Skyscraper large

سیاست‌های خلوص نژادی آلمان نازی‌

df65g4fff

امید رضایی

«لبنرزبورن» (Lebensborn) به معنای لغوی «سرچشمه‌ی حیات»، نام برنامه‌ای است که آلمان نازی از ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۵، از طرفی جهت افزایش جمعیت رایش و از طرف دیگر برای برساختن نژاد برتر اجرا کرد: ساخت نژاد برتری که به عنوان بخشی از رایش هزار ساله، به تمامی اروپا مسلط خواهد شد.

لبنزبورن، یکی از مخوف‌ترین و محرمانه‌ترین پروژه‌های آلمان نازی بوده است. این برنامه مستقیماً زیر نظر اِس‌اِس و شخص هینریش هیملر اجرا شده است. موسسه‌ی لبنزبورن، در ۱۲ دسامبر ۱۹۳۵ تاسیس شد؛ دقیقاً همان سالی که قانون نورمبرگ تصویب و اجرایی شد که براساس آن، ازدواج با یهودی‌ها و با دیگر نژادهایی که از نظر فاشیست‌ها «پست» انگاشته می‌شدند، ممنوع اعلام شد.

پروژه‌ی لبنزبورن، درواقع به دنبال این بود برای زنان «آریایی» امکان بچه‌دار شدن هرچه بیش‌تر را فراهم کند.

طی دهه‌های منتهی به جنگ جهانی دوم، نرخ زاد و ولد درآلمان به شدت رو به کاهش بود. هینریش هیملر، رئیس اس‌اس و یکی از نزدیک‌ترین افراد به هیتلر، به دنبال معکوس کردن این روند بود. وی باور داشت که جمعیت رایش باید به ۱۲۰ میلیون نفر برسد و مهم‌تر این‌که این جمعیت، همه باید از نژاد ژرمن/نوردیک باشند. به این ترتیب، براساس پروژه‌ی لبنزبورن، هیملر افسران اس‌اس و ورماخت را تشویق کرد که فرزندانی از زنان «آریایی» داشته باشند. او باور داشت که فرزندان پروژه‌ی لبنزبورن، برای رهبری ملت نازی-آریایی تربیت خواهند شد.

طبق پروژه‌ی لبنزبورن، به زنان و دخترانی که از نظر نژادی، «خالص» تشخیص داده می‌شدند، پیشنهاد می‌شد به شکل مخفیانه بچه‌دار شوند. در این پروژه، هیچ تفاوتی بین زن مجرد و زن متأهل وجود نداشت و خلوص نژادی، تنها معیار شرکت در برنامه بود.

هم پدر و هم مادران متقاضی پروژه‌ی لبنزبورن، باید در تست «خلوص نژادی» شرکت می‌کردند. در این تست، ویژگی‌های ظاهری، از جمله موی بلوند و چشم سبز یا آبی، معیار اصلی پذیرش بود و علاوه بر آن، تبار خانوادگی فرد متقاضی، دست کم تا سه نسل به طور دقیق بررسی می‌شد. متقاضی باید ثابت می‌کرد که دست کم پدربزرگ او، «آریایی خالص» است. به‌این ترتیب تنها ۴۰درصد زنان متقاضی شرکت در پروژه، در این تست قبول می‌شدند. زنانی که اکثریت آنان، مجرد بودند: تا سال ۱۹۳۹، ۵۷ درصد و در ۱۹۴۰، ۷۰ درصد).

در ابتدا کودکان متولد شده در پروژه‌ی لبنزبورن، توسط اس‌اس به پرورشگاه‌ها منتقل می‌شدند و سپس اس‌اس زمینه‌ی به فرزندی‌پذیرفتن‌شدن آن‌ها توسط خانواده‌های اصالتاً «ژرمن» را فراهم می‌کرد. سپس اس‌اس این پرورشگاه‌ها را به مکان ملاقات (Meeting Place) تبدیل کرد که در آن زنان آلمانی از نظر نژادی «خالص»، با یک افسر اس‌اس ملاقات می‌کردند و صاحب فرزند می‌شدند. در پروژه‌ی لبنزبورن، از زنان باردار (چه مجرد و متاهل) حمایت کامل می‌شد و آن‌ها دور از محل زندگی‌شان (برای جلوگیری از طرد از جامعه)، در خانه‌های مخصوص پروژه، زندگی می‌کردند.

9r87te65rrنخستین خانه‌ی لبنزبورن در ۱۹۳۶ در Steinhoering، روستای کوچکی نزدیک مونیخ، گشایش یافت. خانه با بهترین لوازم غارت‌شده از منازل یهودیانی که به Dachau فرستاده شده بودند، مبله شده بود. سرانجام، ۱۰ خانه‌ی لبنزبورن در آلمان، ۹ خانه در نروژ، ۲ خانه در اتریش و در بلژیک، هلند، فرانسه، لوکزامبوگ و دانمارک هرکدام یک خانه تاسیس شد. هیملر شخصاً توجه و علاقه‌ی ویژه‌ای به این خانه‌ها نشان می‌داد. او نه تنها به انتخاب مادران، بلکه به دکور خانه‌ها توجه می‌کرد و حتی به کودکانی که در روز تولد او، ۷ اکتبر به دنیا می‌آمدند، توجه خیلی خاصی داشت.

در ۱۹۳۹، برنامه‌ی لبنزبورن، به نتایجی که هیملر امیدوار بود، دست نیافت. هیملر به همه‌ی افسران اس‌اس و پلیس مستقیماً دستور داد تا جایی که توان دارند «پدر» شوند تا تلفات جنگ جبران شود. این دستور با مقاومت روبه‌رو شد. خیلی از آلمانی‌ها احساس می‌کردند پذیرش مادران مجرد، نوعی تشویق به فساد است. نهایتاً هیملر عقب‌نشینی کرد، اما هرگز آشکارا فرزنان نامشروع و این روش به‌دنیا آوردن فرزند را محکوم نکرد. خود او دو فرزند نامشروع داشت.

پروژه‌ی لبنزبورن خیلی زود برای خوش‌آمد گویی به مادران غیرآلمانی نیز آماد شد. در سیاستی که در ۱۹۴۲ توسط هیتلر وضع شد، سربازان آلمانی تشویق شدند که با زنان بومی دوست و رفیق شوند، با علم به این که هر کودکی که آن‌ها منجر به تولدش شوند، توسط اس‌اس‌ تامین خواهد شد. زنان مناسب از نظر نژادی، که معمولاً دوست‌دختر یا هم‌خوابه‌ی یک شبه‌ی افسران اس‌اس بودند، به خانه‌های لبنزبورن دعوت می‌شدند تا فرزندانشان را در امنیت و به شکل پنهانی به دنیا بیاورند.

جنگ جهانی دوم به هیملر فرصت واقعی گسترش لبنزبورن را داد. یکی از وحشتناک‌ترین بخش‌های سیاست لبنزبورن، ربودن کودکانِ از نظر نژادی مقبول در کشورهای اشغال‌شده‌ شرقی پس از سال ۱۹۳۹ بود. اس‌اس همواره ارتش را در مناطق جنگی، همراهی می‌کرد. اس‌اس نقش‌های مختلفی در اشغال کامل منطقه‌ای که توسط ارتش نازی مورد تجاوز قرار گرفته بود، ایفا می‌کرد. یکی از وظایفی که هیملر به اس‌اس محول کرده بود، جستجوی کودکان مناسب برای ایده‌ی «برتری آریایی‌ها» بود. برخی از این کودکان یتیم بودند، اما اسناد روشنی وجود دارد که خیلی از آن‌ها از والدینشان دزدیده‌ ‌شده‌اند. در این آدم‌ربایی، اس‌اس کودکانی را که با معیارهای نژادی ناز‌ی‌ها (موی بلوند و چشم‌های آبی یا سبز) سازگار بودند، به اجبار با خود همراه می‌کرد. هزاران کودک به مراکز لبنزبورن برده‌ شدند تا «ژرمنیزه» شوند. احتمالاً تنها از لهستان، بیش از صد هزار کودک دزدیده‌ شدند. اما آمار واقعی کشف نشده است، زیرا مدارک در لحظاتی که جنگ رو به پایان بود، از بین رفته یا گم شده است. به شکل دقیق و شدیداً قاطعی، به این کودکان هویت جدید داده شد و گذشته‌ی آنان به کلی از بین رفت و ممکن است که برخی حتی معلوم نباشد که به زور از والدینشان جدا شده‌اند. تخمین زده می‌شود ۱۲هزار کودک در نتیجه‌ی کمپین‌های اس‌اس برای «تولید کودک آریایی تا حد ممکن»، به دنیا آمده باشند!

از کودکان تست‌های گوناگون گرفته می‌شد و نهایتاً به سه دسته‌ی «مطلوب جهت پیوستن به جمعیت ژرمن»، «قابل قبول» و «غیر قابل قبول» تقسیم می‌شدند. کودکان دسته‌ی سوم به کمپ‌های کار اجباری فرستاده می‌شدند تا کار کنند یا کشته شوند. کودکان دو گروه دیگر، اگر بین ۲ تا ۶ سال داشتند به خانواده‌های «اصالتاً ژرمن» سپرده می‌شدند تا در محیطی آلمانی، آموزه‌های نازی را فرا گیرند و کودکان بین ۶ تا ۱۲ سال به مدارس شبانه‌روزی آلمانی منتقل می‌شدند. در مدرسه روی کودکان اسامی جدید آلمانی گذاشته می‌شد و سعی می‌کردند به آن‌ها بیاموزند که باید به این که بخشی از آلمان هستند، افتخار کنند. کودکان در مدارس مجبور به فراموش کردن والدینشان و پاک کردن همه‌ی حافظه می‌شدند. پرستاران اس‌اس سعی می‌کردند کودکان را قانع کنند که آن‌ها به اختیار خودشان والدیشان را ترک کرده‌اند. کودکانی که به آموزش‌های نازی تن نمی‌دادند، مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفتند. خیلی از آن‌ها سرانجام به کمپ‌های کار اجباری (عموماً به کالیش در لهستان) منتقل می‌شدند و نابود می‌شدند. آن‌ها که پذیرای آموزش نازی‌ها بودند، توسط خانواده‌های اس‌اس، به فرزندی پذیرفته می‌شدند.

نروژ در ۱۹۴۰ اشغال شد. این کشور به خاطر پیشینه‌ی وایکینگ‌ها، هیملر را به طور خاصی شیفته کرد. هیملر علاقه‌ی زیادی به مبارزان وایکینگ و موفقیت‌های آنها به عنوان جنگجو داشت. زنان نروژی –چه متاهل و چه مجرد- تشویق یا مجبور به رابطه‌ی نامشروع جنسی با افسران اس‌اس می‌شدند. ۹ خانه‌ی لبنزبورن در این کشور تاسیس شد. کودکان به دنیا آمده از هر رابطه، به آلمان برده شدند و توسط خانواده‌های تائیدشده‌ی نازی، به فرزندی پذیرفته می‌شدند. این کودکان در یک مراسم توسط اس‌اس تعمید داده می‌شدند و والدین جدید در این مراسم سوگند یاد می‌کردند که کودک باید در تمام عمر از باورهای نازی تبعیت کند.

کودکان متولد شده در برنامه‌ی لبنزبورن، با سختی‌های زیادی پس از پایان جنگ در می ۱۹۴۵ روبه‌رو شدند. دولت نروژ این کودکان را «موش کثیف» و مادران آنها را «فاحشه‌ی آلمانی» نامید. این واهمه وجود داشت که این کودکان به باورهای پدران خود که افسران اس‌اس بودند و باورهای نازی داشتند، وفادار بمانند، همانطور که نازی‌ها برنامه‌ریزی کرده بودند. کودکان لبنزبورن در نروژ که در ۲۰۰۸ همچنان زنده بودند، به حکم دادگاه حقوق بشر اروپا، هرکدام ۲۰۰۰ یورو غرامت دریافت کردند.

در ۱۹۴۲، به تلافی قتل فرمانده اس‌اس در پراگ، راینهارد هیدریش، یک واحد اس‌اس تمامی مردان یک روستای کوچک به نام Lidice را کشت. در طول این عملیات، برخی از افسران اس‌اس، شروع به گزینش کودکان کردند. آن‌ها ۹۱ کودک را برای «ژرمنیزه» شدن خوب تشخیص دادند و به آلمان فرستادند. بقیه به کمپ‌عای مخصوص کودکان فرستاده و بعدها مراکز اعدام دسته‌جمعی فرستاده شدند.

همزمان با پیشروی متفقین، کودکانی در خانه‌های مختلف لبنزبورن بودند، به خانه‌های اصلی خود بازگردانده‌شدند. در ۱ می ۱۹۴۵، یک روز پس از مرگ هیتلر، گروهان‌های آمریکایی به سمت Steinhoering رفتند. آن‌ها ۳۰۰ کودک بین شش‌ماه تا یک سال را در آن‌جا یافتند. خیلی از مادران و کارمندان، گریخته ‌بودند. بریتانیایی‌ها و روس‌ها نیز کودکانی را خانه‌های لبنزبورن نزدیک Bremen  و  Leipsig یافتند. تعدادی از بچه‌هایی که در کشورهای دیگر ربوده شده و با خانواده‌های آلمانی زندگی می‌کردند، به کشور خودشان باز گردانده‌شدند. متاسفانه خیلی از آن‌ها «ژرمنیزه‌تر» از آن شده بودند که در وطنشان پذیرفته شوند!

تقریباً غیرممکن است که کشف شود چند کودک در کشورهای اشغال‌شده‌ی شرقی ربوده شدند. در ۱۹۴۶، تخمین زده شد که بیش از ۲۵۰هزار کودک ربوده و به اجبار به آلمان فرستاده شده‌اند. فقط ۲۵۰۰ نفر از آن‌ها بعد از جنگ به کشورهای خودشان بازگردانده‌ شدند و به خانواده‌های‌شان پس داده شدند. روشن است که خانواده‌های آلمانی زیادی از پس دادن بچه‌هایی که از مراکز لبنزبورن گرفته بودند، سرباز زدند. در برخی موارد، خود کودکان از بازگشت به خانواده‌ی اصلی خود، امتناع کردند. آن‌ها قربانیان پروپاگاندای نازی بودند و باور داشتند که ژرمن خالص هستند. همچنین واضح است که هزاران کودکی که برای ژرمنیزه‎شدن، به اندازه‌ی کافی خوب تشخیص داده نشدند، به سادگی اعدام شدند. در طول ده سال اجرای برنامه، دست کم ۷۵۰۰ کودک در آلمان و ۱۰هزار کودک در نروژ متولد شدند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large