Skyscraper large

سرمایه‌هایى که از دست می‌روند

srt89ert9ert7

رعنا رادمنش

معمولا در تابلوی سردر NGOها، سایت ها و بروشورهای معرفی در کنار اطلاعات مربوط به اسناد و ساختار سازمانی و نام اعضای موسس، هیئت امنا و مدیره و … اثری از اطلاعات مربوط به ورود داوطلبان به مجموعه ها و خروج یا حذف شان، اختلافات و کشمکش های داخلی و دلایل آن، دیده نمی­شود. از آن جا که بخش عمده ای از اعتبار و سرمایه اجتماعی سازمان های مردم نهاد از طریق تلاش داوطلبان و اعضا برای نزدیک شدن به تحقق اهداف و چشم اندازهای مشخص و مکتوب آن سازمان  فراهم می‌شود. ایجاد شکاف و کم شدن حس همدلی در این مجموعه ها و در نهایت منجر شدن این اختلافات به انشعابات جدید داستان تازه ای نیست.

در گزارشی که پیش رو می آید سعی داریم با پرداختن به سه محور اصلی، به بازخوانی نسبتا مدون چالش های یکی از قدیمی ترین نهادهای غیر دولتی فعال در زمینه کودکان کار و خیابان، از زبان مسئولان و داوطلبان و مددجویان این مرکز بپردازیم که دهم مرداد امسال، یازدهمین سال تاسیس خود را جشن گرفتند.

نخست مروری بر تاریخچه، اهداف و برنامه های این مجموعه خواهیم داشت. سپس نیم نگاهی بر چند و چون جدایی اعضای موسس این انجمن از انجمن «حمایت از حقوق کودکان» خواهیم داشت که بدلیل عدم همکاری پاسخ دهندگانِ در جریان امور،  لزوما جوابگوی ابهامات احتمالی در این زمینه نخواهد بود. بررسی مناسبات قانونی حاکم بر ساختار این سازمان غیردولتی همچون سازمان های مشابه دیگر، از قبیل انتخابات داخلی و عزل و نصب اعضا  و …. بویژه در سال ۱۳۸۶ فصل مشترک محور دوم و سوم گزارش خواهد بود که به تسویه شمار زیادی از داوطلبان فعال این انجمن در سال ۱۳۸۷ منجر شد. اتفاقی که در تاریخ فعالیت داوطلبانه اعضا دواطلب NGO ها کم سابقه بوده است.

انجمن حمایت از کودکان کار  به عنوان نهادی مردمی، غیردولتی، غیرسیاسی و غیرانتفاعی به منظور ایفای مسئولیت اجتماعی و انسانی خود و با هدف حمایت از کودکان کار و کودکان در معرض آسیب از مرداد ماه سال ۱۳۸۱ با مجوز رسمی وزارت کشور و شماره ثبت ۱۴۶۰۷ تلاش خود را در این عرصه با برنامه های زیر آغاز نموده است:

 اقدام اجرایی به منظور حمایت از کودکان کار و کودکان در معرض آسیب و ارایه‌‏ی الگویی عملی
 فراهم نمودن مأمنی در دسترس کودکان

 آگاه‌‏سازی و جلب افکار عمومی به منظور ایجاد زمینه‌‏های مشترک مردمی جهت رفع معضل کار کودکان 
 تلاش در جهت ارایه‏‌ی پیشنهاد و راهکار به مراجع تصمیم‌‏گیری و قانون‌‏گذاری برای جهت‌گیری بیشتر قوانین حمایتی به نفع کودکان 

 ایجاد زمینه برای اجرای دقیق مفاد پیمان‌نامه‌‏ی جهانی حقوق کودک 

تلاش در جهت بهبود شرایط کودکان کار و بسترسازی برای رسیدن به هدف اصلی و نهایی انجمن که همان “محو کار کودک” است.

و در حال حاضر سازمان های یونیسف، UNHCR و شهرداری با انجمن حمایت از کودکان کار همکاری می‎کنند.

یازده سال پیش «انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان»  با پنج نفر از اعضا بعنوان  هیئت امنا در خیابان مولوی پا گرفت. این در حالی بود که تنی چند از هیئت موسس، از خردادماه سال ۱۳۷۹ در «انجمن حمایت از حقوق کودکان» عضو و مشغول به کار اجرایی در قالب «کمیته کودکان کار و خیابان» با رویکرد آموزش در  منطقه دروازه غار بودند.

چرایی این جدایی و تاسیس نهادی دیگر پس از اختلاف نظرهای عمیق و ریشه دار که گویا هنوز هم تمام شدنی نیستند و از نهادی به نهادی دیگر صرفا در جزییات دستخوش تفاوت ها می شوند، داستانی کهنه است که متاسفانه خود از مهم ترین چالش های  درونی اغلب سازمان های غیر دولتی در حوزه های مختلف است. در گفتگویی که با چند تن از اعضا و فعالین انجمن داشتیم، تاکید و تمرکز بر کار ستادی و رسیدگی به پرونده های حقوقی کودکان  و پرهیز از فراگیر شدن کارهای اجرایی پروژه های واقع در دروازه غار و ناصرخسرو در راس دلایل ارائه شده از سوی افراد گوناگون مطرح شد.

این مخالفت ها از سوی اکثر اعضای هیئت مدیره ادامه یافت و اختلافات داخلی و اعمال سلیقه توسط اکثریت در راس، نهایتا منجر به تعطیلی شش ماهه پروژه آموزشی منطقه دروازه غار گردید. در آن زمان کمیته های مختلف انجمن چند بخش بود که شامل کمیته حقوق کودک، کمیته کودکان خیابانی و کمیته صدای یارا می شد.

پس از تعطیلی پروژه دروازه غار، جمعی از اعضا و داوطلبان انجمن حمایت از حقوق کودکان که در پروژه مشغول به کار اجرایی بودند، در پی بالا گرفتن اختلافات و درنهایت لغو عضویت از انجمن با مسئولیت خودشان به تاسیس نهادی مستقل از انجمن حمایت از حقوق کودکان و با نام انجمن حمایت از کودکان کار اقدام کردند. 

98rt7er7t

دیدگاه مسئولین و داوطلبان انجمن حمایت از کودکان کار

زهرا بناساز، عضو سابق انجمن حمایت از حقوق کودکان با سابقه نزدیک به ده سال مدیریت انجمن حمایت از کودکان کار به درخواست گفتگوی تلفنی با خبرنگار دفتر کودکی پاسخ منفی داد و در جواب سوالی که به کناره گیری ایشان از امور اجرایی پس از ده سال، مربوط می شد  لزومی به پاسخگویی و شفاف سازی ندید.

قاسم حسنی یکی از اعضای سابق هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان است، از بدو تاسیس انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان، او عضو هیئت امنای این انجمن است، و در ده سال گذشته بطور پیوسته در انجمن مسئولیت اجرایی داشته است، او در پاسخ به خبرنگار ما اظهار داشت که از یک سال پیش به همراه تیم قبلی به این نتیجه رسیدند که مسئولیت امور اجرایی را به افراد جدیدی بسپارند و بطور کلی معتقد است که فرصت کارها را باید به دیگرانی که سلامت ذهن و برادری شان در کار ثابت شده باشد، واگذار کرد.

وی در پاسخ به این سوال که چرا یازده سال پیش از انجمن حمایت از حقوق کودکان جدا شدند می گوید من و همکارانم در پروژه دروازه غار در سال ۸۱-۸۰ به این نتیجه رسیدیم که نهاد مستقلی را با تمرکز بر کودکان کار و خیابان تاسیس کنیم و  بطور جدی و تخصصی به مسائل و آسیب های این کودکان بپردازیم. وی به هیچ دلیل دیگری در پاسخ به این سوال اشاره نمی کند.

در پاسخ به همین سوال در باب کناره گیری از انجمن قبلی، یکی از اعضای قدیمی انجمن حمایت از حقوق کودکان می گوید: گروهی که در سال ۸۱-۸۰ از انجمن جدا شدند برای حل و فصل اختلافات تا حد امکان تلاش کردند، تا آن جا که در انتها جلسه ای با حضور هر دو گروه در انجمن گذاشته شد؛ گروه اول که فعالیت ستادی را هدف اصلی سازمان می دانستند و تمایلی به گسترش امور اجرایی نداشتند و گروه دیگر که خواستار بسط و توسعه کار اجرایی در جنوب تهران و مناطق حاشیه ای بودند. در این جلسه کوتاه مدت، حکمیت بین دو دسته هم به هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان سپرده شد. برای پیشگیری از بوجود آمدن اختلاف بیشتر، هیئت مدیره از هر دو گروه خواست که جداگانه با آن ها گفتگو شود، اما پس از پایان زمان گروه اول (حامیان فعالیت ستادی) پیش از آن که به گروه دوم اجازه اظهار نظر داده شود، جلسه به شکلی تبعیض آمیز  و به نفع اهداف گروه اول به پایان رسید.

قاسم حسنی از تجربه های پیشینش در منطقه دروازه غار می گوید و دلیل انتخاب محل انجمن حمایت از کودکان کار واقع در مولوی را دسترسی راحت اعضا و داوطلبان به مجموعه می داند و اضافه می کند که ما در ابتدای کار توانستیم به کمک اعضا و حمایت های مالی مردم، ساختمان این تشکل مردمی را خریداری کنیم و سپس شروع به کار نماییم. حسنی ادامه می دهد که پس از آن در طول ده سال گذشته توانستیم تعداد مراکز انجمن را از یک مرکز  به هفت مرکز افزایش دهیم که از این هفت ساختمان ۴ ملک را خریداری کردیم و ۳ تای دیگر استیجاری است.

وی از ساختار سازمانی انجمن می گوید که به صورت هیئت امنایی با۵ نفر به ثبت رسیده است و در حال حاضر تعداد اعضای آن ۹ نفر است.

حسنی در باره نقش داوطلبان و میزان قدرت تصمیم گیری آن ها در انجمن به ساختاری اشاره می کند که نه محدود به مرکزیت گرایی مطلق باشد و نه مطلقا مشارکت گرایی افراد بطور برابر، او معتقد است که ساختاری که هم اکنون در NGO ها در حال تجربه است باید به وضعیتی بین مرکزیت گرایی و مشارکت جمعی همه افراد برسد.

دیدگاه مسئولین و داوطلبان در وقایع اخراج جمعی از داوطلبان انجمن حمایت از کودکان کار

از سال ۸۶ تا تابستان ۸۷ انجمن با جمع کثیری از داوطلبانش دچار اختلاف نظرهای جدی بر سر خواسته ای که داوطلبان از چندی پیش از آن مطرح کرده بودند، شد. محور اصلی این خواسته از سوی داوطلبان، مشارکت بیشتر آن ها در تصمیم گیری ها و امور اجرایی، در چارچوب سمت قانونی به عنوان عضوی از اعضای هیئت امنا بود.

در همین رابطه یکی از داوطلبان اخراج شده از مجموعه می گوید در آن زمان حدود صد داوطلب فعال در مجموعه در حال کار بود و فعالیت های مثبت و چشمگیری هم انجام می شد. به طوری که در سال ۸۶ به پیشنهاد هیئت مدیره، کمیته داوطلبان با شرح وظایف مشخص تشکیل شد.

در آن زمان داوطلبان بار دیگر خواسته خود را مبنی بر اضافه شدن چهار عضو دیگر از درون داوطلبان با انتخاب خودشان، به اعضای هیئت امنا و ۹ نفره شدن آن با نظر و همفکری هیئت مدیره و امنا اعلام کردند. او ادامه می دهد در زمان پیشنهاد اولیه که قبل از تشکیل کمیته داوطلبان مطرح شده بود، خانم بناساز (مدیر عامل سابق انجمن و عضو هیئت مدیره) و آقای حسنی (عضو هیئت مدیره)  نیز با ما هم نظر بودند. دلیل اصلی ارائه این درخواست کاهش قدرت طلبی و انحصار طلبی اعضای حاضر در هیئت امنای مجموعه بود. در گیر و دار امور مربوط به کمیته امور داوطلبان بودیم که متوجه شدیم بر طبق قوانین وزارت کشور، ۵ نفره بودن هیئت امنا منع قانونی دارد و تعداد اعضا می بایست حداقل ۷ نفر باشد، از آن پس اصرار و مقاومت ما مبنی بر ۹ نفره شدن تعداد اعضای هیئت امنا جدی تر شد.

او اضافه می کند: «متاسفانه در میان اعضای هیئت مدیره دو دسته گی دیده می شد. دو نفر از اعضا در این باره با داوطلبان توافق کامل داشتند و سه نفر دیگر در صورتی حاضر به قبول خواسته داوطلبان می شدند که خودشان افراد را انتخاب کنند. پس از مدت کوتاهی تغییر و تحولاتی در مجموعه رخ داد، چنان که سمت مدیر یکی از مراکز دیگر انجمن را به مسئول تاسیسات تغییر دادند، مسئول مددکاری و مدیر عامل انجمن  را اخراج کردند. پس از آن لیستی از ۵ نفر از داوطلبان تهیه و آن ها را ممنوع الفعالیت کردند و بعد هم هیئت مدیره قبلی عزل شد. در ادامه این تنش ها نامه ای از سوی داوطلبان با تحولات اخیر و اصرار بر ۹ نفره شدن هیئت امنا به امضای بیش از صد نفر از داوطلبان رسید ولی نتیجه ای در بر نداشت، تا اینکه روز جلسه هیئت ۵ نفره امنا ، حدود ۵۰  نفر داوطلب همزمان با جلسه آن ها به برگزاری جلسه ای در اتاقی دیگر از انجمن، اقدام کردند. در این جلسه داوطلبان در حضور حاضرین که تعدادی از آن ها از سازمان های غیردولتی دیگری آمده بودند به معرفی اعضای پیشنهادی خود برای اضافه شدن به هیئت امنا، پرداختند. یکی از افراد مورد اعتماد و تایید هیئت امنا هم به عنوان حکم در جلسه حضور داشت که دست آخر به دلیل جانبداری از نظرات ما از سوی مدیران انجمن طرد شد.

این داوطلب اخراج شده اضافه می کند: درست زمانی که نماینده داوطلب ها و هیئت امنا در حال رایزنی بر سر حل مسئله بودند، با لیست ۷۰ نفره ای مواجه شدیم که بر طبق توضیحات، افراد مذکور دیگر نمی توانستند جایی به عنوان فعال و داوطلب در انجمن داشته باشند و می بایست آن جا را ترک کنند.

و اما نظر قاسم حسنی عضو هیئت امنا انجمن و عضو سابق هیئت مدیره را درباره تنش ها و اختلاف های داخلی انجمن در سال های ۸۷-۸۶ که نهایتا منجر به اخراج هفتاد نفر از داوطلبان فعال مجموعه می شود، جویا می شوم. وی تعداد داوطلبان اخراجی را هفتاد نفر نه که فقط ۳ نفر می داند و می گوید که آن سه نفر ۲۰ نفر از بچه های ۲۰ ساله را بر علیه انجمن سازماندهی کردند و نقش یکی از آن ها از همه بیشتر بود و ادامه می دهد که آن ها خواستار تغییر ساختار هیئت امنایی انجمن به مجمع عمومی بودند که این مغایر با اساسنامه انجمن بوده و هست و می افزاید اکثر داوطلبانی که در بوجود آمدن آن جریان نقش داشتند دوباره جذب مجموعه شدند و هر از گاهی که مرا در خیابان یا جایی دیگر می بینند از من عذرخواهی می کنند. بقیه هم روی شان نمی شود که به انجمن برگردند.

دیدگاه کودکان انجمن حمایت از کودکان کار

با نگاهی به سابقه یازده ساله این انجمن می توان گفت که دستاوردهای آن  در جهت تلطیف وضعیت موجود قابل ملاحظه است، بویژه اوایل تاسیس این مرکز، شرایط به گونه ای بود که کودکان مهاجر حق تحصیل در مدارس دولتی نداشتند و اغلب بدلیل حذف شدن از چرخه تحصیل و کمبود آگاهی خانواده ها و مشکلات پایدار معیشتی، جذب بازار کار و کارهای خانگی (بخصوص دختران) می شدند.

طی گفتگویی که با مددجویان این مرکز داشتیم، آن ها بنیان گذاری سیستم آموزشی منظم را مهم ترین نکته مثبت فعالیت های انجمن حمایت از کودکان کار ارزیابی می کنند و معتقدند که کودکان بسیاری از طریق درس خواندن در انجمن، توانستند در مدارس دولتی ادامه تحصیل بدهند. در آغاز کار، کلاس های جانبی هم چون نقاشی و پرورش خلاقیت نقش مهمی در بهبود روند آموزش درسی آن ها داشته است.

فاطمه پانزده ساله است و پس از شش سال درس خواندن در انجمن اکنون در مدرسه ای دولتی به تحصیل اشتغال دارد، او که روی هم رفته از سال های آغازین تحصیل خود در انجمن رضایت دارد می گوید متاسفانه انجمن رفته رفته از اهدافش دور شد و بدلیل تمرکز بیش از حد بر ترویج و جذب منابع مالی و درگیر شدن بواسطه اختلاف سلیقه ها و گرفتاری های داخلی دچار ریزش و سقوط شد. او رقابت انجمن با دیگر سازمان های مشابه و فرایند توسعه فضاهای آموزشی و خرید و اجاره چند ساختمان دیگر را نیز عواملی می داند که مستقیما بر کیفیت آموزش کودکان مشغول به تحصیل در این مراکز، تاثیر گذار بوده اند.

سارا که دوازده سال دارد و اکنون در انجمن درس می خواند نیز به دلایلی مشابه فاطمه درباره کیفیت آموزش اشاره می کند. او از قول یکی از دوستانش که در مدرسه راهنمایی همان منطقه درس می خواند می گوید چهار پنج سالی هست که فضای آموزش انجمن و نحوه برخورد با ما شبیه به آموزش و پرورش شده است، یعنی با اینکه اینجا مدرسه نیست ولی شبیه دانش آموزان مدرسه با ما رفتار میشه و همین باعث شده تا بچه های زیادی نخواهند که در انجمن درس بخوانند.

از آن ها درباره ی اختلافات داخلی اعضا و داوطلبان انجمن در فاصله زمانی سال ۸۷-۸۶  و تاثیرش بر کودکان و نوجوانان می پرسم. یکی از بچه ها که بزرگتر از بقیه به نظر می آید می گوید بدون شک آن اتفاقات بر روی بچه ها بی تاثیر نبود ولی ما نمی توانستیم نظرمان را آزادانه در این باره بگوبیم یعنی برای کسی اهمیتی هم نداشت، مثلا اینکه داوطلبی که تازه وارد مجموعه شده و معلم یکی از کلاس هاست از آن جا اخراج می شود و قاعدتا رفتن ناگهانیش تاثیر منفی روی شاگردانش می گذارد. از طرف دیگر عواطف و احساسات ما، هم از طرف داوطلبان هم از طرف اعضای همیشگی مجموعه تحریک می شد و به مرور زمان این درگیری ها به بچه های حاضر در مجموعه آسیب می زد.

در آخر نظر یکی از فعالین باسابقه حوزه کودکان کار و خیابان را درباره نقش سازمان های غیردولتی و مردم نهاد در ترویج دموکراسی و اصول آزادی بیان،  احترام به نظرات اعضا و برابری، شفاف سازی و پاسخگویی در برابر اعضا و جامعه را جویا شدیم که او در پاسخ چنین گفت: متاسفانه اختلافات و حاشیه های بی مورد و انحصارطلبی ها در این سازمان ها باعث تحلیل رفتن منابع انسانی و دلزدگی نیروهای جوان و علاقمند به کار در این مجموعه ها می شود، این مسئله ها و معضلات که در حال حاضر گریبان گیر اکثر سازمان ها هستند باید مورد آسیب شناسی قرار بگیرند، باید بررسی کرد که اعضا تا چه حد با فکر کار می کنند و تا چه حد سلیقه ای عمل می شود.

او معتقد است که اهداف و برنامه هایی که در زمان تاسیس یک سازمان، مدون و مکتوب می شود باید دائما مورد بررسی قرار گیرد و به روز شود. اما مساله این است که وقتی این افراد نمی توانند خود را به روز کنند، از بازنگری و به روز کردن اسناد و الگوها هم امتناع می کنند. متاسفانه از طرف دیگر، برخی از این سازمان ها علیه همدیگر، فضا سازی می کنند. در حالی که فراموش کرده اند که هدف همه در ابتدا تغییر در وضعیت کودکان بوده است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large