Skyscraper large

چرا کودکان به دار و دسته های خیابانی می پیوندند

Group of boys hidden behind a wall

محراب مهاجر

«پیتر اسکات» در گزارش های خود، به مأموران مدرسه ی پزشکی اعلام کرد که تنها هفده نوجوان از صد و پنجاه نوجوان بزه کار که با آن ها مصاحبه شده است، به دارو دسته های خیابانی پیوسته اند. با این وجود بر طبق تجربیات من، تقریباً هر پسربچه ی دبستانی در لندن – که محل کار و اقامت من بود – از عنفوان کودکی به دار و دسته های خیابانی می پیوندند؛ حتی اگر زمانی که در کالسکه بودند  شانس پیوستن به این گروه ها را داشتند، آن را از دست نمی دادند.

صحبت های یک گروه از پسران را با میانگین سنی شش تا هشت سال، را خوب به یاد دارم. یکی از آن ها می گفت : «مراسم گروه ما خیلی بهتر از دیگر گروه ها بود، این طور نیست؟ ما از تیر و کمان هم استفاده کردیم، اما آن ها فقط بلد بودند سنگ پرتاب کنند». سپس کوچک ترین فرد گروه با صدای بلند رو به من گفت:«خانم، ما همیشه قبل از شروع کارمان دعا هم می خوانیم». من برای یک لحظه احساس کردم که به قاضی های دادگاه های نظامی بدل شده ام. گفتگوی ما  نشان داد که این کودکان در این سن، تفاوت گروه های خوب و بد را می دانند. امکان دارد در این سن در گروه های خوبی عضو شده باشند، اما زمانی که بزرگ تر می شوند، موضوع بغرنج تر خواهد شد.

من همچنین عضو هیئت مدیره ی انجمن جوانان بودم که در آن به پسران نوجوان و جوان – که با مشکلاتی رو به رو می شدند – کمک هایی می رساندیم. بنابراین با روحیات جوانان و نوجوانانی که عضو دار و دسته های خیابانی بودند، به خوبی آشنایی داشتم. اگر رهبر یکی از دار و دسته ها بر طبق رأی دادگاه می بایست محکومیت خود را سپری می کرد، دیگر اعضای زندانی گروه نیز، همان کارهایی را انجام می دادند که رییس شان در زندان مجبور به انجام آن ها بود. این کار آن ها باعث می شد تا گروه مورد عفو واقع شده و زودتر از موعد مقرر از زندان آزاد شوند. اما زمانی که تنها رهبر گروه آزاد می شد، کنترل دیگر اعضای گروه بر سر کار با مشکل مواجهه می شد و گاهی هیچ یک از آن ها بر سر کارهای خود حاضر نمی شدند.

من اطمینان دارم که اگر، از رییس یا دیگر اعضای باشگاه های زیرزمینی، در مورد عضویت شان جویا می شدند، آن ها عضویت خود را تکذیب می کردند. حتی گاهی از وجود چنین باشگاه هایی اظهار بی اطلاعی می کردند؛ رازداری مهم ترین اصل این گروه هاست. این موضوع تا اندازه ای جدی است که اگر پسرانی از مدارس مورد تأیید دولت و مراکز اصلاح و تربیت نوجوانان – مثل مرکز بورستال – بیرون آمده باشند، توسط اعضای دار و دسته شان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. حتی در صورت پیوستن دوباره ی آن ها به گروه، به علت عدم حمایت اعضای گروه از آن ها، امکان دارد به راحتی توسط پلیس دستگیر شوند.

اگر در دادگاه از آن ها سؤال شود که چرا دوباره مرتکب جرایمی شده اند، آن ها سکوت اختیار می کنند. گفته می شود، همواره در دادگاه ها برخی از اعضای مشخص دار و دسته ها، در محلی از دادگاه می نشینند که فرد مجرم چهره های آن ها را ببیند. پشت یقه ی برگشته ی کت این اعضای حاضر در دادگاه، تیغ های ریش تراشی وجود دارد که در صورت لزوم چشم  مجرم بخت برگشته را در خواهند آورد.

دو پسر – از اعضای یکی از دار و دسته ها – نگران این بودند که به طریقی به آن ها رسانده بودند که اگر هرگونه اطلاعاتی از گروه را در دادگاه بیان کنند، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و خانواده ها و وابستگان آن ها تهدید خواهند شد. در موردی، مادربزرگی شجاع و بی باک به ما گفت که در پشت درب خانه اش تبری دسته بلند نگهداری می کند تا از جان خودش حفاظت کند. وی به ما اصرار کرد که به دیدن همسر نوه اش برویم که شوهرش به دلیل این دست تهدیدها از سوی دار و دسته اش بی گناه به زندان افتاده است.

دختر بخت برگشته به ما گفت:«ناگهان روزی یکی از اعضای دارو دسته به اتاق من وارد شد، در حالی که من و فرزند کوچکم در اتاق تنها بودیم. او مرا به زور به سمت آیینه برد و به من گفت به خودت نگاه کن، به من فحش داد و در حالی که تیغی در دست داشت اضافه کرد که از این به بعد هیچ کس حتی خودت را هم نباید بشناسی».

ما می دانیم که همسر وی نیز در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود، اما از این که حرفی بزند می ترسید. برادر کوچک تر وی به ما گفت وقتی برای ملاقات برادرش به زندان رفته است، برادر بزرگ ترش به او گفته است که  بعد از آزادی از زندان از لندن خواهد رفت و دیگر عضو هیچ دار و دسته و باشگاهی نخواهد شد. اقدام وی یک فرار به حساب می آید و اقدامی جالب به نظر نمی رسد. او هم اکنون به جرم دزدی و اعمال خشونت در زندان به سر می برد.

از نظر من اثرات و آسیب های شدید و قوی تر پیوستن به این دارو دسته های خیابانی تنها به دزدی و خشونت در جامعه منجر نخواهد شد، بلکه اتفاقاتی که بین اعضای گروه رخ می دهد و منجر به خلافکار شدن پسران خواهد شد، بسیار بغرنج هستند. حتی اگر آسیب های جسمانی و زد و خوردهای خیابانی را نادیده بگیریم، پسرانی که از مراکز اصلاح و تربیت آزاد می شوند در نهایت بعد از آزادی کشمکش های درونی و بیرونی زیادی خواهند داشت. از آن جا که کار و دوستان جدید زیادی نخواهند داشت به گروه های قدیمی خودشان بر می گردند.

 


  • این گزارش ترجمه ای است از «Why children join street gangs»، که در تاریخ نهم ماه می ۱۹۵۶ در روزنامه گاردین منتشر شد و مجدداً در همین تاریخ و به سال ۲۰۱۳ بازنشر شد.
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large