Skyscraper large

دعوت به خشونت یا نهی از آن؟

sdf48s9d7fd

تیرداد آذرنوش

نوشت افزارها تا حدود ۱۶-۱۵ سال پیش همه یک رنگ و یک شکل بودند. پشت جلد همه آن ها یک معلم در حال نوشتن این جمله از «روح الله خمینی» بود: «تعلیم و تعلم عبادت است». دفترها یا زرد بود یا آبی یا صورتی. ۴۰ برگ و ۶۰ برگ و ۱۰۰ برگ، نه فنر داشت و نه گل و بلبلی جلدش را آرایش کرده بود. اما در چند سال اخیر این نوشت افزارها بودند که مثل خیلی از چیزهای دیگر دچار تحولاتی سریع و گسترده شده و به میدان مانور طراحان مبدل شدند. «باربی» و «اسپایدرمن» و «یانگوم» به یکباره به ذهن طراحان این عرصه هجوم آوردند و در چشم به هم زدنی جریان سیّالشان اول نوشت افزار فروشی ها را به اشغال خود درآورد و بعد کیف دانش آموزان ایرانی را.

در دو سه  سال گذشته چند موسسه خصوصی با ورود به بازار گسترده لوازم التحریر، تلاش کردند که ذهنیات خود را در جهت بومی کردن طرح های روی جلد پیاده کرده و به قول خود، کودکان ایرانی را از تهاجم فرهنگی نجات دهند. از جمله این ابتکارات  می توان به طرح های ثنا و ثمین و سینا از سوی «موسسه فرهنگی هنری خیبر»، تصاویر نام آوران علمی، ورزشی، هنری و شهدا از جانب «دفتر مطالعات جبهه فرهنگی» و طرح های انیمیشن ایرانیِ شکرستان از جانب «حوزه هنری کودک و نوجوان» اشاره کرد.

بومی کردن، خوب یا بد؟

در راستای سیاست بومی کردن طرح نوشت افزارها چند نکته همیشه لحاظ شده است: اسلامی بودن طرح ها (که همیشه در ارجحیت قرار داشته)، وجود شخصیت هایی که در جنگ و یا بعد از آن به نحوی کشته شده اند و غیاب طرح های مربوط شخصیت های زنان در تاریخ.

در سطحی دیگر ایدوئولوژی رسمی به شدت تبلیغ و ترویج می شود. به عنوان مثال می توان به طرح جلدی با عکس هایی از دانشمندان هسته ای ترور شده اشاره کرد. مگر ذهن یک کودک ۷ یا ۱۰ سال تا چه اندازه توانایی پردازش این موضوع  را دارد که بداند انرژی هسته ای چیست؟ دانشمندان هسته ای را چرا ترور می کنند؟ اصلاً ترور چیست؟ و یا در دیگر طرح ها عکس ها، نقاشی ها و تصاویری از جنگ ایران و عراق دیده می شود. اصولاً دیدن این تصاویر و یا دانستن در مورد جنگ ایران و عراق برای یک کودک ۷ تا ۱۰ ساله چه جذابیتی می تواند داشته باشد؟

 در طرح جلد دیگری –  که به هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی مربوط می شود – چنین نوشته اند: «متخصصان جوان ایرانی طی یک جنگ الکترونیکی دشوار توانستند هواپیمای بدون سرنشین آمریکا را که «آر- کیو۱۷۰» نام دارد وادار به فرود کنند. این هواپیما در حال جاسوسی از خاک ایران بوده است. «آر- کیو۱۷۰» از پیشرفته ترین پهپادهای موجود در سطح جهان است. دانشمندان ایرانی با موفقیت توانستند تکنولوژی به کار رفته در این هواپیما را به دست آورده و ساخت نمونه‌های مشابه را آغاز کنند».

اساساً اینکه کودک در این سن با معانی جاسوسی، جنگ، دشمنی و… آشنا شود، جز تاثیر مخرب بر روی دوران کودکی اش و تقویت روحیه خشونت طلبی وی چه وجه مثبتی دارد؟: البته جز از نگاه حکومت که با این دست تبلیغات سعی در حفظ کیان نظام – حتی در میان کودکان  دارد.

این نقاشی ها از یک منظر – و به خاطر مسلسل و تفنگی که در آن ها وجود دارد – می تواند برای پسربچه ها جذابیت هایی داشته باشد، ولی برای دختران چطور؟ آیا آنان با سربازان کشته شده در جنگ ارتباط برقرار می کنند؟  اگر قرار بر بومی کردن و ترویج فرهنگ ایرانی است، می بایست از چهره های زنان مشهور ایرانی نیز در این طرح ها استفاده شود که متأسفانه چنین طرح هایی دیده نمی شود. زنانی که در حوزه ی هنر، ادبیات، علم و … توانسته اند توانایی های خود را در خدمت به سرزمین شان استفاده کنند و نام شان و عموم مردم نیز نام شان را به نیکی می برند. آیا زنانی چون فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، پروین اعتصامی و … نمی توانند برای دختربچه های ایرانی الگوهایی مناسب بوده و جای باربی ها و امثال اُم را بگیرند؟

بازی های رایانه ای

در بخش بازی های رایانه ای متاسفانه وضعیت بدتر است. بازی های رایانه ای به عنوان یکی از پردرآمدترین محصولات فرهنگی در فروشگاهها عرضه می‌شود و کودکان و حتی والدین بدون توجه به محتوای بازی ها و با اعتماد به برچسب بنیاد ملی بازی های رایانه ای این محصولات را خریداری می کنند.

 بنیاد ملی بازیهای رایانه‌ای مدعی است بازی های دارای نشان این بنیاد، عاری از اثرات مخربی همچون ابتذال و خشونت است. حال آنکه عرضه وسیع سی دی های مستهجن بازی های رایانه ای در بازار کشور با نشان این بنیاد حاکی از تناقض و اتفاقی ناگوار در عرصه تولید محصولات فرهنگی است.

 گذشته از آن، بازی های ساخته شده توسط شرکت های ایرانی فارغ از کیفیت تصویری آن ها، که به هیچ عنوان قابل مقایسه با نمونه های خارجی نیستند، از کیفیت و خط روایی داستان بازی که در اکثریت موارد به جنگ ایران و عراق می پردازد، به راحتی نمی توان گذشت. نهم خردادماه سال ۸۵ بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی در یک مصوبه ۱۱ ماده ای تصویب کرد موسسه ای غیردولتی زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مسئولیت تولید و توزیع بازی های رایانه ای را برعهده بگیرد. این موسسه که به نام بنیاد ملی بازی های رایانه ای نام گرفت وظیفه تهیه و تنظیم راهبردها و سیاست ها را در زمینه بازی ها رایانه‌ای برای ارائه به شورای عالی انقلاب فرهنگی، برنامه‌ریزی و طراحی کلان بازی ها و واردات و صادرات بازی های رایانه ای بر عهده گرفت. همچنین یکی از مهمترین اهداف و سیاست های این بنیاد تبیین، تقویت و ترویج مبانی فرهنگی وهویت اسلامی ـ ایرانی از طریق این صنعت با نگاه ویژه به کودکان ونوجوانان، حمایت کامل از ظرفیت های موجود این صنعت در کشور با رویکرد بومی‌سازی و تقویت تولیدات داخلی است که در اساسنامه این بنیاد هم به آن اشاره شده است.

نقش این بازی ها تا حدی در روند رشد جسمانی و روحی روانی کودکان انکارناپذیر است. کودک بسیاری از مهارت های فردی و اجتماعی مورد نیاز برای زندگی آینده خود را از طریق همین بازی هایی که به نظر بسیاری بی اهمیت جلوه می کند می آموزد. به طوری که  در زمان حاضر بازی های رایانه ای به یک نهاد اجتماعی کننده تبدیل شده اند که سن اثرگذاری را کاهش داده اند به گونه ای که اگر کودک از ۷ تا ۸ سالگی به برنامه های تلویزیون واکنش نشان می دهد و معنای روایت و شخصیت ها را می فهمد، این سن در مورد بازی های رایانه ای به پنج سالگی می رسد. بدین ترتیب بازی های رایانه ای که روند اجتماعی کردن کودک را زودتر از سایر رسانه ها آغاز کرده اند، در انتقال نمودهای فرهنگی به کودک قوی تر از سایر رسانه ها عمل می کنند. یک نظرسنجی در اروپا نشان می دهد که بازی ای رایانه ای برای جوانان و نوجوانان بیش از سایر محصولات سرگرم کننده اهمیت دارد؛ به همین دلیل است که در اکثر کشورها سرمایه گذاری برای تولید این رسانه نوین به مراتب بیشتر از دیگر مقوله های فرهنگی است. 

ایران نیز از همان سال ۸۵ تاکنون با تولید بازی های مربوط به جنگ و با خشونت بالا سعی در جذب مخاطب و در عین حال پیاده سازی سیاست های کلی شورای عالی انقلاب فرهنگی که از مبانی اصلی آن دشمن جلوه دادن کشورهای غربی است، داشته است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large