Skyscraper large

گزارشی از تئاتر احساس آبی مرگ

9r8te46r5tg12er

شادان هاشمی

در هفته های گذشته نام تئاتر “احساس آبی مرگ” بسیار شنیده می شد. تئاتری مستند و اجتماعی که موضوع آن، و بیشتر از موضوع، هدف دست اندرکاران آن از اجرا در یکی از شب های نمایش، موجب بر سر زبان افتادن بیش از پیش آن شد. تئاتر در مورد اعدام کودکان در ایران است که با وجود سابقه ی طولانی این مساله، می توان گفت اولین بار است که در قالب هنر تئاتر به آن پرداخته می شود. این موضوع مهم و حساس به یمن همکاری فرهنگسرای ارسباران و کانون وکلا در خرداد و تیر امسال به روی صحنه رفت.

می توان اجرای جمعه چهاردهم تیر را، اجرای خاطره انگیزی از این تئاتر دانست. در روزهای قبل از آن، با وجود انتظاری که از استقبال از چنین نمایشی با این موضوع می رفت، صندلی های خالی نشان می داد که هنوز تا پذیرش اعدام کودکان به عنوان یک معضل اجتماعی در وضعیت بحرانی، از طرف عده ی کثیری از افراد جامعه راه زیادی باقی مانده است. با این وجود زمانی که این مجموعه ی هنری درآمد حاصل از اجرای جمعه ی پیش ذکر شده را به تأمین مبلغ دیه برای یکی از کودکان در معرض اعدام به نام “صابر شربتی” اختصاص داد، افراد بیشتری خود را موظف به همکاری و حمایت از این اقدام دیدند و خیلی زود با دست به دست کردن خبر و خرید بلیط نمایش و پیگیری های مکرر، به نوعی مخالفت خود را با اعدام کودکان نشان دادند و این بار، بر خلاف دفعاتی که به دیدن صحنه های اعدام دعوت می شدند، یکدیگر را به تماشای تئاتری در جهت گفتن” نه به اعدام” دعوت کردند.

در سالن نمایش

محتوای بروشور تئاتر، که در قالب پرونده های دادگاهی طراحی شده بود، نشان می داد که تا چه اندازه عوامل این نمایش تلاش کرده اند به شیوه ای همه جانبه و با در نظر گرفتن عوامل حقوقی و جرم شناختی در کنار مسائل اجتماعی به بازگو کردن مساله اعدام کودکان بپردازند. از همکاری مسئولان قضایی چون قاضی مظفری، تا حقوقدانانی چون خانم دکتر شیری، در کنار روانشناسان و مددکاران اجتماعی درگیر موضوع، و پیگیری از طریق نهادهایی چون دادگاه ها، کانون اصلاح و تربیت و کانون وکلا همگی نشان دهنده ی تلاش این مجموعه، در جهت ارائه تصویری دقیق و مستند می باشد.

نمایش عموماً از زبان هشت نوجوان محکوم به اعدام پیش برده می شود. نوجوانانی که با صحبت از علایقشان، خانواده شان و شرایط زندگی شان سعی دارند به ما بگویند آنها از ما هستند. حادثه ای که منجر شد آنها در زندان و منتظر رضایت شاکیان (اولیای دم) و یا اجرای حکم خود باشند را بازگو می کنند که عموماً اتفاق است و یا از روی بچگی و یا شرایط محیطی نامناسب. در کنار صحبت های آنها، حرف هایی از زبان افراد دیگری چون اعضای خانواده قاتل یا مقتول نیز شنیده می شود. که هرکدام با چه دیدی به شرایط پیش آمده برای خانواده خود نگاه می کنند. مجموع گفته ها و نشانه ها، حاکی از شرایط دشوار زندگی برای کودکان درگیر این موضوع است. کودکانی که با بزرگ شدن در محیطهای آسیب زا که موجب می شود گاه به دلیل نداشتن سرپرست، یا داشتن سرپرست نامناسب و یا درگیری در نزاع های خیابانی به صورت تصادفی و ناخواسته به سمت ارتکاب جرم سوق پیدا کنند. نگاهی به موارد کودکان اعدام شده از سال ۱۳۷۴ ( سال پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق کودک) تاکنون نشان می دهد که این کودکان عموماً از خانواده های محروم و ساکن در مناطقی هستند که کمترین حمایت های اجتماعی و رفاهی را به خود اختصاص می دهند و چه پیش از ارتکاب جرم و چه پس از آن، کوچک ترین پشتیبانی ای از نهادهای مسئول جامعه دریافت نمی کنند. مساله ای که از زبان نوجوانان محکوم به اعدام در نمایش نیز شنیده می شد.

در کنار بازی های روی صحنه، فیلم ها و تصاویری نیز از کودکان در زندان ها و کانون اصلاح تربیت پخش می شد که حرف های بازیگران را هرچه بیشتر به واقعیت نزدیک می کرد. هم چنین صحبت های هشت نوجوان از علایق و آرزوهایشان، که مانند علایق و آرزوهای هر نوجوان و کودک دیگریست با این تفاوت که تحت الشعاع مرگ یا زنده ماندن آنها قرار نگرفته است، تلاشی بر آن بود که نشان دهد آنان نیز چون هر نوجوان و کودک دیگری بودند که صرفاً در شرایط محیطی ناهنجار زندگی آنان قرار نگرفته است و درگیر یک اتفاق نشده است!

حرف های ناگفته

همانطور که گفته شد، اقدام برای اجرای تئاتری با این موضوع و به روی صحنه بردن آن، کاری پرارج و حائز اهمیت است. جلب افکار عمومی به سمت مسأله اعدام کودکان که با وجود آمار بالا و وحشتناک آن نسبت به کشورهای دیگر (آمار اعدام کودکان در ایران ۸ برابر کل کشورهای دیگر در دنیاست) مورد غفلت واقع شده است، ارزش زیادی دارد. با این وجود نکاتی در مورد این نمایش شایان ذکر است.

e9r8t76e45r2t

اعدام کودکان در ایران یک معضل قضایی و حقوقی است. زمانی که بحث از علت اجرای حکم اعدام برای کودکان می شود، صحبت بر سر تعیین مجازات و کیفر است. در اینجا آنچه که اهمیت دارد این است که آیا کودکان به عنوان قشر آسیب پذیر اجتماع، دارای قوانین کیفری و نحوه ی برخورد قضایی متفاوتی هستند یا خیر. علل ارتکاب جرم و زمینه های بروز رفتارهای بزهکارانه از جانب کودکان، با وجود اهمیت جرم شناختی بالا، تاثیری در لزوم یا عدم لزوم وجود مجازات اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال ندارد. چراکه طبق قوانین بین المللی و در رأس آنها کنوانسیون حقوق کودک، افراد زیر ۱۸ سال تحت هیچ شرایطی نباید به مجازات اعدام محکوم شوند. بنابراین صرف نظر از اینکه چه عواملی کودک را به سمت ارتکاب جرم سوق داده است، صدور حکم اعدام برای کودکان و اجرای آن غیرقانونی است. صدور چنین احکامی برای کودکان و اجرای آن پس از رسیدن کودکان به سن ۱۸ سال، یک مساله ای قضایی و ناشی از ابهام در قوانین حقوقی کشور ماست. (هرچند که در قانون جدید مجازات اسلامی این ابهام تا حد زیادی برطرف شده است.)  در نتیجه نگاه کردن به آن تنها با درنظر گرفتن امکان رضایت اولیای دم برای نجات کودک، یک راه حل دائمی و مناسب برای برون رفت از این بحران نیست.

در سال های اخیر، به دلیل سوگیری های خشونت آمیز قوه قضاییه نسبت به کودکان مرتکب قتل، خانواده کودک بزهکار و فعالان حقوق کودک عموماً سعی بر گرفتن رضایت اولیای مقتول برای نجات کودک بزهکار داشته اند. واضح است که مشکل اصلی در سیستم قضایی و حقوقی کشور بوده و در درجه ی اول باید اقدامات متناسبی در جهت تغییر آنها صورت گیرد. واگذاشتن مجازات کودکان به خانواده مقتول به نوعی واگذار کردن حقوق فردی کودکان به خانواده بزهدیده است، به نحوی که رعایت یا عدم رعایت حقوق کودک به افراد جامعه و شاکیان خصوصی پرونده منوط می شود. حال آنکه تضمین حقوق فردی اعضای جامعه از وظایف دولت یک کشور است.

می توان گفت جای خالی این مساله به نوعی در تئاتر احساس آبی مرگ مشاهده می شود. در نظر نگرفتن نقش نهادهای قضایی، بخش عمده ای از معضل اعدام کودکان در ایران را مسکوت باقی می گذارد. با این حال به دلیل سانسورهای در انتظار این مجموعه، عدم امکان پرداختن به این موضوع دور از ذهن نیست.

نمایش و نجات

همانطور که در ابتدا گفته شد، پررنگ ترین عامل استقبال از نمایش احساس آبی مرگ، اختصاص دادن درآمد حاصل از فروش بلیط های آن در یکی از شب های اجرای نمایش به تامین مبلغ دیه و گرفتن رضایت از شاکی “صابر شربتی” بود. صابر شربتی که در زیر ۱۸ سال در جریان یک نزاع مرتکب قتل شده بود و حال پس از ۹ سال به سر بردن در زندان در انتظار اجرای حکم اعدام خود بود. فراخوانی که برای نجات صابر از اعدام منتشر شد و استقبال گسترده ی افراد  از آن، نشان داد که تا چه میزان جامعه با  اجرای حکم اعدام برای کودکان مخالف است. اتحادی که در طی سه روز بین افراد شکل گرفت و هدف واحد و مشترک آنها برای نجات صابر بی نظیر و مثال زدنی بود. با این حال باید توجه داشت که چنین اقداماتی، آخرین راه حل های خارج شدن از این بحران هستند و بیشتر به یک اقدام فوریتی و اورژانسی می مانند و نباید به مثابه ی یک راه حل به آنها نگاه شود.

با تغییراتی که در قانون جدید مجازات اسلامی صورت گرفته است، تا حدودی می توان به رفع مشکلات و ابهامات حقوقی مساله اعدام کودکان امیدوار بود. آن زمان است که عوامل اجتماعی و محیطی موثر و بررسی دقیق آنها، می تواند بهترین راهکار برای حمایت از کودکان بزهکار و در عین حال جبران آسیب های وارده به خانواده بزهدیده را تعیین کند. با چنین اقداماتی، شاید دیگر لازم نباشد همه ی اعضای جامعه دست به دست هم دهند تا حقوق اساسی یک فرد را، از دیگر عضو جامعه بخرند !

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large