Skyscraper large

کودک آزاری، مخرب ترین رویداد زندگی

601046_4215932- محمد صادقی mohamad sadeghi محمد صادقى

محمد صادقی

کودک آزاری به واقع رویدادی خانمان برانداز است. این اتفاق مخرب ‌ترین رویداد زندگی فرد است به شکلی که عوارض و پیامدهای جسمی و روحی آن تا سالیان سال به اشکال مختلف در زندگی فردی و اجتماعی فرد آزاردیده بروز خواهد یافت.

در مورد تعریف کودک آزاری آمده است که هر عمل یا عدم انجام عملی که  زیان جسمی، روانی و آموزشی به کودکان وارد آید از مصادیق کودک آزاری است که به کودک آزاری جسمی، جنسی و روانی تقسیم بندی می شود.

کودک آزاری جسمی به آن دسته از کودک آزاری ها گفته می شود که طی آن کودک دست کم یک بار یا به دفعات متعدد مورد ضرب و شتم و آزار عمدی از سوی پدر، مادر، والدین رضاعی و یا نزدیکان خود قرار گرفته است.

روان پزشکان این نوع کودک آزاری را «سندرم کافی» یا «سندرم کودک کتک خورده» نیز نامیده اند.

از جمله مصادیق این کودک آزاری می توان به ضربه زدن، تکان دادن، پرت کردن، مسموم کردن، سوزاندن یا گزیدن، غرق کردن، خفه کردن یا سایر رفتارهای مشابه اشاره کرد.

در کودک آزاری جنسی، انواع تجاوز، واداشتن کودک برای هرگونه رفتار جنسی و هرگونه بهره برداری جنسی از کودکان، از مصادیق بارز آن به شمار می آید.

اما در نوع کودک آزاری روانی نیز محرومیت از محبت کافی و آزارهای کلامی شامل مسخره کردن، انتقاد مداوم، سرکوفت زدن و …و به طور کلی آسیب های مختلف روحی و روانی ناشی از نوع برخورد والدین و حتی معلمان در مدرسه از جمله مصادیق آن است.

پزشکان برای تشخیص کودک آزاری، به انجام مواردی مانند گرفتن شرح حال کامل، معاینه ی بالینی کودک کتک خورده و در صورتی که در اثر صدمات فوت شده باشد کالبدشکافی جسد کودک و بررسی های پاراکلینیک می پردازند.

در معاینه ی بالینی کودک کتک خورده، شایع ترین صدمه کبودی بر روی پوست بدن کودک است.

بیشترین محل هایی که در معاینه بالینی کبود دیده می شوند عبارت اند از:

  • الف- کبودی در اطراف اندام ها به خصوص مچ دست، ساعد، بازو و ران و در نوزادان مچ پا
  •  ب- کبودی ناشی از زدن با دست یا شلاق در باسن ها
  •  ج- صدمات ناشی از سیلی زدن به صورت کبودی در صورت بیشتر در گونه ها و دهان و نیز ناحیه ی پیشانی و گوش ها
  •  د- کبودی در قفسه ی سینه، شکم و گردن که بیشتر در اثر فشار انگشتان حاصل می شود.

شکستگی استخوان ها نیز از جمله عوارض کودک آزاری جسمی است. صدمات استخوانی کودک آزاری متعدد و شامل شکستگی های جمجمه، دنده ها، و شکستگی ها در ناحیه دست ها و پاهای کودک است.

سوختگی نیز به درجات و اشکال مختلف در کودک آزاری دیده می شود. سوختگی در اثر آب گرم، آتش، آتش سیگار و حتی در اثر جریان برق شایع است.

افرادی که در اثر انواع بیماری های روانی به کودک صدمات ناشی از سوختگی وارد می کنند، ممکن است سوختگی خشک به روش های مختلف ایجاد کنند؛ مثل نشاندن کودک بر روی اجاق برقی و یا اینکه با وسایل داغ و یا فشار دادن به بدنه ی داغ بخاری کودک را بسوزانند. سوختگی با آتش سیگار و فندک در کودک آزاری نسبتاً شایع است. گازگرفتگی در پوست نیز در کودک آزاری دیده می شود که در هر نقطه از بدن ممکن است دیده شود، ولی نقاط شایع عبارت اند از بازو، پشت دست، گونه، کتف، باسن و شکم.

سایر صدمات در کودک آزاری عبارت اند از: کوفتگی ها و جراحات متعدد در بدن که اغلب به صورت قرینه اند. کوفتگی ها بسته به شکل وسایل ایجاد کننده ی آن ها مانند سگک کمربند یا طناب و … متفاوت است.

از آسیب های دیگر کودک آزاری می توان به محروم کردن کودک از آب خوردن اشاره کرد که این مورد منجر به ، دهیدراتاسیون (از دست دادن آب بدن) می شود.

آسیب های داخل جمجمه ای ممکن است همراه با نشانه های عصبی باشد، پارگی و آسیب احشا داخل قفسه سینه و شکم در اثر ضربه به کودک، اضطراب، گوشه گیری، ترسویی یا دارای رفتارهای تهاجمی، افسردگی، عدم رشد کافی، عدم اعتماد به نفس از دیگر یافته ها در کودک آزاری است. پارگی لب و دهان در شیرخواران اغلب با فشار دادن شیشه شیر به داخل دهان دیده می شود. ضایعات چشمی به صورت خونریزی در زجاجیه چشم، تغییر مکان عدسی و آسیب به شبکیه در ضربه های وارده به سر و صورت و چشم کودک مشاهده می شود.

اما در آسیب های جنسی پژوهشگران از جمله دکتر «فربد فدایی» – روان پزشک – بین تأثیرات اولیه و تاثیرات درازمدت آزار جنسی تفاوت قائل شده اند. کوتاه مدت، عوارضی است که در دو سال اول آزار جنسی کودک آشکار می شود.

عوارض کوتاه مدت بلافاصله بعد از انجام آزار جنسی شامل شب ادراری، گوشه گیری، علائم اضطراب شدید و ترس شدید می تواند باشد.

در مواردی اختلالات عادتی مثل ناخن جویدن، شب ادراری ممکن است به عنوان یک عارضه ی کوتاه مدت و بلافاصله بعد از آزار دیده شود.

کودکی که در گذشته هیچ مشکلی با تنهایی نداشته دچار ترس از تنهایی و تاریکی می شود و یا ترس از باقی ماندن با یک فرد غریبه در جایی را داشته باشد.

ترس از نزدیک شدن یعنی ترس از لمس کردن نیز بسیار شایع است. به شکلی که کودک ممکن است تفسیر آزارگونه از هر نوع لمسی داشته باشد.

بنا بر آمار ارائه شده از سوی مراکز رسمی، در نزدیک به نیمی از دختربچه هایی که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند مشکلات روحی و روانی گسترده ای، از جمله افسردگی های شدید، مشاهده شده است و در آماری دیگر در گروهی از نوجوانان که مورد آزار جنسی بستگان قرار گرفته بودند ، یک سوم اقدام به خودکشی کرده اند .

خشم و پرخاشگری در برخی از قربانیان کودک آزاری جنسی شایع است. از آن جا که بسیاری از قربانیان در هنگام آزار جنسی مورد آزار جسمی و تهدید همراه با خشونت نیز قرار گرفته اند، متخصصان احتمال داده اند که این پرخاشگری ناشی از آزار جسمی هم باشد.

طی آمار ارائه شده بیش از نیمی از کودکانی که مورد سوءاستفاده ی جنسی قرار گرفته اند، به نوعی دچار احساس حقارت می شوند، و به تناسب رشد کودک و رسیدن به دوره ی نوجوانی این احساس شدت بیشتری می یابد.

اختلال در خواب و اشتها نیز از دیگر عوارض آزار جنسی کودکان به شمار می رود. طبق یک بررسی از سوی متخصصان، یک سوم از قربانیان کودک آزاری جنسی در عرض نه ماه دچار مشکلات خواب و در حدود یک پنجم آنان دچار بی اختیاری ادرار و مدفوع شده اند.

فرار از مدرسه، سوء مصرف و اعتیاد به مواد مخدر و الکل و روابط جنسی غیر معمول از پیامدهای دیگر کودکان آزار دیده در دوران بزرگسالی است. گفته شده که بسیاری از زنانی که به شغل روسپیگری مبادرت می کنند در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند.

رفتارهای زودرس و بیش از حد جنسی نیز در کودکانی که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند گزارش شده که در این مورد نیز هر چه سن کودک بالاتر باشد به میزان آن هم افزوده می شود.

طبق یک بررسی ، زنانی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند دو برابر بیش از سایر زنان دچار ترس ، اضطراب و کابوس های شبانه و سه برابر بیش از آنان دچار مشکلات خواب بودند . در عین حال نزدیک به نیمی از این زنان علاوه بر آزار جنسی ، متحمل خشونت جمسی هم در کودکی شده بودند. بنابراین، ضمن آنکه به نظر می رسد نشانه های اضطراب در زنان بزرگسال می تواند مرتبط با آزار جنسی در کودکی باشد اما معلوم نیست این تأثیر مستقل از زور یا تهدید به زور برای انجام آزار جنسی باشد .

کودک قربانی آزار جنسی ممکن است تا آخر عمر احساس اعتمادش را در ارتباط با دیگران از دست بدهد و هیچ کسی را قابل اعتماد نداند به خصوص اگر قربانی آزار توسط محارم خودش مورد آزار قرار بگیرد. به عنوان مثال اگر پدری فرزند خودش را مورد آزار جنسی قرار بدهد آن کودک برای همیشه دیگر اعتمادش را به دیگران از دست می دهد چون قاعدتا فردی مورد اعتماد تر از پدر و مادر وجود ندارد و اگر قرار باشد که از طرف آنها آزاری – به خصوص آزار جنسی – به کودک برسد طبیعی است که دیگر اعتمادش به این افراد تا آخر عمر از دست برود.

دو سوم  زنانی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند احتمال دارد قربانی تجاوز جنسی در بزرگسالی شوند. این زنان در صورت ازدواج هم دو تا سه برابر بیش از زنان دیگر احتمال دارد مورد خشونت جسمی شوهرانشان قرار گیرند. دلایل متعددی برای تبیین رابطه بین آزار جنسی در کودکی با آزارهای بعدی ذکر شده است. از جمله اینکه دخترانی که مورد آزار قرار می گیرند احتمال بیشتری دارد که از خانه بگریزند و در نتیجه آسیب پذیری آنان بیشتر می شود. یا اینکه این افراد نیاز روانشناختی پیدا می کنند که با قراردادن خویش در معرض آزار، بر احساس بی ارزشی خود تأکید کنند.

پژوهش ها حاکی از وجود رابطه ای بین آزار جنسی در کودکی با اختلال در رفتار جنسی بزرگسالی است. از جمله رابطه ای بین فحشا و آزار جنسی در کودکی گزارش شده است. پسرانی که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند احتمال زیادی دارد در بزرگسالی، پسران خردسال را مورد آزار جنسی قرار دهند.

تحقیقات گویای این مطلب هستند که قربانیان آزار و اذیت جنسی در دوران کودکی به احتمال زیاد در بزرگسالی خود به دیگران تجاوز می کنند و یا در روابط جنسی سوء استفاده گرایانه شرکت می نمایند. به این ترتیب کودکی که تحت آزار و اذیت والدین قرار می گیرد، به وسیله ساز و کارهای روانی، به ویژه همانند سازی و یا مشابهت با مهاجم به تدریج خود نیز رفتارهای خشونت آمیز بروز می دهد و به همین شکل این رویه را به فرزندان و نسل های بعدی منتقل می کند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large