Skyscraper large

درباره ی «افغان­ های ما»

ty878888t

سلوا پناهی

مسئله ­ی تحصیل دانش­آموزان افغان یکی از ابزارهایی است که حکومت برای  تحمیل فشارهای سیاسی از آن استفاده کرده و می کند. در حال حاضر نیز بعضی از مردم ایران از آن برای ترساندن و سرکوب کردن مردمی استفاده می کنند که گاه آن ها را «افغان­های ما» خطاب می­کنند. مردمانی که از سال ۱۳۵۷ با آغاز جنگ­های سخت میان مجاهدین افغان و اتحاد جماهیر شوروی به ایران پناه آوردند، اما همواره به جای «پناهنده» به چشم مهمان­های ناخوانده به آن ها نگاه شد. این طرز تلقی از اتباع افغانستان در ایران درحالی است که بسیاری از این مهاجران مدارک شناسایی و اقامتی دارند و از نظر حقوقی پناهنده ­ی کشور ایران محسوب می­شوند. با این حال این گروه از پناهندگان افغان در ایران، در اکثر مواقع، از حقوق بنیادین و ابتدایی خود هم محروم می شوند.

«ادریس» نوجوان افغانستانی است که در ایران به دنیا آمده و شرایط زندگی خود در ایران را این چنین خلاصه می کند: «با وجود اینکه ۱۷ سال است در ایران زندگی می­کنم و حتی اینجا به دنیا آمده ام اما نمی­توانم حتی یک سیم کارت ایرانسل به اسم خود خریداری کنم». 

همچنین در حالی که هفته ­ی پایانی مهر را پیش رو داریم و کلاس­ها پر از دانش آموزانی است که با مشق­های اجباری و ساعت های طاقت فرسای دروسی چون عربی و معارف سر و کله می­زنند، دانش­آموزانی درحال دست و پنجه نرم کردن با رفتارهای نژادپرستانه هستند؛ رفتاری که قصد دارد ساده­ترین و ابتدایی­ترین حق آنها را سلب کند. گویا این دست رفتارهای نژادپرستانه تا امروز نیز موفق عمل کرده و توانسته جلوی قدم های دانش­آموزی ۷ ساله را بگیرد که امسال اولین سال ورودش به مدرسه است. جلوی حرکت گام های کودکی به سوی آینده که تصورش از آینده خود را این چنین بیان می کند:«دوست دارم خلبان شود».

او در شرایطی این آرزو را دارد، که با گذشت ۱۶ روز از سال تحصیلی هنوز نتوانسته سرکلاس حضور داشته باشد. بنابراین به این بهانه مطرح کردن این سوال به جا خواهد بود: علت عدم حضور وی سرکلاس چیست؟

طبق گفتگوی «دفتر کودکی»، با خانواده­های دانش­آموزان افغان ساکن روستای گورت در استان اصفهان­، از ورود بیش از ۴۰ کودک افغان توسط اهالی محل به مدارس جلوگیری شده و خواستار اخراج آنها از منطقه شده­اند؛ این درحالی است که هیچ یک از نهادها و اشخاص مسئول از جمله مسئولین مدارس، آموزش و پرورش، سفارت افغانستان در تهران، شورای شهر و  امور اتباع اصفهان و… در این راستا اقدامی مؤثر انجام نداده­اند.

پدر یکی از دانش آموزان در این رابطه می گوید:« اهالی محل از ورود دانش آموزان ما به مدرسه جلوگیری کرده اند. از اول مهر تا امروز دانش آموزان ما به دلیل رفتارهای نژاد پرستانه نتوانسته اند سر کلاس حضور داشته باشند و این در حالی است که هیچ اقدامی از سوی مسئولان مدارس صورت نگرفته و گویا آن ها هم از این رفتار حمایت می کنند».

«حبیب» پدر سه فرزندی است که هر سه ی آن ها محصل هستند، وی می گوید:«من مدت ۲۷ سال است که در این منطقه زندگی می کنم. دارای کارت اقامت هستم و هر فشاری را که به ما تحمیل می شود، برای اینکه فرزندانمان بتوانند درس بخوانند تحمل می کنیم. هزینه های زیادی را بابت کارت اقامت و کارت کار پرداخت کرده ام و هر ساله تمام شهریه ی فرزندانم را پرداخت می کنم. اما نمی دانم حالا با این رفتار چگونه باید برخورد کنم. رفتار مردمی که ۲۷ سال با آن ها زندگی کرده ایم، کار کرده ایم اما حالا به جرم افغان بودنمان ما را حذف می کنند».

مادر زینب می گوید:«دخترم امسال کلاس اول راهنمایی است من خودم کار می کنم تا بتوانم هزینه های تحصل او و دیگر فرزندانم را تامین کنم. دوست ندارم مانند خودم بی سواد بمانند. شرایط زندگی برای ما خیلی دشوار است اما با این وجود تلاش خود را می کنیم». وی ادامه می دهد:«رفتاری که از سوی اهالی این منطقه صورت گرفته خیلی چیزها را زیر سئوال می برد. آن ها  حق کسانی را می گیرند که بی گناه هستند و این یک رفتار غیر انسانی است». او هم چنین اضافه می کند:« در این محل درباره ی این مسئله که افغان ها باید از اینجا بروند هم افراد مخالف وجود دارد و هم موافق. با وجود اینکه تعداد مخالف ها بیشتراز موافق هاست اما قدرت موافق ها بیشتر است. به گونه ای که تا به امروز فرزندان ما موفق به ورود در مدرسه نشده اند».

یکی دیگر از اهالی می گوید:« از زمانی که با این مسئله مواجه شده ایم هیچ کس به حرف ما گوش نمی دهد. مسئولان مدارس اقدامی انجام نمی دهند آن ها نه تنها جلوی اهالی محل را نمی گیرند بلکه از دادن پرونده های فرزندانمان هم امتناع می ورزند. با هر مرجع دیگری هم که تماس می گیریم می گویند باید منتظر بخشنامه باشید». وی هم چنین اضافه می کند:«ما حتی از سفارت هم شکایت داریم.آن ها  باید به مسائل ما رسیدگی کنند، اما تا به امروز هیچ اقدامی از سوی سفارت افغانستان صورت نگرفته است».

نمونه های دیگری از جمله رفتاری که در شهریور ماه سال جاری توسط اهالی روستای فیروز آباد در شهرستان یزد صورت گرفت، جلوگیری از تحصیل افغان ها در مدارس فنی، ممنوعیت حضور افغان ها در«پارک صفه اصفهان» ممنوعیت حضور در بسیاری از شهرستان ها چه برای زندگی و چه برای تحصیلات عالی و…  رفتارهایی است که نه تنها به وضوح ماده ی ۲۸  کنوانسیون حقوق کودک را مبنی بر آن که تمامی کودکان حق دارند به تحصیل بپردازند لغو می کند، بلکه نگاه نژاد پرستانه ای را بازتاب می دهد که درشرایط فعلی حاکم است. نگاهی که حتی بسیاری دیگر از مردم ایران مخالف آن هستند و در مواقعی ضروری شاهد واکنش آن ها در بسیاری از سایت ها و شبکه های اجتماعی بوده ایم.

مسئله ی مهمی که وجود دارد و باید به آن توجه کرد این که است که انتظار می رود شاهد حضور پر رنگ حکومت ها و اقدامات سازنده ی آن ها باشیم اقداماتی  که می تواند به هر چه بهتر شدن شرایط زندگی افغان ها کمک کند، اما آنچه که ما شاهد آن هستیم نه تنها حضور مؤثر نهادهای دولتی نیست، بلکه اقدامی آگاهانه و سیستماتیکی است که برای جلوگیری از همبستگی اجتماعی میان افراد یک جامعه و حتی نقض حقوق بشر صورت می گیرد. از این رو می توان امیدوار بود که در شرایط فعلی – در کنار تلاش هایی در سطح اجتماعی -  آن چه می تواند به مقاومت در برابر این موضوع مدد برساند، آگاهی بخشی، آگاهی رسانی به تک تک افراد جامعه است که هر یک از ما به سهم خود مسئولیم.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large