Skyscraper large

نگاهى به شرایط و پیامدهاى فرزندخواندگی در جهان

d+f9g8df99f

شادان هاشمی

پذیرفتن سرپرستی کودکان بی سرپرست یا بد سرپرست، تصمیمی است که در هر مرحله مورد ارزیابی و سنجش قرار می گیرد و  این ارزیابی ها تنها محدود به زوج درخواست دهنده نیست. بلکه سازمان محل نگهداری کودک( سازمان هایی مانند بهزیستی) خانواده ی پیشین وی (در صورت وجود) ارگان های مسئول از لحاظ قانونی،  اداری و اجرایی، و گاهی ارگان های قضایی و نظارتی نیز هریک وظایفی را بر عهده دارند. همه ی این نهادها و و قوانین و مقررات ناظر بر آن ها، در راستای هدف بهبود شرایط زندگی کودک، و با در نظر گرفتن مصلحت وی صورت می پذیرد.

گونه ای پیچیده تر از این اقدام، فرزندخواندگی بین المللی و یا پذیرفتن سرپرستی کودکان از کشورهای دیگر است. مساله ای که حساسیت مضاعفی دارد و لزوم تشدید نظارت ها را می طلبد. ارگان های مسئول و نظارتی در دو کشور مبدأ و مقصد و ارگان های ناظر بر جابجایی، فعالیتی دو چندان نسبت به فرزندخواندگی داخلی را ایفا می کنند. قوانین و مقررات ناظر بر این موضوع نیز جنبه ی دیگری از این مساله را تحت پوشش قرار می دهند. مساله ای که در همه ی کشورها پذیرفته و جا افتاده نیست.

نمونه هایی از فرزندخواندگی بین المللی، مربوط به پذیرفتن سرپرستی کودکانی از کشورهای در حال توسعه (خصوصاً کشورهای آفریقایی و کشورهای آسیای جنوب شرقی ) از جانب افراد ساکن در کشورهای اروپایی و آمریکایی است. “میژو مارتین” یکی از افرادی است که ۲۴ سال پیش، توسط خانواده ای ساکن مونترال کانادا، به فرزندی پذیرفته شد. او از کودکی نسبت به آن مطلع بود و می دانست که زمانی که یک هفته داشته، توسط پدر کشاورز خود، بر در ورودی یک اداره ی پلیس رها شده است. (او این کار خانواده اش را معلول منفی بودن داشتن فرزند دختر در آن زمان برای خانواده های چینی می دانست و از آنجا در چین، هر زوج تنها یک فرزند می تواند داشته باشد، ترجیح افراد بر پسر بودن وی بوده است.) پس از آن در پرورشگاه نگاه داشته می شده و چند ماه بعد، زوج کانادایی عهده دار سرپرستی وی می شوند. خواهر کوچک تر میژو نیز چینی است و سرپرستی وی دو سال بعد به این خانواده داده شده است.

در مصاحبه ی دفتر کودکی با وی، سعی کردیم به پروسه ی فرزندخواندگی بین المللی، از نگاه کودکی که در گذشته به سرپرستی پذیرفته شده به آن نگاه کنیم و در راستای نزدیکی هرچه بیشتر شرایط فرزندخواندگی به مصلحت کودکان، نظر وی را زمانی که کودکی خود را پشت سر گذاشته است جویا شویم. این مصاحبه را در ادامه می خوانید:

- از چه طریقی متوجه شدی که فرزندخوانده ی خانواده ات هستی؟ چطور این مساله را به تو انتقال دادند؟

میژو : زمان دقیقی نمی توانم برای آن در نظر بگیرم و خیلی مشخص بگویم در آن زمان فهمیدم که به سرپرسی پذیرفته شده ام. والدینم از ابتدا در مورد این موضوع راحت بودند و از طرفی هم واضح بود که من فرزند خوانده ی این خانواده هستم چرا که من چینی هستم و پدر و مادر من سفید پوست هستند.

هم چنین، وقتی که من دو ساله بودم، پدر و مادرم دوباره به چین رفتند تا خواهرم را به سرپرستی بگیرند. بنابراین قبل از اینکه بروند، کاملا برای من توضیح دادند که قصد دارند کودک دیگری را به سرپرستی بپذیرند، همانگونه که من را دو سال پیش به فرزندخواندگی پذیرفته بودند. بنابراین فکر می کنم من در سن خیلی خیلی پایینی متوجه شدم که فرزندخوانده ی آنها هستم.

- در طی این چند سال،  مساله ای درباره ی این مورد بوده است که باعث شده باشد آزاری ببینی یا اذیت شوی؟

میژو: نه، من همیشه خیلی احساس خوش شانسی می کردم! من می دونستم که در یک خانواده ای به دنیا آمده ام که نمی توانستند از پس داشتن یک بچه و مسئولیت آن برآیند. هم چنین سیاست “تک فرزندی” که در چین – حتی امروزه – اجرا می شود، باعث شد که تعداد زیادی از کودکان از طرف خانواده هایشان رها شوند تا خانواده های دیگر آنها را به فرزندی بپذیرند. من اولین کودکی از شهر خودم در چین بودم که سرپرستی من به خانواده ای واگذار شد که خارج از چین زندگی می کردند. بنابراین من اولین کودکی از شهر خودم در چین هستم که از طریق فرزندخواندگی بین المللی  به سربرستی گرفته شدم. هم چنین می دانم که کیفیت و نحوه ی زندگی من در کانادا، بسیار بهتر از شرایطی است که با  زندگی و رشد کردن در چین می توانستم داشته باشم. من توانستم سفر کنم و دور دنیا را ببینم، توانستم درس بخوانم و به دانشگاه بروم. چیزهایی که اگر در چین و در آن موقعیت متصور می ماندم، هرگز نمی توانستم تجربه کنم.

- چه شرایطی از لحاظ قانونی، برای والدینت الزامی بود که بتوانند شما را به فرزندخواندگی بپذیرند؟

میژو : در آن زمان (۲۴ سال پیش) فرزندخواندگی بین المللی از چین بسیار معدود و نادر بود. بنابراین شرایط قانونی که لازم باشد والدینم آنها دارا باشند وجود نداشت! امروزه شرایط به سرپرستی پذیرفتن کودکان از چین بسیار دشوار است، چرا که آنها پیش زمینه ی مالی، خانوادگی و موقعیتی را کاملا بررسی می کنند تا اطمینان حاصل کنند که افراد برای به سرپرستی پذیرفتن یک کودک، مناسب هستند. آنها بررسی می کنند که پول کافی در حساب بانکی داشته باشند، سابقه ی کیفری نداشته باشند ( من کسی را می شناسم که در خواست وی برای پذیرفتن سرپرستی کودک رد شده بود، چرا که یک سابقه ی کیفری مربوط به سرعت غیرمجاز داشت که مربوط به سال ها قبل از آن بود.) بررسی وضعیت خانوادگی و غیره. امروزه افراد باید شرایط بسیار زیاد را مهیا کنند که باعث شده است تعداد خانواده هایی که قادر به پذیرفتن کودکان هستند محدود شود.  مخصوصاً اینکه امروزه نسبت به قبل پول بسیار زیادی باید داشته باشند تا بتوانند درخواست پذیرش فرزندخوانده بدهند و پذیرفته شوند. اما زمانی که والدین من اقدام به انجام این کار کردند، روند قانونی و شرایط آن پیچیده نبود. والدین من کمک های زیادی از مردمی که در چین می شناختند گرفتند، بسیاری از دوستان به آنها کمک کردند و البته بسیار شانس داشتند که درخواست آنها پذیرفته شد!

- چه سازمانی مسئولیت بررسی و تایید صلاحیت موارد فرزندخواندگی و رسیدگی به آنها را در مورد فرزندخواندگی های بین المللی دارد؟

میژو : دقیقاً به خاطر نمی آورم… چیزی شبیه مرکز اداری فرزندخواندگی در چانگشا… نمی توانم این را دقیق بگویم. اما نام پرورشگاهی که من در آنجا بودم، مرکز رفاه کودکان چانگشا بود. البته مطمئن نیستم که اسم آن را درست بگویم، چون اسم ها همه به چینی هستند و ترجمه ی آنها کمی دشوار است! اما کلیت روند فرزندخواندگی یک همکاری بزرگ بود بین سازمان اداری و دولتی مسئول فرزندخواندگی، مرکز فرزندخواندگی من ( موسسه رفاهی کودکان چانگشا )، دولت اینجا ( دولت کانادا ) و کار سخت والدین کنونی من.

- آیا در طی این چند سال نظارتی از طرف آنها صورت گرفته است؟

میژو : نه، هیچ وقت. پرورشگاه ها در چین بودجه ی چندانی ندارند. بنابراین اندک پولی که دارند صرف رفاه کودکان ساکن پرورشگاه می شود، نه اینکه به کانادا بروند و نظاره گر کودکانی باشند که دیگر به فرزند خواندگی پذیرفته شده اند. اما اگر در چین زندگی می کردم و خانواده ای چینی من را به فرزندی پذیرفته بودند، ممکن بود که پیگیری ها و نظارت هایی صورت می گرفت. اما نه برای من که در این مسافت از آنها زندگی می کنم، از چین تا کانادا. از عهده ی مخارج نظارت و پیگیری های آن بر نمی آیند.

- زمانی که به دیدن  محل تولد خودت در چین رفتی، چه حسی از دیدن آنجا داشتی؟

میژو : خیلی سفر تاثیرگذار و خاصی بود! من توانستم جایی را ببینم که اوایل زندگیم در آنجا گذشته، و البته توانستم کودکانی را ببینم که الان در موقعیت ۲۴ سال پیش من هستند. پرورشگاه از چیزی که تصور می کردم بسیار بهتر بود. بچه ها در محیط بسیار خوب و تمیزی نگهداری می شدند، برخورد و مراقبت کارکنان پرورشگاه با آنان بسیار خوب بود و امکانات مختلفی از وسایل بازی تا رفاهی داشتند.

دیدن کسانی که پروسه ی فرزندخواندگی من را ممکن کردند هم تجربه ی بسیار خاصی بود.  من مردی را ملاقات کردم که من را زمانی که ۸ روزه بودم و در خیابان بر روی پله ی ورودی یک اداره ی پلیس رها شده بودم پیدا کرده بود. با افرادی که پرورشگاه را اداره می کردند ملاقات کردم. هم چنین کسانی که کارهای اداری را در آن زمان برای من انجام دادند، کسانی که در پرورشگاه با من بودند و هم چنین نامادری من، یعنی کسی که زمانی که پرورشگاه را ترک کردم تا زمانی که پدر و مادر کنونی من به چین آمدند و کارهای نهایی را انجام دادند برای ۸ هفته پیش او ماندم. دیدن همه ی این افراد خیلی جالب و تاثیرگذار بود !

این دیدارها باعث شد که بخواهم زبان چینی را هم یاد بگیرم. این افراد نخستین کسانی بودند که من در زندگی دیده بودم و تمام صحبت های من با آنها از طریق مترجم بود!

در این سفر من همراه مادر کنونی خود بودم، و برای او هم دیدن این افراد و جاهایی که من در کودکی زندگی کرده بودم، تجربه ی خاصی بود.

- فکر می کنی مساله ای در مورد پروسه ی فرزندخواندگی وجود دارد که در صورت تغییر بتواند به بهبود شرایط آن کمک کند؟

میژو : بله، من فکر می کنم که برای زوج هایی از کشورهای دیگر، به سرپرستی پذیرفتن کودکان باید آسان تر باشد.  همانطور که قبلاً گفتم امروزه الزامات زیادی برای به فرزندی پذیرفتن کودکان وجود دارد.و برای افراد امکان ایجاد و مهیا کردن تمام شرایط آن وجود ندارد. به خصوص در مورد پول ! افراد باید بسیار ثروتمند باشند و پول زیادی در حساب بانکی شان داشته باشند که صلاحیت آنها برای پذیرفتن سرپرستی کودک تایید شود. هم چنین امروزه کارهای اداری و گرفتن تاییدیه های متعدد چه در طرف چینی و چه در طرف کانادایی وقت بسیار  زیادی می گیرد. بسیاری از مردم از ابتدا به دلیل پروسه ی دشوار و وقت گیر و تقریباً غیر ممکن به سرپرستی پذیرفتن کودکان از چین، به کشورهای دیگری چون ویتنام و کمبوجیه به جای آن فکر می کنند که این روند در آنجا آسانتر است. باید در نظر گرفت که تعداد زیادی کودک در چین، به دلیل سیاست تک فرزندی که به آن اشاره کردم وجود دارند که نیاز به داشتن خانه و خانواده ای برای زندگی دارند،  اما به دلیل قوانین سختگیرانه اجازه نمی دهند افراد از کشورهای دیگر بتوانند آنها را به فرزندی بپذیرند و هم چنین این مساله که جمعیت چین بسیار بالاست و پذیرفتن سرپرستی کودکان از کشورهای دیگر مطمئناً می تواند به بهبود شرایط زندگی آنها کمک کند، حتی اگر سخت گیری های امروزه در مورد آن کاهش یابد. من فکر می کنم بهتر است که چین به افراد بیشتری اجازه بدهد که بتوانند سرپرستی کودکان را بپذیرند و سخت گیری الزامات امروزه برای آن ها تا حدی بکاهد.  از این راه افراد در کشورهای خارجی، می توانند در صورت داشتن شرایط استاندارد و عادی، همان گونه که تمایل دارند سرپرستی کودکان را به عهده گیرند و کودکان چینی نیز که در پرورشگاه های چین با امکاناتی که برای یک پرورشگاه خوب است، اما قابل مقایسه با زندگی در محیط خانواده نیست، زندگی می کنند، بتوانند خانواده ای پیدا کنند.

 - تا به حال هیچ واکنش ناراحت کننده و آزار دهنده ای از جامعه در مورد این مساله دیده ای؟

میژو : نه به آن صورت! اکثر افراد نمی دانند چه طور باید عکس العمل نشان دهند وقتی متوجه این مساله می شوند. معمولاً اکثر مکالمات راجع به این مساله این طور پیش می رود :

” پس مادر تو اهل انگلستان است؟”

” آره، من فرزند خوانده او هستم”

“اوه…”

مردم واقعاً نمی دانند چه باید بگویند. که من کاملاً آن را درک می کنم. این مساله ای است که همه ی مردم نمی دانند چگونه باید نسبت به آن برخورد کنند. اما خب بیشترین واکنشی که در طی این چند سال دیدم از این جنس بوده است. کسی تا به حال واکنش منفی ای نشان نداده است.

در واقع بسیاری از مردم نسبت به آن خیلی هم مثبت هستند. آن ها می گویند که من خوش شانس هستم و در غیر این حالت شرایط بدتری برای زندگی داشتم… و من فکر می کنم که حق با آنهاست. مطمئنم که حق با آنهاست!

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large