Skyscraper large

هیاهوی بایدها و نبایدهای اخلاقی

z6e85r4zer

امیرعباس میرنیام

هیس دخترها فریاد نمی زنند، آخرین فیلم پوران درخشنده، به آزار جنسی کودکان که یکی از مبهم ترین آسیب های اجتماعی است، می پردازد. آزار جنسی کودکان از این جهت مبهم است که در جامعه ی ما پرداختن به بسیاری از وجوه آن آسان نیست. در جامعه ی ایران با ساختارهای اجتماعی به شدت سنتی و محافظه کار، افراد به راحتی نمی توانند میان بحث و گفتگو درباره ی آسیب هایی که از طریق مسائل جنسی ایجاد می شود و محدودیت های اخلاقی برای مطرح کردن چنین مسائلی، یک نقطه ی تعادل پیدا کنند. زمانی که پای کودکان به میان می آید، پیدا کردن این نقطه دشوارتر نیز می شود، زیرا ساختارهای اجتماعی محدودیت های اخلاقی بیشتری برای در میان گذاشتن این موضوعات با کودکان وضع کرده است.

سکوت کودکان در هیاهوی باید ها و نباید های اخلاقی

کودکان حتی پیش تر از اینکه بتوانند سخن بگویند با ارزش گذاری های مرتبط با مسائل جنسی آشنا می شوند. پدر، مادر و سایر افراد نزدیک به کودک، او را در معرض بمباران های هنجاری بی شماری درباره ی بایدها و نبایدهای جنسی ارزشمند برای جامعه، قرار می دهند. کودکان، با گذشت زمان، اهمیت خودداری از بیان بسیاری از مسایل مربوط به جنس و جنسیت را درونی می کنند. در بسیاری موارد حتی در مورد بیماری های مربوط به اندام تناسلی خود دیرتر به حرف می آیند. شاید برای خود ما پیش آمده باشد یا از دوستانمان شنیده باشیم که در آستانه ی سن بلوغ، انتظار بیشتری از والدینمان می رفته است. اینکه می توانستند مسائل مربوط به بلوغ را راحت تر و کامل تر در اختیار ما قرار دهند. در فضایی که خانواده ها در مطرح کردن مسائل مهم جنسی با مشکل مواجه اند، تکلیف نظام آموزشی، رسانه های جمعی و حکومت در اطلاع رسانی و پیش گیری از آسیب های مرتبط با مسائل جنسی، معلوم است. فیلم «پوران درخشنده»، از نظر اجتماعی، ارزشمند است، از این رو که تنها درباره ی آزار جنسی کودکان نیست، بلکه درباره ی سکوت کودکان در برابر آسیبی است که به آنان وارد می شود.

چرا آزار جنسی کودکان پنهان می ماند ؟

در همه ی جوامع، میان تعداد واقعی جرایم ارتکاب یافته و تعداد جرایمی که گزارش می شوند، فاصله ی قابل توجهی وجود دارد؛ به این حفره ی آماری، «رقم سیاه جرم» می گویند. این حفره از این جهت حایز اهمیت است که می تواند نتیجه ی بسیاری از تحقیقات مبتنی بر روش های پیمایشی را به نحو معناداری تغییر دهد. رقم سیاه جرم به دلایل گوناگونی به وجود می آید. کم اهمیت بودن جرم، عدم آشنایی بزه دیده به حق خود در پیگیری، ترس بزه دیده از واکنش بزهکار و ترس بزه دیده از واکنش دیگران، می تواند از جمله ی این دلایل باشد. در جرم آزار جنسی کودکان بسیاری از این دلایل مانع از گزارش این جرم می شود که در فیلم به آن ها اشاره شده است و ما هم مختصری درباره ی این دلایل خواهیم گفت.

عدم آشنایی بزه دیده به حق پیگیری در جرایم مربوط به کودکان حایز اهمیت است. در بسیاری از جرایم جنسی کودک به دلیل قبح مسئله جنسی در جامعه، نه تنها نمی تواند اطلاعات دقیقی درباره ی حقوق خود کسب نماید، که حتی نمی تواند جایگاه خود در را پیامد های اخلاقی و قانونی واقعه مشخص کند. در فیلم شاهد بودیم که بزهکار، چگونه از راه عدم آشنایی کودک با حق خود، احساس گناه را در او به وجود می آورد و مانع از آشکار شدن جرم خود می شد.

ترس بزه دیده از واکنش بزهکار زمانی خود را نشان می دهد که بزه دیده در وضعیت آسیب پذیر تری از بزه کار باشد. این عدم تناسب در دو سطح فیزیکی و روانی قابل بررسی است. در فیلم نشان داده شد که بزهکار چگونه از طریق تهدید به افشای تصاویر مربوط به تجاوز و تهدیدهای فیزیکی و روانی دیگر، کودک را بیش از پیش در انزوای روانی قرار می داد و کودک نیز بزه دیده را دارای قدرت پیاده کردن تهدیدهایش می دید.

ترس بزه دیده از واکنش دیگران مهمترین دلیل عدم گزارش جرایم جنسی است. در مورد کودکان نیز آموزش های اجتماعی که به شدت تحت تأثیر هنجارهای مورد حمایت ساختارهای سنتی است، مانع از این می شود که کودکان بتوانند فردی را بیابند و چنین آسیب هایی را با او در میان بگذارند. بلا تکلیفی بسیاری از والدین برای مواجه با چنین مسایلی سبب می شود کودکان نتوانند تشخیص دهند که آیا می توانند چنین مسایلی را با آنان در میان بگذارند یا خیر. خاموش بودن محیط اجتماعی درباره ی آسیب های جنسی سبب می شود، کودکان در مواجهه با چنین آسیب هایی همیشه خود را مقصر قلمداد کنند و نگران باشند که در صورت مطرح کردن چنین مسایل از جانب والدین خود تنبیه شوند. اگر کودک با رفتارهای پرخطر، نظیر دور شدن از خانه، رفتن به مکان های خلوت یا اعتماد به افراد نا آشنا، خود را در معرض آسیب قرار داده باشد بیش از پیش نگران تنبیه شدن خواهد بود و در نتیجه احتمال کمتری برای پی بردن به چنین حوادثی وجود خواهد داشت.

درس هایی که باید از این فیلم گرفت

کودکان باید از این بابت مطمئن شوند که هرچقدر ارزش های اجتماعی برای والدین شان مهم باشد و یا هر چه قدر رفتارهایشان پر خطر بوده باشد، هیچ کس حق ندارد آسیبی به آن ها وارد کند و در صورت ورود چنین آسیب هایی حق دارند از حمایت های ثمر بخش خانوادگی و اجتماعی برخوردار شوند. والدین موظفند تمام تلاش خود را برای برقراری توازن میان اهمیت حفظ ارزش های اخلاقی و اهمیت سلامت جسمی و روانی فرزندانشان به کار بندند و در این راه، از کمک مشاوران متخصص در علوم رفتاری و اجتماعی بهره بگیرند. همچنین ضروری است رسانه های عمومی بیش از پیش به اهمیت آسیب های جنسی در جامعه بپردازند و سیاستگزاران عرصه ی عمومی را در مسیر مواجهه آنان با این مسایل به چالش بکشند. از طرف دیگر نظام آموزشی کشور نیز می باید برنامه های جامع و دقیقی، در جهت آشنا کردن کودکان با حقوق خود و روش های مدیریت چنین شرایط پرخطری، تدارک ببیند و این موضوع را در نظر داشته باشد که پا فشاری بیش از حد به سانسور مسایل جنسی در مدارس آسیب هایی ایجاد می کند که برای کشور هزینه های زیادی به بار خواهد آورد.

زخم هایی که چشمان درخشنده ندیدند

در کنار این نکات قابل توجه در فیلم هیس، انتقاداتی نیز متوجه دریچه‌ی نگاه پوران درخشنده به موضوع آزار جنسی کودکان است. مسایلی که پوران درخشنده می توانست به آن ها توجه نشان دهد اما نداد. پیش از وارد شدن به انتقادات، لازم است توضیحاتی درباره ی رابطه ی این فیلم با واقعیت های قانونی و قضایی ایران داده شود. دلیل آوردن این توضیحات پیش از پرداختن به انتقادات، این است که حقوق دانان در برخی سکانس های فیلم، صحنه هایی را متذکر شده اند که با واقعیت قانونی و قضایی جامعه ی ما همخوانی ندارد. برای مثال دادگاه فردی که متهم به تجاوز به کودک بود (با بازی بابک حمیدیان) به صورت علنی برگزار شد، در حالیکه دادگاه موظف است دادرسی را درباره ی اعمال منافی عفت عمومی، به صورت غیر علنی برگزار کند. اما به نظر می رسد چنین ایراداتی چندان حایز اهمیت نباشد و بتوانیم آن را با ضرورت های داستانی توجیه کنیم چرا که در مجموع فیلم تصویری واقع گرایانه از فرایند عدالت کیفری در ایران ارایه داده است. برای مثال می توانیم به برخورد ضابط دادگستری با بازی جمشید هاشم پور با متهم تجاوز با بازی بابک حمیدیان اشاره کنیم. در سکانسی از فیلم نشان داده می شود که ضابط دادگستری توجهی به رعایت حقوق متهم در روند اجرای فرایند عدالت کیفری ندارد و این موضوعی است که شهروندان ایرانی در مواجهه با ضابطین به خوبی آن را لمس می کنند.

حال به انتقادات می پردازیم. یکی از ضعف هایی که در نگاه پوران درخشنده به موضوع آزار جنسی کودکان وجود داشت این بود که ایشان بر روی یکی از غیر شایع ترین موارد آزار جنسی کودکان دست گذاشته بود. آمار ها نشان می دهد که غالب تجاوز های جنسی به کودکان توسط خویشان آن ها واقع می شود. افرادی که نزدیک ترین ارتباط را با کودک دارند و کودک بیشترین زمان خود را با آن ها می گذراند. بسیاری از تجاوزهای جنسی توسط پدر، ناپدری، پدر بزرگ و سایر بستگان نزدیک کودک اتفاق می افتد و کودک در برابر آن ها فاقد هر گونه ابزاری برای دفاع است. در این موارد احتمال فاش شدن عمل وقوع یافته به مراتب کمتر می شود و در نتیجه کودک در وضعیت آسیب پذیرتری قرار می گیرد. دقیقا به خاطر همین موضوع است که در جوامع توسعه یافته دستگاه قضایی ،در دفاع از کودکان در برابر چنین آسیب هایی به شدت حساس است و به همه ی گزارش هایی که در این باره دریافت می کند با دقت رسیدگی می کند و وضعیت مالی و روانی والدین و سرپرستان کودکان را به خصوص والدینی که سابقه ی بد رفتاری با کودکانشان دارند به صورت مستمر بررسی می کند. متأسفانه در این فیلم این موضوع دیده نشده است.

انتقاد دیگر عدم توجه به موارد کودک آزاری جنسی همراه با رضایت کودکان است. متأسفانه در کشور ما تا کنون در این زمینه قانونی وجود نداشته و بدتر اینکه قانونگذار با پذیرش حق به ازدواج دادن کودکان توسط اولیا، حتی در جهت عکس هم گام برداشته است. این موارد هم بسیار مهمتر از موردی به نظر می رسد که پوران درخشنده در این فیلم به آن توجه نشان داده است. مواردی که جامعه ی ما به شدت درگیر آن هاست. اگر فردی با یک کودک که راضی به رابطه ی جنسی است رابطه برقرار کند به مجازاتی می رسد که در صورت برقراری جنسی با یک فرد بالغ به آن مجازات می رسید. جالب است که کودک هم در این موارد تعزیر خواهد شد. در حالیکه منطق حقوقی می باید برای چنین فردی مجازات یک متجاوز را در نظر بگیرد یا حداقل مجازات شدید تر از مجازات فعلی را برگزیند. همچنین مجازات کودکی که از ضعف نفس او سو استفاد شده است به طور کامل فاقد وجاهت است. در این موارد باید توجه کرد که چنین کودکی نیاز به حمایت دارد و نباید با او مانند یک مجرم برخورد شود. برای همین است که در حقوق اکثر کشورهای توسعه یافته برقراری رابطه ی جنسی با کودکان حتی در صورت رضایت آن ها ممنوع است و مرتکب آن با مجازات متناسبی روبرو خواهد شد.

اما مهمترین ایراد فیلم شاید توجه صرف کارگردان به آزار جنسی دختران باشد. در حالیکه که پسران به اندازه ی دختران در معرض چنین آسیب هایی هستند. اهمیت دختر بودن قربانی برای سازنده ی فیلم به حدی بوده است که واژه ی دختر در نام فیلم هم آمده است. پسران هم به اندازه ی دختران در برابرآزارهای جنسی آسیب پذیر هستند و شاید در فرهنگ مردسالار ما این آسیب برای پسران به مراتب شدید تر باشد. پسران حتی به راحتی نمی توانند با هم سالان خود در این باره حرف بزنند زیرا متأسفانه چنین موضوعی زمینه ی بی اعتباری آن ها را در جامعه ای به وجود می آورد که به شکل سنتی و البته غلط، از پسران انتظار دارد در مقابل پذیرش نقش هایی که آن ها را از نظر جنسی در جایگاه دیگری قرار می دهد حساس باشند. در جامعه ای که برای مردان بیشتر از زنان احترام قایل است و هنجارهایش زنانه بودن را صفتی منفی محسوب می کند، پسرانی که به آن ها تجاوز می شود در معرض آسیب های روحی جبران ناپذیری قرار خواهند گرفت. چرایی تمرکز توجه پوران درخشنده به آزار جنسی دختران و بی توجهی به آزار جنسی پسران، سوالی است که نیاز به تأمل دارد. شاید پرستیژ درخشنده به عنوان یک فعال در زمینه ی حقوق زنان زمینه ی چنین تبعیضی را فراهم کرده است. در هر صورت لازم است در چنین مواردی توجه شود که تبعیض می تواند از جانب فعالان حقوق زنان هم ایجاد شود و افراط در پافشاری بر روی یک ایده ی ثابت و غیر قابل تغییر چنین بی توجهی هایی را هم به همراه خواهد داشت.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large