Skyscraper large

فعالیت هایی از جنس مسکّن

98zer45ze

شادان هاشمی

تقابل و در عین حال در هم آمیختگی سهوی و یا عمدی مدام سازمان های خیریه ای و سازمان های مدنی ( در مفهوم عام که شامل سازمان های مردم نهاد و اجتماع محور می شود) هرچند که از ابتدا از مهم ترین دغدغه های فعالان هریک از این حوزه ها بوده، اما لزوم تفکیک نه تنها نظری، و بلکه عملی و اجرایی آن ها طی چند هفته ی اخیر بیشتر مشاهده شده است. اتفاقات پیش آمده در رسانه ها نشان داد که تا چه اندازه نه تنها مردم، بلکه مسئولان و دست اندرکاران و حتی موسّسین سازمان های مردم نهاد، از تمایز میان مفهوم “خیریه” و “کار خیر” در مقابل “فعالیت اجتماعی” و “فعالیت مدنی” بی خبرند.

مورد اول، برنامه ی تلویزیونی پرحاشیه ی ماه عسل بود که در جریان آن کودکی بی سرپرست به یک خانواده هدیه داده می شود. اقدامی که اعتراض بسیاری از فعالان حقوق کودک، فعالان اجتماعی، دانشجویان و بسیاری دیگر از گروه های مردمی را برانگیخت. تا جایی که برای رساندن صدای اعتراض خود بیانیه ای تنظیم  نمودند که تنها در طی دو روز بیش از ۱۰۰۰ نفر آن را امضا کردند. در کنار موارد و علل بی شمار نقض حقوق کودک در این برنامه، نوع مواجهه ی صدا و سیما و بهزیستی با موضوع کودکان بی سرپرست و بد سرپرست، مساله ای بود که مورد توجه معترضان قرار گرفت. این برنامه که به قولی با هدف نشان دادن وضعیت دشوار زندگی این گروه از کودکان در بهزیستی و جلب افکار عمومی به سوی این مساله، و هم چنین ” جا انداختن فرهنگ فرزندخواندگی” تهیه و پخش شد، راهکاری چون هدیه دادن یک کودک به یک خانواده داغدار و توسل به نیت خیر و ثواب اخروی را برای برون رفت از این معضل به بینندگان ارائه نمود. و حتی جوابیه کارشناس سوژه برنامه نیز که در همان روزهای اول پس از پخش برنامه منتشر شد، نشانگر این بود که عوامل تهیه و پخش این برنامه نه تنها از آسیب های چنین راهکارهایی بی اطلاعند، بلکه به آن می بالند و مفتخرند که مبدع این جریان خیرخواهانه و مشکل گشا بوده اند.

از طرفی دیگر حضور بزرگ ترین و باسابقه ترین سازمان مردم نهاد در حوزه حقوق کودک، یعنی انجمن حمایت از حقوق کودکان، در تلویزیون رسمی ایران با برنامه ی “آسمانی ها”  نیز بی مساله نبود. انجمن حمایت از حقوق کودکان که به گفته ی داوطلبان آن از مخالفان سرسخت پیش گرفتن راه های خیریه ای برای حل مسائل کودکان بوده است، در این برنامه به گونه ای خود را معرفی می کند که به نوعی فعالیت های مدنی و اجتماعی این نهاد و داوطلبان آن را زیر سوال می برد. زیرنویس شدن مداوم شماره حساب برای کمک به این انجمن و درخواست از مهمان های برنامه برای کمک به این سازمان که همه در قالب کمک های مالی است، به جای معرفی یک سازمان مدنی و فعالیت های آن به گونه ای که درخور و شایسته ی نام و اهداف عالی آن باشد،  وجه برجسته ی این برنامه بود که موجب شد در ذهن بینندگان نه به عنوان یک سازمان مدنی و فعال در زمینه حقوق کودکان، بلکه به صورت جمعیتی خیّر و مشتاق به گرفتن دست بیچارگان، نقش بندند. چنین نمایشی موجب شد جمعی از داوطلبان همین انجمن به این گونه اقدامات آن اعتراض کنند و آن را مصداقی بر دور شدن انجمن حمایت از حقوق کودکان از اهداف اولیه تاسیس آن بدانند.

تفاوت این دو نوع فعالیت و مبناهای رفتاری هریک کجاست؟ به چه دلیل تا این اندازه تفکیک بین این دو موضوع و نمودهای خارجی آن برای افراد و حتی مسئولان امر، دشوار است؟ راهکارهای حل مسائل و مشکلات کودکان در کدام دسته از فعالیت ها جای می گیرد؟

راحتی وجدان یا تلاش برای رفع مساله

مسائل مربوط به حوزه ی حقوق کودکان و مشکلات موجود در این حیطه، سالیان متمادی است که گریبان جامعه ی ایران را گرفته است. از قدیمی ترین ایام نیز فعالیت های خیریه ای برای کاهش آسیب های این مشکلات بر روی کودکان صورت می گرفته است. اقداماتی چون برپایی نمایشگاه و یا اختصاص دادن عوایدی از یک تئاتر، فیلم، نمایشگاه و یا کنسرت که روز به روز تنها به رنگ و لعاب آنها افزوده شده است. اما در طی این مدت، نه تنها اتفاق مثبتی در راه رفع این مشکلات دیده نشده است، بلکه شاهد افزایش و  وخامت بیشتر اوضاع نیز بوده ایم. اینگونه اقدامات خیّرانه با وجود ارزش و اهمیتی که از جهت جذب افکار عمومی به سمت مشکلات کمتر دیده شده و پنهان دارند، به عنوان یک راه حل، کارایی چندانی ندارند و صرفاً به منزله ی مسکن هایی برای تسکین درد عذاب وجدان افراد و آسودگی خیال آنهاست. افرادی که وضعیت نا به سامان گروه های مختلف کودکان در وضعیت دشوار، از کودکان بی سرپرست تا کودکان کار را می بینند، لزوم انجام حرکتی جمعی را برای رفع مشکلات آنها درک می کنند، اما در نهایت به دلیل ناآگاهی و چه بسا بسته بودن فضای فعالیت های اجتماعی به راهکارهایی موقتی و جزئی روی می آورند. چنین رویکردی را می توان در فعالیت های جمعیت امام علی نیز مشاهده کرد. جمعیتی که با وجود تمرکز بر روی مشکلات کودکان کار، یکی از اقدامات اساسی و مهم شان، به کار گرفتن نیروهای انسانی و مالی برای اهدای بسته هایی از مواد غذایی و دیگر اقلام مورد نیاز به خانوارها در شب های ماه رمضان بوده است. چنین اقداماتی سبب جهت گیری منابع اجتماعی به سمتی است که به تداوم و تشدید وضعیت منجر به این معضلات می انجامد. عدم توجه به ریشه های فقر و مشکلات خانواده ها که در پی آن بسیاری از کودکان مجبور به ترک تحصیل و وارد شدن به چرخه ی کار می شوند و تنها رفع چندروزه ی نیازهای مالی آنها، به ادامه یافتن این وضعیت و عمیق شدن شکاف فقیر و غنی می انجامد.

هم چنین اینگونه فعالیت ها، حتی در فرض رفع کامل مشکلات مالی گروه های هدف، آسیب هایی که کودکان در جریان قرارگیری در  وضعیت دشوار متحمل آن می شوند را بی پاسخ می گذارند. برای مثال کودکان کار علاوه بر فقر مالی که موجب روی آوردن آنها به بازار کار و بازماندن از تحصیل می شود، دچار آسیب هایی به دلیل عدم برخورداری از آموزش و درگیر شدن در مناسبات کاری می شوند که خیریه ها قادر به انجام هیچ اقدامی در جهت رفع آنها نخواهند بود.

حاشیه نشینی فعالیت های مدنی

فعالیت های مدنی و اجتماعی در زمینه حقوق کودکان، به دنبال ریشه ها و مسائل پدیدآورنده ی مشکلات این حوزه است و سعی دارد با ارائه ی تصویری درست از عوامل پیدایش و تداوم این معضلات، در راه رفع آنها بکوشد. همانطور که اگر به اساسنامه ی تعدادی از این گونه سازمان ها نگاهی اندازیم، می بینیم که اهداف وفعالیت های آنها فراتر از اقداماتی در سطح خرد است. لغو کار کودک، از میان برداشتن مجازات اعدام برای کودکان، فراهم آوردن حقوق برابر برای کودکان مهاجر و اقداماتی در جهت توقف کودک آزاری از اهداف کلان اینگونه سازمان هاست که در جهت رفع آنها، نه به فعالیت های جزئی و موردی، بلکه به علل اساسی آنها توجه و در جهت رفع این عوامل تلاش می کنند.

فعالیت سازمانهای مدنی، به نوعی یادآور مسئولیت های فروگذار شده ی دولت به آن است و به همین جهت حساسیت های زیادی به خود جلب می کنند. در مقابل فعالیت های خیریه ای که عموماً مدافعانی از وضع موجودند و مشکلات را در سطحی ناچیز می بینند که با انجام اقدامات پیش گفته شده، گمان به رفع آنها می برند. اما سازمان های مدنی رفع مشکلات زمینه ساز اینگونه معضلات را در تغییرهای ساختاری، چه در موضوعات اقتصادی و چه در موضوعات اجتماعی، می دانند که این امر جز با تغییر سیاست های حاکمیت قابل اجرا نیست. بنابراین از مهم ترین هدف هایی که اینگونه سازمان ها برای خود تعریف می کنند، چانه زنی با نهادهای حاکمیت برای توجه به این حوزه ها و اتخاذ تدابیری برای کاهش و رفع این دسته از مشکلات است. بنابراین طبیعی است که عموم افراد به حاشیه ی امن خیریه ها پناه برند و فعالیت های خود را در قالب این سازمان های بی خطر دنبال کنند.

رفتار شاعرانه ی ما

کدام یک از مسائل و موضوعات حوزه حقوق کودکان، یا اقداماتی جزئی و خرد قابل رفع است؟کودکان کار تا چه زمان با اقدامات فردی و موردی و کمک های مالی موقتی می توانند ملزومات یک زندگی کودکانه و به دور از محیط های کار و خیابان را داشته باشند؟ اقدامات خیریه ای در مورد محرومیت از تحصیل کودکان مهاجر و افغان و شرایط نابرابر اقتصادی و اجتماعی آنها چه تاثیری می تواند داشته باشد؟ دلسوزی برای قربانیان کودک آزاری و گاهاً جمع آوری مبالغ درمان برای آنها، چگونه می تواند از وقوع آسیب های آینده جلوگیری کنند؟ و تا کی می توان مساله ی اعدام کودکان در ایران را با مصالحه با اولیای دم برای گرفتن رضایت و جمع کردن مبلغ دیه رفع کرد؟در هیچ کدام از این موضوعات، چنین فعالیت ها و اقداماتی به نوعه اثر مثبتی ندارند و تنها در مواردی( مانند جمع آوری مبلغ دیه ی صابر شربتی در جریان تئاتر احساس آبی مرگ) حکم نوشدارویی را دارند که از آسیب های آتی جلوگیری نمی کند، بلکه تنها یک کودک را از یک وضعیت خطیر به صورت موقت نجات می دهد.

زمان زیادی نمی خواهد، برای اینکه بدانیم نمی توان به امید تغییر وضع موجود، مصداقی باشیم از :

وقتی مرگ کودکی
 در محله های بی نام
شایعه عدالت را انکار می کرد
رفتار ما شاعرانه بود…(!) [۱]

 


[۱] قطعه ای از شعر سلوک – سروده ی عظیم خلیلی 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large