Skyscraper large

کودکان سوری، وارثان بی نصیب دخالت های بشردوستانه

zs86d54fsf

شادان هاشمی

جنگ، مجموعه ای است از تمامی نقاط تاریک یک تاریخ. تیره ترین لحظات تاریخ اجتماعی یک ملت را می توان در جنگ ها و درگیری های آن یافت، ماه ها و سال هایی که تمام ابعاد حیات انسانی را تحت تأثیر قرار می دهد، تا جایی که دیگر بعدی نباشد، و حتی حیات و انسانی نباشد. در چنین شرایطی، زیست خالی از زندگی یک ملت، از یک طرف به سوژه ی داغ رسانه ها و  از طرفی به محل دلسوزی های ظاهری کشورهای دیگر تبدیل می شود. هرچه درگیری ها بیشتر، بازار آن ها داغ تر، هر چه زخمی ها و کشته ها بیشتر، کاسه های کمک رسانی شان بزرگ تر و هرچه کودکان قربانی تر، صحبت از دخالت های بشردوستانه پر طرف دار تر!

جنگ داخلی سوریه چیزی را از قلم نیانداخته است. در گستردگی و ویرانی و قربانی کردن تمام گروه های مردمی، در استفاده از سلاح و خشونت و بی قاعدگی سنگ تمام گذاشته است. آشوبی که نزدیک به یک سال است ادامه پیدا کرده و روز به روز بر ابعاد آن افزوده شده است. کشورهای دیگر و سازمان های بین المللی محکوم کرده اند و تقبیح کرده اند و طرفی را گرفته اند، مردم و افراد عادی گوشه ی چشمی و اشک و آه و لایکی در شبکه های اجتماعی نصیبشان کرده اند، اما تنها اتفاقی که افتاده است این بوده که جنگ باز هم ادامه پیدا کرده است.خبرها، گزارش ها و تحلیل ها، تنها ذره ای از واقعیات در جریان در یک جامعه ی درگیر جنگ را می توانند نشان دهند – اگر نشان دهند –  باقی فقط توسط مردم آن کشور درک می شود و  از جانب آنان تحمل می شود.

کودکان بیگانه با کودکی

کافی است اخبار جنگ داخلی کشور سوریه را با کلمات کودک و سوریه جست و جو کنیم. با انبوهی از گزارش ها و اخبار روبرو می شویم که به اندازه ی تعداد ماده های کنوانسیون حقوق کودک حاوی نقض گسترده ی حقوق این گروه از افراد جامعه است.

-”۴۰ درصد از کودکان سوری از تحصیل محروم شده و ۳۰۰۰ مدرسه ویران شده است.” (منبع)

ماده ۲۸ کنوانسیون حقوق کودک:” کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ حق‌ کودک‌ را نسبت‌ به‌ آموزش‌ و پرورش‌ به‌ رسمیت‌ می ‌شناسند و برای‌ دست یابی‌ تدریجی‌ به‌ این‌ حق‌ و بر اساس‌ ایجاد فرصت های‌ مساوی‌، اقدامات‌ ذیل‌ را معمول‌ خواهند داشت:

‌الف‌)) اجباری‌ و رایگان‌ نمودن‌ تحصیل‌ ابتدائی‌ برای‌ همگان‌

 ب‌))) تشویق‌ توسعه‌ اشکال‌ مختلف‌ آموزش‌ متوسطه‌ من جمله‌ آموزش‌ حرفه ‌ای‌ و کلی‌، در دسترس‌ قرار دادن‌ این‌ گونه‌ آموزشها برای‌ تمام‌ کودکان‌ و اتخاذ اقدامات‌ لازم‌ از قبیل‌ ارائه‌ ی آموزش‌ و پرورش‌ رایگان‌ و دادن‌ کمک های‌ مالی‌ در صورت‌ لزوم‌.

 ج‌))) در دسترس‌ قرار دادن‌ آموزش‌ عالی‌ برای‌ همگان‌ براساس‌ توانائی ها و از هر طریق‌ مناسب‌.

 د) در دسترس‌ قرار دادن‌ اطلاعات‌ و راهنمایی ‌های‌ آموزشی‌ و حرفه‌ ای‌ برای‌ تمام‌ کودکان‌.

 ه‌)) اتخاذ اقداماتی‌ جهت‌ تشویق‌ حضور مرتب‌ کودکان‌ در مدارس‌ و کاهش‌ غیبت‌ ها.”

در نتیجه ی آنچه که در سوریه در جریان است، دو میلیون کودک سوری در سنین مدرسه از حق آموزش بی بهره اند، چرا که نه مدرسه ای باقی مانده و نه امنیتی برای ادامه ی حضور در مدارس و بهره مندی از آموزش موثر. آموزش کودکان تماماً دستخوش درگیری های سیاسی و فرقه ای میان گروه های دو طرف درگیری شده است و هر طرف این نزاع، با ویران کردن مدارس، تلاش در جهت غالب کردن ارزش های مدنظر خود در ذهن کودکان و یا انتخاب راهی چون از میان برداشتن آنها در جهت تهدید نیروهای مخالف خود ، روز به روز بیشتر موجب کناره گیری کودکان از مدارس و تحصیل شده است.

-”تعداد کودکان آواره ی سوریه به مرز یک میلیون رسید” (منبع)

ماده‌ ۲۷ کنوانسیون حقوق کودک : “کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ حق‌ تمام‌ کودکان‌ را نسبت‌ به‌ برخورداری‌ از استاندارد مناسب‌ زندگی‌ برای‌ توسعه‌ ی جسمی‌، ذهنی‌، روحی‌، اخلاقی‌ و اجتماعی‌ به‌ رسمیت‌ می ‌شناسند.”

 ماده‌ ۲۲ کنوانسیون حقوق کودک : ” کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ اقدام‌ لازم‌ را جهت‌ تضمین‌ برخورداری‌ کودکی‌ که‌ خواهان‌ پناهندگی‌ است‌ و یا پناهنده‌ تلقی‌ می‌ شود، چه‌ همراه‌ والدین‌ خود باشد یا شخص‌ دیگری‌، مطابق‌ با قوانین‌ و مقررات‌ محلی‌ و بین ‌المللی‌، از حمایت ها و مساعدت های‌ بشردوستانه‌ لازم‌ و از حقوق‌ مربوطه‌ که‌ در این‌ کنوانسیون‌ یا سایر اسناد بشردوستانه‌ یا حقوق‌ بشر مقرر شده‌ و کشورهای‌ فوق ‌الذکر نسبت‌ به‌ آنها متعهد می ‌باشند، به‌ عمل‌ خواهند آورد.”

آمار اعلام شده در خصوص کودکان آواره ی سوری، جدای از دو میلیون کودک آواره در داخل این کشور است. طبق گزارشات ذکر شده، ۳۵۰۰ تن از این کودکان جدا از خانواده های خود وارد خاک کشورهایی چون لبنان، اردن و عراق شده اند.  عدم دسترسی به امکانات بهداشتی و امنیتی مناسب کم ترین و ابتدایی ترین مشکلی است که این کودکان در کشورهای دیگر با آن مواجه اند. علاوه بر آن می توان از موارد استثمار کودکان، کار اجباری، سوءاستفاده های جسمی و جنسی نیز به عنوان شرایط پیش روی کودکان آواره و پناهنده نام برد.

-”سوء استفاده از کودکان در ارتش آزاد سوریه : یک پسر سوری که در شهر حلب زندگی می کند، شش روز در هفته و هر روز ده ساعت مشغول کار طاقت فرسا برای گروه شبه نظامی ارتش آزاد سوریه است.”(منبع)

 ماده‌ ۳۲ کنوانسیون حقوق کودک: “ ۱٫ کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ حق‌ کودک‌ جهت‌ مورد حمایت‌ قرار گرفتن‌ در برابر استثمار اقتصادی‌ و انجام‌ هر گونه‌ کاری‌ که‌ زیان‌ بار بوده‌ و یا توقفی‌ در آموزش‌ وی‌ ایجاد کند و یا برای‌ بهداشت‌ جسمی‌، روحی‌، معنوی‌، اخلاقی‌ و پیشرفت‌ اجتماعی‌ کودک‌ مضر باشد را به‌ رسمیت‌ می ‌شناسند.

 ۲٫ کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ اقدامات‌ لازم‌ قانونی‌، اجرائی‌، اجتماعی‌ و آموزشی‌ را در جهت‌ تضمین‌ اجرای‌ این‌ ماده‌ به‌ عمل‌ خواهند آورد. در این‌ راستا، و با توجه‌ به‌ مواد مربوطه‌ در سایر اسناد بین‌ المللی‌، کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ خصوصاً موارد ذیل‌ را مورد توجه‌ قرار خواهند داد :

الف‌)) تعیین‌ حداقل‌ سن‌ یا حداقل‌ سنین‌ برای‌ انجام‌ کار.

 ب‌)) تعیین‌ مقررات‌ مناسب‌ از نظر ساعات‌ و شرایط‌ کار.

ج‌)) تعیین‌ مجازات ها و یا اعمال‌ سایر ضمانت‌ های‌ اجرای‌ مناسب‌ جهت‌ تضمین‌ اجرای‌ مؤثر این‌ ماده‌.”

ماده‌  ۳۶ کنوانسیون حقوق کودک : “ کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ از کودکان‌ در برابر تمام‌ اشکال‌ استثمار که‌ هر یک‌ از جنبه ‌های‌ رفاه‌ کودک‌ را به‌ مخاطره‌ اندازد، حمایت‌ خواهند کرد.”

استثمار کودکان و بهره کشی اقتصادی از آنان در خلال جنگ، و در راستای تولید ابزار آلات و تسلیحات جنگی که در نهایت در مقابل دیگر کودکان ساکن سوریه مورد استفاده قرار می گیرد، نه تنها نقضی در مقابل قوانین و مقررات محدود کننده ی کار کودک می باشد، بلکه بار روانی و منفی کاری چون تولید ابزار آلات جنگی مورد استفاده برای آتش گشودن بر مردم نیز آسیب ها و مضرّات آن را چندین برابر می کند. مانند دیگر اشکال کار کودک و بهره کشی از آنان نیز محرومیت از آموزش، تفریح و سایر جنبه های رفاهی مساله ای نیست که نیاز به یادآوری داشته باشد.

-”سازمان ملل درباره ی اجیر کردن کودکان سرباز توسط شورشیان سوریه هشدار داد.”(منبع)

ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق کودک: “۱. کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ متقبل‌ می ‌شوند به‌ مقررات‌ قانون‌ بین‌ المللی‌ بشر دوستی‌ در زمان‌ جنگ‌ های‌ مسلحانه‌ که‌ مربوط‌ به‌ کودکان‌ می ‌شود احترام‌ بگذارند.

 ۲. کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ هر گونه‌ اقدام‌ عملی‌ را جهت‌ تضمین‌ این‌ که‌ افراد کمتر از ۱۵ سال‌ در مخاصمات‌ مستقیماً شرکت‌ نکنند، معمول‌ خواهند داشت‌.

 ۳. کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ از استخدام‌ افراد کمتر از ۱۵ سال‌ در نیروهای‌ مسلح‌ خود خودداری‌ خواهند کرد. این‌ کشورها برای‌ استخدام‌ افرادی‌ که‌ بالای‌ ۱۵ سال‌ و زیر ۱۸ سال‌ سن‌ دارند، اولویت‌ را به‌ بزرگترها خواهند داد.

 ۴. کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌، مطابق‌ با تعهدات‌ خود نسبت‌ به‌ قانون‌ بین ‌المللی‌ بشر دوستی‌ در جهت‌ حمایت‌ از افراد غیر نظامی‌ به‌ هنگام‌ جنگ های‌ مسلحانه‌، تمام‌ اقدامات‌ عملی‌ را برای‌ تضمین‌ حمایت‌ و مراقبت‌ از کودکانی‌ که‌ تحت‌ تأثیر (عواقب‌) جنگ‌ قرار گرفته ‌اند به‌ عمل‌ خواهند آورد.”

ویران کردن زندگی و تمام مایه های گذران آن تنها برای تکمیل بار وارد آوردن بیشترین حد از آسیب به کودکان سوری کافی نیست. استفاده از آنها به عنوان سرباز، پروپاگاندا و سپر انسانی از دیگر روش های دو طرف درگیری است که با توسل به آنها جنگ را وارد مرحله های تازه تری می کنند. مرحله ای که دیگر کودکان، گروهی از افراد نیستند که صرفاً به دلیل بی توجهی دو طرف، متحمل زیان های ناشی از جنگ و ویرانی شوند. بلکه افرادی هستند برای سوء استفاده و زمانی مورد توجه قرار می گیرند که که بتوانند نقشی  از نقش های ویران گر متخاصمین را ایفا کنند. کودکان به قربانی شدن و قربانی کردن وا داشته می شوند و در صورت بقا، ادامه دهنده ی راه متخصامین می شوند.

فراتر از قوانین کنوانسیون

-”القاعده در سوریه مقابل چشم کودکان انسان ها را سر می برد”(منبع)

-”تصویر کودک سوریه ای در ویرانه خانه‌اش” (منبع)

-”فیلم اعدام دو کودک شیعه در سوریه” (منبع)

-”کشته شدن کودکان سوریه در حمله ی شیمیایی “(منبع)

-”دار زدن کودک شیعه توسط گروه های مسلح سوریه” (منبع)

تمامی موارد ذکر شده را بگذاریم کنار اخبار و گزارش های بالا، و بعد مروری بر تمامی اتفاقات رخ داده در سوریه در این دو سال اخیر. از روند تشدید خشونت  تا استفاده از تسلیحات ممنوعه و مرگبار و برسیم به بی تفاوتی و بی توجهی دنیا. زمانی که فیلمی از خوردن قلب! یک سرباز سوری توسط فرمانده بریگاد “عمر الفاروق” در رسانه ها منتشر شد، تنها اقدام قابل ذکر در کنار محکوم کردن ها و قبیح دانستن ها، مصاحبه ی بی بی سی فارسی با عمر الفاروق و جویا شدن از انگیزه ی وی بود. و در نهایت در واکنش به سخنان وی، گویی عمل او را امری عادی و مقتضی طبیعت جنگ دانستند و مشروعیتی ضمنی به آن بخشیدند! در چنین شرایط محوش  و خشونت باری، چه انتظاری می رود که به حقوق کودکان به عنوان قشر آسیب پذیر و بی دفاع سوریه توجه شود؟ چگونه می توان در مقابل وحشی گری ها و سوء نیت های دو طرف درگیری، از سازمان های بین المللی انتظار کمک رسانی و نجات کودکان را داشت؟ چگونه می توان به دخالت های بشر دوستانه ی کشورهای دیگر امیدوار بود، زمانی که خود از سر منافع و انگیزه های شخصی با این جنگ مواجه می شوند؟

جنگ سوریه ادامه پیدا خواهد کرد، تا زمانی که رقمی برای دو طرف درگیری باقی بماند، تا زمانی که کشورهای حامی هر طرف آن ها را حمایت کنند. و اعمال و وقایع رخ داده در این کشور را تا سر حد رسیدن به خواست های خود پشتیبانی کنند. در این بین، کنوانسیون ها و قواعد و مقررات بین المللی، تنها نوشته هایی هستند بر روی کاغذ پاره ها، تنها اماره های ظاهری هستند در جهت نشان دادن توجه سازمان های بین المللی به مسائل کودکان و مشغول کردن مسئولان به بحث برای تغییر و تحول و اصلاح آن ها.. و نه اجرای آن ها ! صحبت از حقوق بشر دوستانه، رد کردن خط قرمز، حقوق کودکان و آسیب های جبران ناپذیر بیهوده است… تا زمانی که نفعی از کشوری موثر در تصمیم ها، در میان نباشد!

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large