Skyscraper large

تصورات عامیانه، ناقض حقوق بشر

r6e65t555t

شادان هاشمی

در تعاریف ارائه شده از حقوق بشر و تحدید مرزهای معنایی آن، در نگاهی گذرا به اسناد حاوی این حقوق، چه در قوانین بین المللی و چه در قوانین داخلی، به نظر همه چیز کامل و تمام است: “حقوق بشر، مجموعه حقوق ابتدایی و اساسی و عام و جهان شمول است که برای همه ی افراد بشریت، بدون توجه به رنگ، نژاد، زبان، مذهب و … باید شناخته شود.” بنابراین هنگامی که سخن از نقض این دسته از حقوق به میان می آید، غالب تصور افراد به قواعد و قوانین نقض کننده ی حقوق اساسی اشخاص، و یا رفتار و رویه ی خلاف مفاد اسناد متضمن این موضوعات، از طرف حکومت و نهادهای سیاسی هر کشور معطوف می شود. شاید بتوان گفت با توجه به تعاریف ارائه شده از حقوق بشر نیز این تصور بدون نقص و ایراد باشد و قابل انکار نیست که در صورت وجود قوانین و تضمین های موثر از این جانب، کمتر شاهد نقض حقوق افراد خواهیم بود،  اما در مواقعی که نقض حقوق اساسی افراد، نه توسط حاکمیت، نه توسط یک نهاد سیاسی و نه توسط سازمان ها و زیرمجموعه های دولت ها صورت می پذیرد، چه عنوانی به آن قابل اطلاق است؟ زمانی که این خود انسان ها هستند که نه بر اساس حقوق و قوانین موجود، بلکه تصورات و عرف رایج، معتقد به تعیین حد و مرزهای گروهی و قایل بودن اسنثتائاتی برای به رسمیت شناختن حقوق بشر هستند، چه نامی باید برای آن برگزینیم؟

ناقضان پنهان حقوق

مثال های متعددی از اینگونه برخورد ها، از برخی مسائل روزمره و به نظر بی اهمیت تا رفتارهایی که موجب اعمال تبعیض بر علیه برخی افراد و گروه ها می شود  قابل ذکر است.

برخی که در عین اعتراض به عملکرد و نفس وجود گشت های ارشاد در خیابان ها و تجاوز صورت گرفته از جانب آنها به حریم خصوصی افراد، با قرار گرفتن در موقعیت هایی زمینه ساز، با علم کردن پرچم های فرهنگ و آبرو خود را مجاز به وارد شدن به این حریم خصوصی و قضاوت و مورد عتاب قرار دادن افراد می دانند. در عین قائل شدن به حق آزادی انتخاب پوشش، خود را واجد شرایط اعمال این حق در برابر و برای همگان می دانند. با وجود اینکه در خیال خود با این نقض حقوق و وارد شدن به حریم خصوصی افراد  مبارزه می کنند، آن را زیر سوال می برند و از اختیار و اراده ی مستقل افراد حمایت می کنند، با تصورات مغرضانه و مورد قضاوت قرار دادن افراد ، روز به روز بیشتر به مشروعیت این اقدامات از جانب حاکمیت دامن می زنند و سهم خود را در نقض حقوق اساسی افراد ایفا می کنند. چنان که نگرانی دور از ذهن و بعیدی نیست که حتی با فرض عدم وجود اقدامات از طرف نهادهای حاکمیتی، هر فرد به عنوان یه گشت ارشاد نقش ناقضانه ی خود را ایفا کند.

در محدودیت های اعمال شده بر اتباع افغان ساکن ایران، رفتارها و برخوردهای افراد ، به اندازه ی سیاست های پیش گرفته ی حاکمیت در مقابل آنها، ناقض حقوق و آزادی های آنان است. در شرایطی که حق تحصیل کودکان افغان به دلیل بی توجهی مسئولین دولتی به قوانین و کنوانسیون های بین المللی بازیچه ی سلایق و مظنه ی مالی مدارس می شود، یکی از بزرگ ترین موانع و دیوارهای موجد این وضعیت، نارضایتی خانواده های ایرانی از تحصیل این کودکان در مدارس مورد نظر آنها و یا در بهترین حالت پیش گرفتن رویه ی تقیه در مقابل محرومیت از تحصیل این کودکان، از طرف آنان است. تا جایی که در مقابل یک اقدام سراسر قانونی و مطابق اسناد حقوق بشر، که همان ثبت نام کودکان افغان در مدارس دولتی و در کنار کودکان ایرانی است، به دلیل رویه های غالب فرهنگی و تصورات غلط خود، به این اقدام اعتراض کرده و اعتراض خود را بر سر در مدرسه ی مورد رفت و آمد کودکان اتباع آویزان می کنند! و به چیزی بیشتر از سهم خود مانع از احقاق حقوق آنها می شوند. رویکرد منفی اغلب ایرانی ها نسبت به مهاجران افغان و منتسب نمودن انواع بیماری ها، آمار جرم و جنایات و معضلات اجتماعی به این گروه از افراد، تنها در نتیجه ی سیاست بسته ی حکومت نسبت به آنان نیست. بلکه تصورات عرفی و عامیانه ی افراد است که نقشی بسا پررنگ تر از نقش حاکمیت، در نابرابری و تضییع حقوق پناهندگان ایفا می کند.

هرچند که از لحاظ قانونی، تبعیض و نابرابری میان قومیت های مختلف ایران محلی از اعراب ندارد، اما رفتارهای اجتماعی اکثر افراد و تصورات فرهنگی و عرفی آنها تا حدودی زمینه ساز این تبعیض و نابرابری است. طبق قانون اساسی ایران هیچ تمایز و تفکیکی میان افراد برای تحصیل، اشتغال،سکونت در شهرهای مختلف و برخورداری از مزیت های اجتماعی صورت نگرفته است.( البته در مورد زبان رسمی کشور که تنها زبان فارسی را به رسمیت می شناسد، می توان گونه ای تبعیض را مشاهده کرد. هرچند که از آموزش زبان های اقوام دیگر در مدارس حمایت کرده است که البته رویه ی موجود خلاف آن است.) در عمل نیز هیچ کس نمی تواند فردی را به صرف تعلق وی به قومیتی خاص، محروم از حقوق و آزادی های مورد نظر کند. اما قابل انکار نیست که قومیت اشخاص به تنهایی، می تواند مجموعه ای از خصوصیات مثبت یا منفی را در تصورات و ذهنیت های افراد منقش کند. صرف آذری بودن، کرد بودن، بلوچ و یا عرب بودن، مجموعه ای از صفات و ویژگی هایی را به صورت کلیشه وار به ذهن متبادر می کند که در بسیاری مواقع مبنای برخورد اشخاص با یکدیگر را شکل می دهند. بر کسی پوشیده نیست که ترک زبانان، به صرف نوع گویش شان با چه واکنش هایی مواجه می شوند. این رویکرد تمسخرآمیز تا قضاوت نحوه ی عملکرد آنها و عقاید و افکار آنها نیز پیش می رود. این موضوع در مورد تمامی قومیت های ایرانی کم و بیش وجود دارد. چرا که یک تصور عامیانه، زبان فارسی را زبان برتر، قومیت فارس را قوم برتر و فارسی زبانان را اشخاص برتر می داند که تمسخر و تحقیر دیگر قومیت ها، طبیعی ترین کار آنان است.

ترک ستیزی

شاید بتوان گفت برای انتقال مفاهیم این نوشتار، مفهوم ترک ستیزی اغراق آمیز باشد. اما تا حدودی می توان ریشه ی تصورات منفی نسبت به ترک زبانان که موجب برخورد های منفی و تحقیر آمیز می شود را از خلال آن بازیافت. حمله هایی از جانب هون ها که قبایل ترک بوده اند به قسمت هایی از اروپا و در ادامه ی آن اقدامات خشونت آمیز امپراطوری عثمانی، این قوم را در موقعیتی قرار داد که به تدریج تصور منفی خود را در ذهنیت افراد حک کرد. این برخوردها محدود به ایرانیان نیست و در کشورهای اروپایی مانند هلند، نروژ، آلمان، ایتالیا و فرانسه نیز میتوان از خلال ضرب المثل ها و اصطلاحات شان، ترک ستیزی و تصورات منفی شان را دریافت . البته تا اندازه ای ناممکن است که ریشه ی این رفتارها را تنها در سابقه ی تاریخی مردم ترک زبان بدانیم، چرا که در طول تاریخ اقوام متعددی بوده اند که اقدامات خشونت آمیزشان زبانزد خاص و عام شده ولی امروزه با چنین مشکلاتی روبرو نیستند. اما  به چه دلیل تنها ترک زبانان تا به امروزه چنین تداعی ذهنی منفی ای را متحمل می شوند؟

این گونه برخوردهای تبعیض آمیز تا بدانجا پیش رفته است که جمعیت ها و اقداماتی از جانب ترک زبانان برای مقابله و دفاع از هویت قومی، فرهنگی و زبانی شان شکل گرفته است. برای مثال می توان به اعتراضات گسترده ی مردم آذری به چاپ کاریکاتوری در روزنامه ی ایران اشاره کرد که موضوع آن راه های از بین بردن سوسک ها بود و چیزی که موجبات اعتراض آنها را برانگیخت، انتخاب زبان ترکی برای سوسک بود. (منبع)

بر کسی پوشیده نیست که این گونه برخورد ها و واکنش ها با یک قومیت خاص، در امور روزمره و مراودات اجتماعی آنان چه تاثیری می تواند داشته باشد. از همهم مهم تر کودکانی که در چنین محیط های پرورش می یابند، عموماً یا در پی پنهان کردن قومیت خود و تلاش برای نزدیک کردن خود به معیارهای گویشی و زبانی و فرهنگ همه پسند جامعه هستند، یا با گرفتن حالت تدافعی سعی در نشان دادن برتری خود خواهند داشت. تصور منفی کودکان نسبت به خودشان- بر اساس رفتار افراد جامعه که هیچ مبنای عقلانی ندارد- نقضی از حقوق و برابری های کودکان است که نتیجه ی آن، بازماندن کودک از هویت سازی صحیح و موثر است.

کردها و رویکردهای دوگانه

در طی چند سال اخیر، رفتارها و برخوردهای حاکمیت ایران نسبت به کردها بسیار امنیتی و سختگیرانه بوده است. تصور غالب ارائه شده از طرف رسانه ها و نهادهای دولتی، قومی جنگجو و خشن بوده است که عموماً در پی اقدامات مسلحانه، ایجاد ناامنی و یا تلاش برای استقلال و جدایی طلبی بوده اند. در نتیجه آن چیزی که در تصورات عرفی و عمومی نقش می بندد، اغلب منفی و همراه با گونه ای سوءنیت است.  در نتیجه ی آن بسیاری از افراد نیز این خصوصیات را عمده ویژگی های مردم کرد دانسته و تا چند سال پیش گونه ای هراس از این مناطق و ناامنی آن داشته اند.

در مقابل آن، عده ای از افراد، حتی در قشر روشنفکران نیز در تضاد با این تصور، با عنایت به اقدامات تاریخی قوم کرد، چه به صورت بداهه و چه در مقام دفاع، آنان را دارای نوعی برتری نسبت به اقوام دیگر می دانند. طبیعی است که هرکدام از این رویکردها، مجموعه ویژگی ها و خصوصیاتی را به کودکان دارای این قومیت تحمیل می کند که اجازه ی زندگی اجتماعی فارغ از داوری ها و قضاوت های مثبت یا منفی را از آنها می گیرد. این تصورات و ذهنیت های پیش ساخته و پرداخته که مبنای آن چیزی نیست جز قومیت و فرهنگ های گوناگون، ناقضی بر برابری کودکان محسوب می شود.. این گونه برخوردهاست که در طول تاریخ، به جای پذیرش گوناگونی فرهنگ های درون کشوری و تلاش برای هم زیستی آنها، موجب روبروی هم قرار گرفتن قومیت های گوناگون و تلاش هریک برای اثبات برتری است.

حقوق بشر، تنها به تنظیم و تدوین قوانین و تصویب آنها، یا جای دادن آنها در حقوق داخلی محدود نمی شود. در پیش گرفتن راه های اساسی برای امحاء هرگونه نابرابری و تبعیض، چه ناشی از قانون و چه عرف، باید از طرف تمامی افراد جامعه در هر مقام و جایگاه صورت گیرد. زمانی می توان به کارآمدی مطلوب قوانین و مقررات امیدوار بود، که تک تک افراد جامعه نیز آنها را به رسمیت بشناسند و موجبات زیر پا گذاشتن حقوق گروهی خاص را با تصورات نادرست و غیرعاقلانه ی خود فراهم نکنند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large