Skyscraper large

تصویر مبهم عاشورا

+fg898f8f

نویسنده

به مقتضای رسومات نسبتاً جدید فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی، با نزدیک شدن به هر تاریخ و مناسبتی، عموم افراد به نحوی از انحا به آن می پردازند. از بازگویی و روایت تا تحلیل و مخالفت و یا ملغمه ای از همه ی موارد. رویه ای که با نزدیک شدن به ماه محرم و در روزهای این ماه نیز به شدت و حدت شاهد آن بوده و هستیم. شگفتی این رسومات نو ظهور در این مورد، در شفافیت روایات و خاطره هاست. در روشنی انگیزه ها و عواطف. در توالی بی نقص و عاری از تردید بودن اتفاقات.  و چرایی این شگفتی، در ابهام و تاری آن در ذهن نگارنده است.  که جز آمیزه ای از تصاویر لحظه ای و رنگ ها و صداها، مایه ای برای روایت ندارد و نتیجتاً تحلیل و تفسیری قابل عرضه ای هم ندارد.

یاد آوری خاطرات، دست خوش احساسات فرد و ذهنیات وی از زمان وقوع آن است و لزوماً مطابقتی با اتفاقات پیش آمده در گذشته ندارد. روزهایی اندوه بار و ناراحت کننده، به صرف احساس مثبت گذشتن، می توانند مطبوع به خاطر آیند و روزهایی که در لحظه خود را به عنوان سازندگان خاطرات خوب معرفی می کنند، می توانند پس از چند سال به یمن هم پوشانی با نقاط تاریک ذهنی، به سیاه ترین روزهای تقویم مبدل شوند. به همین سبب است که با کنار گذاشتن هرچند نا ممکن قضاوت ها و پیش فرض ها،  یاد آوری روزهای مصادف با ماه محرم و خاطرات مربوط به آن در گذشته ای که پیش تر از شکل گیری ذهنیات و سو گیری نسبت به مناسبات و مراسم و آیین های مذهبی واقع شده است، وزنه ی خاطرات را به طرف خوب یا بد هدایت نمی کند. مانند زمانی که این ماه را در فضای مدرسه و در آن سنین به یاد می آوریم.

انتخاب دیدنی ها و شنیدنی ها

ما داستان را از بر بودیم. چرا و چگونه اش را می دانستیم حتی اگر اهمیتی هم برایمان نداشت. هر روز می شنیدیم و گوش می کردیم و همراه می شدیم. بهانه یا تنوع یا سوگواری فرق چندانی نداشت، همراه می شدیم. وقفه ای بود در گذر عادی و معمولی روزهای بدون اتفاق مدرسه. گاهی حتی منتظر آن می شدیم برای اینکه ما را از رویه ی بی هیجان و انگیزه ی درس و کلاس و مدرسه آزاد کند. حتی اگر ندانیم چرا خنده و رنگ در این چند روز تغییر روال، ممنوع است.

ما باید چند روز موعود را غنیمت می شماردیم. فرصت زیادی نبود برای جبران یک سال آمد و شد بی اتفاق و بی تغییر. باید انتقام همه ی دقیقه ها و لحظه هایی که به اجبار سر کلاس ها نشسته بودیم، همه ی تکالیفی که بی رمق انجام داده بودیم، همه ی صبح هایی که خواب آلود به مدرسه رفته بودیم و همه ی جذابیتی که کلاس و مدرسه برایمان نداشت در این چند روز می گرفتیم. زمان زیادی نبود برای بهره بردن. پس باید انتخاب می کردیم.

ما انتخاب می کردیم چشم هایمان را بر کشتن هر روزه ی چندین و چند گوسفند و گاو برای تامین غذای هیئت ها و خون های رو زمین ببندیم. ما انتخاب می کردیم شنیده های حاکی از قمه زنی برای کودکان و نوزادان را نشنیده بگیریم. ما ترجیح می دادیم ممنوعیت خنده و رنگ در محیط های عمومی و مدرسه را جدی نگیریم و حس حقارت ناشی از تذکر های “بلند نخند، مگر حواست نیست محرم است..” یا “موهایت را بپوشان، در این ماه گناه آن چند برابر است..” را لحظه ای بیش تر در ذهن نگاه نداریم و در عوض آن ها، از تعطیلی های بی حساب این چند روز لذت ببریم. از فرصت فرار کردن از کلاس و درس به بهانه ی تئاتر و سرود و اجرای مراسم. از انجام ندادن تکالیف به بهانه ی عزا داری و کمبود وقت. از امکان بیرون از خانه بودن بیشتر از حد معمول. اما به هر حال می دانستیم در این روزها، جاهایی در همین شهر، برای برپایی مراسم عزاداری خون به پا می کنند. می دانستیم دادن “نذری” و غذا، به آن صف های طولانی، تناسبی با فلسفه برپایی مراسم ماه محرم ندارد. می توانستیم تشخیص دهیم ناراحتی نقش بسته بر چهره ی بسیاری از معلمان اجباری بیش نیست. با این حال چند روز بیش تر نبود. باید دست به انتخاب می زدیم، قبل از آن که دوباره به روند ملال آور روزهای قبل بازگردیم.

مدارس این روزها

تشدید جلوه های مذهبی و محرم محور مدارس در این ماه، از اخبار و گزارشات صادره مشخص است. برنامه هایی که از مدت ها پیش از شروع ماه محرم در سال جاری تدوین و تنظیم گشته و با گذشت حدود ۲ هفته از این ماه، گزارشات حاوی نحوه ی اجرا و پیاده سازی آن ها منتشر شده است. اخبار و برنامه ها حاکی از افزایش “گفتمان” های دینی با موضوعاتی همچون تبیین فلسفه ی قیام عاشورا، آشنایی دانش آموزان با شخصیت های عاشورایی، آسیب های اجتماعی، حجاب و عفاف، زندگ امام حسین (ع)، فرق و مذاهب، مهدویت، نماز، روابط دختر و پسر، احکام، اخلاق، عقاید، شبهات فکری و اعتقادی جوان در چندین استان کشور بوده است و پیاده سازی آن ها در گزارش های صادره، رضایت بخش و موفقیت آمیز عنوان شده است. (منبع)

ذهنیات نگارنده در مورد نحوه ی اجرای این گونه برنامه ها و آثار آن بر روی دانش آموزان، چیزی جز القای آموزه های مذهبی با استفاده از ابزار های به ظاهر آموزشی و در حقیقت اجباری نیست. در زمان حاضر این افزایش برنامه های دینی و تشدید فشار از جانب گروه های مذهبی، برای همراه کردن دانش آموزان با عقاید و اهداف خود، به گونه ای دست بردن در آزادی فکر، عقیده و مذهب کودکان تلقی شده که نافی ماده ی ۱۴ کنوانسیون حقوق کودک می باشد. با این حال با کنار گذاشتن این زمان و باز گشتن به آن دوره، چنین برنامه هایی می توانند به مغتنم شمردن لحظات رهایی از کلاس و درس کمک کنند. زمانی که از صحبت های دقیقه ای معلم های تربیتی و پرورشی با گرفتن ساعت منظور شده برای کلاس درس های اصلی از طرف همه ی دانش آموزان بدون توجه به محتوای احتمالی آن ها استقبال می شود، برگزاری برنامه هایی چنین گسترده می تواند ساعات زیادی از این دست را به  دانش آموزان اهدا کند و محتوای صحبت های مبلغان در این ساعات اهدایی، تاثیری بر استقبال دانش آموزان از آن نخواهد داشت.

 


اخبار در رابطه با برگزاری گفتمان های دینی در مدارس و ارسال مبلغان مذهبی را در این لینک ها بخوانید :

ماده ۱۴ کنوانسیون حقوق کودک:

  • ۱٫ کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ حق‌ آزادی‌ فکر، عقیده‌ و مذهب‌ را برای‌ کودک‌ محترم‌ خواهند شمرد.
  • ۲٫ کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ حقوق‌ و وظایف‌ والدین‌ و سایر سرپرستان‌ قانونی‌ کودک‌ را درباره‌ هدایت‌ کودک‌ در جهت‌ اعمال‌ حقوق‌ وی‌ به‌ طریقی‌ که‌ باعث‌ اعتلای‌ استعدادها و توانایی های‌ کودک‌ شود، محترم‌ خواهند شمرد.
  • ۳٫ آزادی‌ ابراز عقیده‌ و مذهب‌ فقط‌ طبق‌ محدودیت هایی‌ که‌ در قانون‌ تصریح‌ شده‌ و برای‌ حفظ‌ امنیت‌، نظم‌، سلامت‌ و اخلاقیات‌ عمومی‌ و یا حقوق‌ و آزادیهای‌ اساسی‌ دیگران‌ لازم‌ است‌، محدود می‌شود.
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large