آموزشی رادیکال باشد و زمینه ای فراهم کند تا افراد جامعه نه به مواضع ظاهری سیاست مداران یا چهره‌ های شاخص حزب و جریان متبوعشان، بلکه به عملکردها و روند و روحیه مستتر در قوانین و  تصمیمات توجه کنند و در کنار آن به کنش مقتضی و متضمن منافع عمومی و حقوق جامعه بپردازند. ایجاد زمینه این تفکر انتقادی و کنش انضمامی، بیش از هرچیز، مستلزم تلاش برای آموزشی پویاست. آموزشی که مدام در حال به روز شدن، هماهنگ شدن با مسائل مبتلا به و مبتنی بر جریان دوطرفه آموزشی است که اول از همه شان فعال حقوق بشر را از معلم و دانای کل به همراه و تسهیل‌گر فرآیند آموزشی تغییر می‌دهد.

 همان‌ طور که شواهد مبتنی بر شکل گیری شخصیت و روحیه افراد در دوران کودکی و نوجوانی نشان می دهند، رفتار افراد معمولا بازتابی از دوران کودکی آن هاست. همچنین ضروری است که آموزش حقوق بشر در جامعه از دوران کودکی آغاز شود زیرا که یافته های علم عصب شناسی نیز نشان می دهند که محرک های بیرونی در فعال سازی و ارتقای بخش های مختلف عصبی و شناختی مغز هر یک آثار خاص به خود را دارند.

اگر معتقد باشیم که حقوق بشر و مبانی آن نظیر برابری و آزادی، ذاتی و همچنین برآمده از نیازها، عواطف و درونیات ذاتی انسان است، نمی توان گفت که حقوق بشر از آن حیث که فیزیک و یا شیمی نیاز به آموزش دارند نیاز به آموزش دارد. به عبارت دیگر آموزش حقوق بشر همانند علومی چون فیزیک و یا شیمی نیاز به آموزش به معنای ارائه اطلاعات و در کنار هم نهادن آن‌ها نیست، بلکه آموزش حقوق بشر به معنای یادآوری کرامت انسانی و تسهیل‌فرآیند تفکر است. چنین آموزشی است که می‌ تواند آن روحیه ناهمکار و خود رأی را که مایه دلزدگی‌ های بخشی از فعالان مدنی از کار با بدنه مردم است تغییر دهد.

اما ویژگی های چنین آموزشی چیست؟ در ادامه برخی ازملاحظات ضروری و ویژگی های چنین آموزشی تبیین خواهند شد که ماحصل بخشی از جمع بندی نگارنده از برگزاری کارگاه های آموزشی برای  کودکان است. ضروری است یادآوری کنم این ایده ها و ملاحظات بی بهره گیری نظری از اندیشه ها و آثار ایوان ایلیچ، پائولوفریره و فلیسیا تیبیتس قوام نمی یافت.

۱- کارگاه و کلاس باید جایی باشد که کودکان بتوانند آزادی، برابری و امنیت را در آن تجربه کنند. از این رو هرگز نباید درباره جای نشستن، زمان حرف زدن، ورود و خروج به کلاس و … محدودیتی ایجاد کرد. البته برای اداره کلاس قواعدی لازم است، اما بهتر است مربی بپذیرد نه صلاحیت این کار را دارد و نه متولی این کار است. وضع قواعد باید توسط خود کودکان صورت پذیرد و مربی به عنوان یک همراه به کودکان کمک کند. قوانینی که خود کودکان وضع می کنند بیشتر مورد احترام قرار می گیرند تا قوانینی که ما برای آنان وضع کنیم.

۲- مفاهیم حقوق بشری از قبیل احترام، آزادی بیان، حق، مسئولیت، برابری و … اموری انتزاعی هستند و دقیقا به همین دلیل، هرگونه توضیح و تفسیرِبدون انجام فعالیت هایی گروهی که منضم به تجربه زیسته کودک و یا فعالیت‌ های خلاق داستانی و نمایشی نباشد، در عمل نه تنها با شکست مواجه خواهد شد، بلکه ادامه مسیر و فرایند آموزشی را با دشواری روبه رو خواهد کرد.

۳- پیش از هرگونه برنامه ریزی لازم است تا در محیط آموزشی به جست‌وجو بپردازید. ایستارها، تابوها، عرف ها و هنجار های مذهبی، قومی، زبانی، جنسیتی و … باید شناسایی شوند. این شناسایی از چند جهت کمک خواهد کرد. نخست این که شما با کسب شناخت از محیط پیرامون گروه هدف خود، موانع فرهنگی و اجتماعی که می توانند آموزش شما را کم اثر کنند شناسایی خواهید کرد. نکته دیگر این که این شناسایی به شما نشان می دهد که دقیقا بر چه موضوعاتی باید بیشتر تمرکز کنید. به عنوان مثال اگر شما متوجه شوید که متکلمین به زبان ترکی در محله مورد نظر به خاطر لهجه مورد تمسخر قرار می گیرند یا با القاب توهین آمیز خطاب می شوند، یکی از ماموریت های شما این است که بتوانید با تبیین تفاوت های فرهنگی و زبانی میان مردم و درونی کردن لزوم احترام افراد به فرهنگ و خواستگاه قومی یا زبانی تاثیر گذار باشید. کمک دیگر شناسایی محیط به شما این است که حساسیت های فرهنگی مردم محله را شناسایی می کنید. این حساسیت ها در اغلب موارد برآمده از مذهب (مانند تفکیک جنسیتی) یا خواستگاه های طبقاتی، قومی یا زبانی(مانند برتری ایرانی ها بر مهاجران افغان) است. گرچه اغلب این حساسیت ها با حقوق بشر و حقوق کودک متباین اند با این حال عجله در تغییر گارد گرفتن در برابر آن ها مانع می شود شما اعتماد افراد محله (که برای ادامه کار خود به آن نیاز دارید) حلب کنید. توجه و تاکید بر اشتراکات یا مسائل مشترک تمامی اهالی محله (که به وسیله جست و جو در محله قابل شناسایی اند) می تواند به شما در کسب مشروعیت لازم کمک کند. اما فراموش نکنید که به هیچ عنوان نباید رفتار، گفتارتان تایید کننده امور متباین با حقوق بشر باشد. از این رو کار تسهیل گر حقوق بشر مانند راه رفتن بر لبه تیغ است.

۴- آموزش یک فرآیند است که اگر معطوف به عمل واقعی نشود، بدان معناست که عقیم مانده است. از این جهت لازم است در فرایند آموزش همیشه در جست و جوی این باشیم که چگونه می توان فعالیتی هر چند کوچک اما واقعی انجام دهیم. این فعالیت که توسط فراگیران انجام می شوند می توانند همکاری در پخش میان وعده روزانه یا اداره امور کتابخانه، یک روزنامه دیواری درباره مشکلات بهداشتی محله یا آموزش هایی مانند چگونگی پیش گیری از سرایت سرماخوردگی، پرکردن فرم شناسایی کودکانی که واکسینه نشده اند و … باشد. داوطلبانه و مشارکتی بودن این فعالیت ها در کودکان احساس تعلق متقابل نسبت به دیگران و کلاس ایجاد می کند. در مراحل نهایی کارگاه می‌ توان فعالیت های عمده تری مانند نامه نگاری با شهرداری محله برای حل مشکلاتی نظیر نصب چراغ در معابر تاریک، دیوار کشی دور خرابه ها و … یا همکاری در ایجاد تغییرات کالبدی در ساختمان  برای تبدیل آن به فضای دوستدار کودک انجام داد.

۵- کارگاه باید ارزیابی شود. برای این کار شما باید هم برای فعالیت های خود برنامه ریزی زمانی مشخص داشته باشید و هم از فعالیت خود گزارشی تهیه کنید که شامل توفیق یا عدم توفیق فعالیت و دلایل آن، زمان شروع و پایان کارگاه، تغببرات محسوس در رفتار کودکان و بازخورد های کلاس باشد. این ها در کنار نتایج فعالیت های گروهی مستنداتی هستند که هم برای گزارش دهی پایان پروژه به شما کمک خواهند کرد و هم در ارزیابی عملکرد خود در مقایسه با اهداف اولیه. کودکان نیز در ارزیابی شما نفشی کلیدی دارند. می توان از آن ها خواست تا نظرات خود را بنویسند یا در کلاس بیان کنند.

۶- موضوعات حقوق بشر و حقوق کودک می توانند به صورتی غیر مستقیم مطرح شوند حتی در کلاس ریاضیات! بررسی اتفاقات ناقض حقوق بشر در جنگ ها و درگیری ها مانند نسل کشی یهودیان، نظام تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی یا بمباران شیمیایی در جنگ ایران و عراق، رخدادهای بزرگ مانند جنگ جهانی یا سقوط کلیسا در پی قرون وسطی و زندگی شخصیت های تاریخی مانند مارتین لوتر کینگ و نلسون ماندلا که علیه تبعیض نژادی مبارزه کرده اند در کلاس تاریخ مفید خواهد بود. درباره درس جغرافیا می توانید به مشکلات توسعه نامتوازن شهرها و رشد حاشیه ها و فقر اشاره کنید، همچنین بررسی رابطه تخریب محیط زیست  و منابع طبیعی با نقض حقوق بشر و کودک می تواند به ترسیم تصویری از  مفهوم حقوق آیندگان کمک کند. در درسی مانند زیست شناسی می توان درباره یک سان بودن نقشه ژنتیک انسان و بی پایه بودن ادعاهای نژادپرستانه ای که تفاوت های  فرهنگی یا تبعیض های طبقاتی و جنسیتی و قومیت ها را به نژاد، جنس و ژنتیک مرتبط می دانند پرداخت. در درس ریاضیات و آمار می توانید به آمارهاب حقوق بشری بپردازید. به عنوان مثال در تشکیل جدول تناسب به جای پرتقال و سیب و مثال های تکراری و خواب آور، آمار کودکان محروم از تحصیل به نسبت کل جمعیت را با دانش‌آموزان محاسبه کنید یا نشان دهید که روزنامه ها چه طور با بیان متفاوت یک واقعیت بیرونی به ذهن مردم جهت می دهند: مثلا ۱ درصد کودکان شهر در خیابان می خوابند. شهر مورد نظر ۱ میلیون کودک دارد، یعنی۱۰۰۰ کودک در خیابان می خوابند اما رسانه ها برای بزرگ جلوه نکردن این عدد، به حای عدد ۱۰۰۰ نفر از عدد یک درصد استفاده می کنند یا بالعکس بای فرار از سانسور این واقعیت تلخ را به این شکل بیان می کنند. در کلاس علوم هم می توان درباره تغذیه و مواد ضروری برای رشد و سلامتی برای کودکان نکاتی را مطرح کرد.

۷- کودکان در نهاد خانواده و سپس در مدرسه و خانواده جامعه پذیر می شوند. از این جهت بد نیست که در کنار برنامه ها و فعالیت هایی که با کودکان انجام می شود، برنامه های کوچکی نیز برای سایر اعضای خانواده کودکان داشت.

۸- پایه تفکر حقوق بشری، تفکر خلاق و انتقادی است. این که کودکان بدانند در پیمان نامه حقوق کودک درباره حق برخورداری از اوراق هویت یا  سرپرستی دقیقن چه چیزی نوشته شده است به خودی خود اهمیتی ندارد و تنها بخشی از برنامه آموزشی ماست. اما سوال، به چالش کشیدن وضع موجود و توانایی تصور راه حل ها و وضعیتی متفاوت با آن چه که هست، می تواند در کودکان اعتماد به نفس و همبستگی کافی برای پیگیری حقوق خود ایجاد کند.



[۱] درباره منشور حقوق شهروندی و این که چرا افکار عمومی را منحرف می‌ کند، می‌ توانید دو مقاله زیر را بخوانید: 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large