Skyscraper large

روز جهانی کودک و تلاش برای بیان مسائل عمیق تر

98hj7k7j

تیرداد آذرنوش

«روز جهانی کودک»، روزی است که به افتخار کودکان برگزار می شود. کشورها و سازمان‌های بین‌المللی مختلفی روزهای متفاوتی را به عنوان روز کودک اعلام کرده و مراسم این روز را در آن جشن می‌گیرند. ۲۰نوامبر روز جهانی کودک است که از سوی سازمان ملل متحد اعلام شده است، در این روز مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۵۹ اعلامیه حقوق کودک و در سال ۱۹۸۹ نیز کنواسیون حقوق کودک را تصویب کرد. در سال ۱۹۴۶ بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا، مجمع عمومی سازمان ملل به منظور حمایت از کودکان، سازمانی به نام «یونیسف» را که ابتدا «انجمن بین‌المللی ویژه کودکان سازمان ملل» نا داشت، تأسیس کرد. در سال ۱۹۵۳ یونیسف به یکی از بخش‌های دائمی در سازمان ملل بدل شد و ۸ اکتبر «روز جهانی کودک» نام گرفت: از جمله وظایف یونیسف، مراقبت از کودکان و برآوردن نیازهای اولیه آنها در سال های ابتدایی زندگی، ترغیب و تشویق والدین به تعلیم فرزندان است. همچنین یونیسف برای کاهش بیماری و مرگ و میر در کودکان و حمایت از آن ها هنگام وقوع جنگ و یا حوادث طبیعی و… تلاش می کند.

 در روز جهانی کودک، سرتاسر جهان – و به خصوص کشورهای پیشرفته تر –  برنامه های ویژه ای برای کودکان در نظر می گیرند. از همین رو در ایران نیز مؤسسه های حامی کودکان با برگزاری جشنواره ها و نمایشگاه های مختلف به بهانه  شادی و تفریح کودکان، سعی در ارائه  نگاهی عمیق تر به مسائل مربوط به آن ها دارند. مسائلی چون کار کودکان، کودکان خیابانی، کودکان بدسرپرست، بی سرپرست و دیگر آسیب های اجتماعی مربوط به کودکان.

در سال های اخیر شهرداری تهران نیز، به بهانه روز جهانی کودک، همکاری نسبتاً مناسبی با این مؤسسات حامی کودکان داشته و با در اختیار قرار دادن امکانات شهری – اعم از فضای پارک ها، موزه ها و فرهنگسراها –  کمک به سزایی در هرچه بهتر برگزار شدن گرامیداشت این روز داشته است.

نمایشگاه نقاشی جمعیت دفاع از حقوق کودکان کار و خیابان

در گذر از مجموعه  برنامه های مربوط  به روز جهانی کودک، به نمایشگاه نقاشی کودکان «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان» برخودم و ضمن بازدید از نمایشگاه گفتگوی کوتاهی نیز با یکی از داوطلبان این نهاد غیردولتی داشتم.

«جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان» – که یک سازمان غیر دولتی محسوب می شود -  در سال ۱۳۸۲ با هدف «توانمند سازی کودکان کار و خیابان» و همچنین «آشنا کردن جامعه با معضل کودکان کار» دایر شد. طبق اساسنامه این سازمان غیر دولتی، محور فعالیت‌های جمعیت، آموزش و حمایت از کودکان کار و تمام کودکانی است که به هر علت از آموزش و حمایت‌های اجتماعی محروم هستند.

برگزار کنندگان این نمایشگاه ، پیش از بازدید از نقاشی ها، برگه ای را برای مطالعه بازدید کنندگان تهیه کرده بودند. در این برگه به نوع  نقاشی ها، گروه سنی کودکان تولید کننده ی آن ها (۷ تا ۱۰ سال) و همچنین موضوع هر کدام از نقاشی ها اشاره شده بود. نقاشی های این نمایشگاه با درخواست مربی  کودکان و با محوریت موضوع حیطه کار، خانه و خانواده تهیه شده بود.

در میان تمامی نقاشی های نمایشگاه، یکی از آن ها نظرم را جلب کرد؛ یک نقاشی از  پسربچه ای ۸ساله به نام ناصر بود، که گویا در خانواده­ای اهل افغانستان به دنیا آمده بود. در توضیحی کوتاهی که ناصر برای نقاشی اش داده بود چنین خواندم :«این خونس،اینم منم، پرچمم هست. موهام تو نقاشی قرتیه، میخوام برم خواب شم تو خونه، بیرون خونم میخوام برم فوتبال بازی و استخر و …».

بعد از بازدید از نقاشی ها به سراغ یکی از داوطلبان جمعیت رفتم. «کامران»، جوانی که باید نزدیک به ۲۵ سال سن داشته باشد، کمی از تاریخچه «جمعیت» می گوید و در پاسخ سؤالم مبنی بر اینکه، این نمایشگاه چندمین نمایشگاه نقاشی کودکان «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان» است، چنین ادامه می دهد:«تا به حال چندین نمایشگاه نقاشی از کودکان برگزار شده که آخرین نمایشگاه به سال پیش مربوط می شود که در بابلسر برگزار شد». وی در ارتباط با نحوه استقبال از این نمایشگاه چنین توضیح می دهد:« متأسفانه از این نمایشگاه استقبال کمی شده است. با این حال از همان تعداد کم بازدید کنندگان هم بازخوردهای مناسبی گرفته ایم. و حتی عده ای خواهان خرید نقاشی ها شدند و آن دسته ای که آشنایی با نقاشی های این بچه ها نداشتند برایشان بسیار جذاب بود، که  این نقاشی ها با نقاشی های بچه های معمولی تفاوت های عمیقی دارد: از رنگ های تند استفاده شده است و دیگر مسائل».

از کامران می پرسم به نظر شما روز جهانی کودک، چه تاثیر – یا تأثیراتی – در تغییر دیدگاه های افکار عمومی نسبت به مسئله حقوق کودکان دارد؟ و جوان داوطلب می گوید:« به نظر من داوطلبینی که در این عرصه فعالیت می کنند، باید افکار عمومی را از این موضوع آگاه نمایند که کودکان یکی از قربانیان امروز نظم جهانی هستند. چه کودکانی که بر اثر جنگ کشته می شوند، چه کودکانی که مجبور به کار کردن هستند و چه کودکانی که در این مناسبات نابرابر در اقصا نقاط جهان مجبورند که کودکیِ خودشان را به نحوی از دست بدهند».

ریشه های کار کودکان و عوامل تشدید کننده این پدیده

صحبت با کامران را به کودکان کار و ریشه های کار کودکان کشاندم و پرسیدم چه سیاست هایی از جانب نهادهای دولتی دنبال می شود که زمینه های تشدید کارِ کودکان را می چیند؟ و او نیز در پاسخ چنین توضیح داد: «علت اصلی کار کودکان – بر خلاف مسئله ای که زیاد تبلیغ می شود و تا حدودی هم واقعی است –  به خاطر فقر فرهنگی یا عدم آگاهی خانواده های آنها نیست، بلکه به طور کلی و غالب،  دلیل اصلی وضعیت معیشتی و اقتصادی بد خانواده های آن هاست که این کودکان را مجبور به وارد شدن به  بازار کار می کند. این مهم نیز به نوبه خود نشأت گرفته از مجموعه ای از سیاست های نادرست است که از آن جمله میتوان به نداشتن بیمه بیکاری، اخراج کارگران از کارخانجات،  نپرداختن حقوق کافی و… اشاره کرد. همه این موارد پدر و مادر را – علیرغم میل باطنی-  مجبور می کند که فرزند خود را روانه بازار کار کنند و یا در حوزه آموزش، سیستم آموزشی در ایران قوانینی به منظور پرداخت هزینه ثبت نام دارد که باعث می شود، بسیاری از کودکانی که توان پرداخت آن را ندارند از تحصیل بازمانده و وارد بازار کار شوند». کامران چنین ادامه می دهد:« نتیجه ضعف در ارائه خدمات اجتماعی، هزاران کودک کار است».

وی با تاکید بر ریشه داشتن کار کودکان در مناسباتِ اقتصادی موجود، بخش فرهنگی این پدیده را نیز، ملهم از همان ابعاد اقتصادی دانست. این داوطلب جوان با انتقاد از رفتارهای شعارگرایانه و عوام فریبانه بهزیستی در جمع آوری فقط تعداد اندکی از کودکان کار – خیابانی و قرار دادن آن ها در ویترینی که باعث می شود تا در افکار عمومی بهزیستی یک سازمان خوب در رسیدگی به آسیب ها و مسائل اجتماعی نشان داده شود گفت:« چنین اقداماتی چیزی جز پاک کردن صورت مسئله نیست».

کار کودکان، پدیده ای جهانی

چندی پیش در آستانه روز جهانی کودک یونیسف توجه مردم جهان را به میلیون ها کودکی که در سراسر جهان تحت بهره کشی قرار گرفته اند و مجبور به انجام کارهای خطرناکی شده اند که به قیمت از دست رفتن سلامت، آموزش، رفاه و رشد آنها تمام می شود جلب کرد.

به گفته این سازمان، میلیون ها کودک برای حمایت از خانواده های خود کار می کنند، اما کار این کودکان زمانی که در سنین بسیار پایینی هستند و باید در مدرسه درس بخوانند غیرقابل قبول است. به علاوه بسیاری از این کودکان کارهایی انجام می دهند که مناسب سن  افراد زیر ۱۸ سال نیست. در بدترین اشکال کار کودک، جسم و سلامت کودکان در معرض خطر قرار می گیرد، رشد آنها به تأخیر می افتد و تحت بهره کشی قرار می گیرند.

«سوزان بیسل»، مدیر کل بخش حمایت از کودک یونیسف، می گوید:« ما می دانیم که بسیاری از کودکان برای حمایت از خانواده های خود کار می کنند. اما کار کودکان در شرایطی که مجبور به انجام کارهای خطرناک هستند، به اجبار به مدرسه نمی روند، در معرض خطر قرار می گیرند و سلامتی خود را از دست می دهند، به هیچ وجه قابل قبول نیست. باید اقداماتی در این زمینه صورت پذیرد و اولین قدم باید پیشگیری از کار کودک باشد».

یونیسف تخمین می زند که در حال حاضر نزدیک به ۱۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ سال، یا به عبارت دیگر تقریباً یک کودک از هر شش کودک در این گروه سنی، کار می کنند. بر طبق آخرین آمار سازمان جهانی کار، ۴/۷ میلیون کودک در این گروه سنی درگیر انجام کارهای خانگی هستند، که بسیاری از جمعیت آن ها را دختران تشکیل می دهند. 

کارگرانی که کارهای خانگی انجام می دهند به دلایل مختلفی از جمله تبعیض، عدم بهره مندی از قانون کار، جدا بودن از دیگران و پنهان بودن کار خانگی، بیش از همه مورد بهره کشی و آزار قرار می گیرند. در این میان، کودکان به دلیل سن کم و عدم آگاهی از حقوق خود، جدایی از خانواده و وابستگی به کارفرما بیش از دیگر کارگران در معرض خطر قرار دارند. اگرچه همه کودکان کارگری که به انجام کارهای خانگی مشغول هستند، مورد آزار و بهره کشی قرار نمی گیرند، با این حال این کارگران خردسال در برابر قاچاق انسان، کار اجباری و بدترین اشکال کار کودک بسیار آسیب پذیر هستند. به همین دلیل امروزه، کار خانگی کودک یکی از شایع ترین، و در نوع خود، استثمارگرایانه ترین اشکال کار کودک در جهان محسوب می شود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large