Skyscraper large
گفتگو با الهام هومین فر

فاجعه ای ملی: کودک همسری و ازدواج زود هنگام

d89er7t46e5r3t12

روزبه نوربخش

«به هر حال بعد از فوت مرحوم ابوی من جانشین او شدم و در خانه را باز کردم – خوب یک خانه با یک مشت خرت و خورت هم برایمان گذاشت. خودم هنوز طلبه بودم و ماهی چهار تومان با پنج من گندم مستمری داشتم، به اضافه ماه محرم و صفر، نانمان توی روغن بود. یک لفت و لیسی می کردیم. چون معروف بود که نفس مرحوم ابوی مجرب است، یک شب مرا سر بالین ناخوشی بردند تا دعا بدهم. دیدم دختر هشت یا نه ساله ای در آن میان می پلکید – آقا به یک نظر گلویمان گیر کرد…

پیش از او دو تا صیغه داشتم که هر دو را مطلقه کرده بودم، ولی این چیز دیگری بود… شب که او را آوردند، آن قدر کوچک بود که بغلش کرده بودند… به هر حال من آن قدر زحمت کشیدم تا او را رام کردم: شب اول از من می ترسید… من قربان صدقه اش می رفتم، می گفتم … خوب تو آن بالای اتاق بخواب من این پایین…

شب اول یک قصه برایش نقل کردم خوابش برد.

شب دوم یک قصه دیگر شروع کردم و نصف را برای شب بعد گذاشتم.

شب سوم هیچ نگفتم تا این که یارو به صدا درآمد و گفت: تا آن جا که جمشید رفت به شکار، پس باقیش را چرا نمی گویی؟ مرا می گویی از ذوق توی پوست خود نمی گنجیدم، گفتم: امشب سرم درد می کند، صدایم نمی رسد اگر اجازه بدهی بیایم جلوتر. به همین شیوه رفتم جلوتر، رفتم جلوتر تا این که رام شد.»

(محلل، سه قطره خون، صادق هدایت)[۱] 

زبان بی محابا و نقاد هدایت، بیش از ۸۰ سال پیش از این، کودک همسری را به نقد می کشد، اما هنوز همچنان که بیش از صد سال است ایران در تب و تاب حاکمیت قانون و عدالت می سوزد، مشخصاً هیچ منع قانونی و عرفی برای ازدواج کودکان در سنین پایین وجود ندارد. تیرماه سال ۹۰ بود که رسانه ها خبر از ازدواج ۵ کودک زیر ۱۰ سال در هرمزگان دادند.[۲] دخترانی خردسال باید در حالی به بستر زفاف مردان بروند که نه تنها از نظر فیزیولوژیک آمادگی رابطه ی جنسی ندارند که حتی ممکن است نتوانند تفاوت میان جنس مذکر و مونث را از نظر رشد شناختی درک کنند.

آمار های رسمی چه می گویند؟

بنا به سرشماری عمومی مسکن و نفوس در سال ۹۰[۳]، ۱۲ هزار و ۸۳۸ نفر پسر و  ۴۶ هزار و ۱۶۵ دختر در سنین ۱۰ تا ۱۴ سال متاهل بوده اند. این رقم در بازه ی سنی ۱۵ تا ۱۹ سال، به ترتیب ۷۰ هزار و ۶۲۶ و ۶۸۷ هزار و ۱۵۳ نفر است.

بر اساس هرم سنی کشور در سال ۱۳۹۰، جمعیت۱۰ تا ۱۴ ساله کشور  ۵ میلیون و ۶۷۲ هزار و ۴۳۵ نفر است.[۴] جمعیت ۱۵ تا ۱۹ سال کشور در سال ۹۰ را با چشم پوشی از میزان مرگ و میر در این گروه سنی می توان همان جمعیت گروه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال در سال ۱۳۸۵ دانست. یعنی حدود ۶ میلیون و ۶۰۷ هزار نفر.[۵] با مقایسه ی تعداد افراد در این دو گروه جمعیتی می توان گفت که حدود ۱۵ درصد در این بازه ی جمعیتی کاهش داشته ایم و این در حالی است که بازه ی سنی  زیر ۱۵ سال برای دختران، در سال۹۰، ۳۹ هزار و ۸۳۱  واقعه ازدواج[۶]  و در سال ۱۳۸۵ ، ۳۳ هزار ۳۸۳ واقعه ثبت شده است؛ یعنی حدود ۱۶ درصد افزایش.[۷] نکته ی قابل توجه دیگر در این آمارها فاصله ی سنی زوج و زوجه است. بر اساس منابع مذکور در سال ۸۵، ۶هزار و ۸۳۳ دختر زیر ۱۵ سال با مردانی بالای ۲۵ سال ازدواج کرده اند[۸] و در سال ۹۰، ۸هزار و ۸۴۱ دختر زیر ۱۵ سال با مردان بالای ۲۵ سال سن[۹]. در این میان نکته ی جالب دیگر این است از وضعیت سنی همسرانِ ۵ کودک دختر در سال ۹۰ اطلاعی در دست نیست، در حالی که طبق قانون رویدادهای ازدواج و طلاق باید در دفاتر رسمی به ثبت برسد.

تجربه طلاق در این بازه ی سنی برای دختران در مقایسه با دو سال ۸۵ و ۹۰  نیز حاوی نکات قابل اعتنایی است. در سال ۹۰، ۹۶۱ طلاق[۱۰] و در سال ۸۵، ۶۳۸[۱۱] طلاق برای دختران این گروه سنی ثبت شده است؛ یعنی حدود ۳۵ درصد افزایش.

در گروه سنی ۱۵ تا ۱۹ سال از نظر عرف سنتی، ازدواج پسندیده تر است. حامیان ازدواج زود هنگام ممکن است بتوانند به زعم خودشان دلایل بیشتری برای لزوم ازدواج این گروه سنی ارائه کنند، زیرا به نظر آن ها زمان آغاز بلوغ جنسی و قاعدگی مترادف با بلوغ به معنای عمومی کلمه است. گرچه حتی ممکن است دخترانی در سن بالای ۱۵ سال اولین قاعدگی خود را تجربه کنند. اما در نهایت اگر نگاهی به فاصله ی سنی زوج و زوجه در گروه های سنی کودک و نوجوان داشته باشیم آن وقت دفاع از این آمارها امری ناممکن خواهد بود.

در سال ۹۰، ۱۱ هزار و ۸۶۸ دختر ۱۵ تا ۱۹ ساله با مردانی ازدواج کرده اند که دست کم ۱۱ سال و از آن ها بزرگتر هستند.( مردان گروه های سنی ۳۰ سال و بیشتر)[۱۲] این رقم برای سال ۸۵، ۱۲ هزار و ۵۱۱ [۱۳] نفر است که گرچه ظاهراً شاهد کاهش در این شاخص هستیم، اما به نسبت کل جمعیت ۱۵ تا ۱۹ ساله در سال های ۹۰ و ۸۵، این دو عدد به ترتیب ۴٫۲ و ۴٫۳ درصد از مجموع ازدواج نوجوانان هستند و جای این سوال است که با وجود کاهش ۲۳ درصدی در جمیعت کل دختران این گروه سنی در طول این ۵ سال، آیا باید در کل جمعیت دختران متاهل این گروه سنی ۰٫۱۳ درصد و در جمعیت دخترانی که بیش از ۱۱ سال با همسر خود اختلاف سنی دارند ۰٫۱ درصد کاهش را شاهد باشیم؟ در حقیقت می توان با توجه به مقایسه ی نسبی سنیِ جمعیت گفت که نه تنها این آمارها کاهش نیافته است که شاهد افزایش ناگهانی آن نیز هستیم و کاهش اندک و ناچیز در برخی شاخص ها نه به دلیل بهبود نگرش ها بلکه به دلیل کاهش قابل توجه جمعیت جوان نسبت به نیمه ی اول دهه ی ۸۰ است. با توجه به این باید پذیرفت که نه تنها «فرشید یزدانی» –  فعال حقوق کودک –  به درستی در مصاحبه ی خود با خبرگزاری ایسنا حقیقت تلخ آمار کودک همسری و طلاق را بازگو می کند[۱۴]، بلکه «علی اکبر محزون» – مدیرکل آمار و اطلاعات جمعیت و مهاجرت سازمان ثبت احوال –  درباره ی کاهش ۵۰ درصدی ازدواج کودکان دروغ می گوید.[۱۵]

تحلیل جامعه شناختی

ازدواج پیامبر اسلام با دختران خردسال یکی از اصلی ترین دلایلی است که فقها و مراجع با استناد به آن این امر را در شریعت اسلام حلال می دانند. اما از سوی دیگر آسیب های روحی و جسمی به دختران خردسال و از سوی دیگر تبعات منفی ازدواج زودهنگام دختران در جامعه به قدری بالاست که جامعه شناسان، روانشناسان و جمعیت شناسان درباره ی قبح اخلاقی و تبعات منفی این پدیده بسیار نوشته و گفته اند. درباره ی علل، زمینه ها و تاثیرات ازدواج زودهنگام دختران – به عنوان یکی از اَشکال فراگیر خشونت خانگی – با  «الهام هومین فر» – جامعه شناس و فعال حقوق زنان –  گفت و گویی داشته ایم که در ادامه می خوانید:

به نظر شما علل زمینه ساز ازدواج زود هنگام کودکان چیست؟

هومین فر :  به طور مشخص می توان گفت فقر اقتصادی  و نابرابری جنسیتی عامل اصلی ازدواج کودکان به ویژه دختر بچه هاست. آمار جهانی حاکی از آن است که کشورهای فقیر و مشخصاً خانواده های فقیر در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین به دلایل اقتصادی کودکان را مجبور یا تشویق  به ازدواج می کنند. از عوامل مهم دیگر مسائل مذهبی و فرهنگی است. در بسیاری از جوامع دوشیزه بودن دختران پیش از ازدواج  و حفظ بکارت یک اقدام حیاتی است و ترس خانواده ها از ضایع شدن بکارت، باعث می شود آن ها به ضمانتی اجتماعی چون شوهر دادن این کودکان روی آورند و البته توجیهات مذهبی نه تنها در بسیاری از موارد این ازدواج ها را قانونی و شرعی می داند، بلکه بعضاً به تبلیغ و تشویق آن نیز می پردازد.

کودکان با ازدواج زودهنگام در معرض چه آسیب هایی قرار می گیرند و چه زمینه هایی باعث می شود دختران نسبت به پسران آسیب بیشتری از ازدواج در کودکی ببینند؟

هومین فر : در واقع آسیب های جسمی و فیزیولوژی، روانی، اجتماعی و اقتصادی بسیاری دامن گیر این کودکان به ویژه دختر بچه هاست.  از این رو بر دختر بچه ها تاکید دارم که به دلایل اقتصادی و  فرهنگی آن ها بیشتر به ازدواج زودهنگام وادار می شوند. برخلاف دختر ها که کار بی مزد خانگی می کنند پسرها باید کار مزدی انجام دهند و قاعدتاً این باعث می شود با سن بیشتری به ازدواج روی آورند.  و سپس به دلیل بارداری و یا ازدواج با مردانی که به مراتب بزرگتر از دختر بچه ها هستند، دچار عوارض جسمی و جنسی بسیاری می شوند. هر کودک متاهلی در واقع یک کودک کار است که به کار اجباری در خانه، مزرعه یا خارج از آن واداشته می شود. بنابراین همه ی عوارضی که یک کودک کار بدان دچار است، را داراست. در این بین ترک تحصیل، زایمان و عوارض ناشی از آن خود حدیث مفصلی است که مجال دیگری می طلبد. این ها عواملی هستند که باعث می شوند به سختی این کودکان از چرخه ی مصائبی که گرفتارش شده اند رهایی یابند. یک پژوهش در ایران نشان می دهد که ۶۱ درصد دخترها به دلیل ازدواج زود هنگام، ترک تحصیل کرده اند. همچنین پژوهش های جهانی و ملی نشان می دهد که این ازدواج ها عامل مهم بیماری های مقاربتی، سرطان، مرگ و میر زود هنگام، نقص عضو جنسی به صورت مادام العمر، بیماری های روحی ، خشونت و خودکشی وغیره برای این کودکان است.  در واقع ازدواج کودکان یک نوع خشونت و شکنجه ی همیشگی برای این کودکان به شمار می رود.

آیا دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران در این باره اقدامی جدی انجام داده است؟

هومین فر : بر اساس توافق نامه های بین المللی هر ازدواجی که زیر سن ۱۸ سال صورت بگیرد یک ازدواج کودک محسوب می شود و جوامع ملزم به جلوگیری از آن هستند. در ایران ۲۰ درصد ازدواج ها – بنا به آمار های رسمی –  زیر ۱۸ سال است. این یعنی ما در یک شرایط بحرانی در قبال این مسئله هستیم. طبق ماده ی ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران عقد دختران قبل از ۱۳ سالگی منوط به اذن ولی و شرایط مصلحت یا تشخیص دادگاه است. این یعنی سن قانونی در ایران برای دختر بچه ها ۱۳ سال است نه ۱۸ سال و فاجعه آن است که دست والدین برای ازدواج بچه های زیر ۱۳ سال باز گذاشته شده است. برای پسران هم این سن طبق قانون ۱۵ سال است. در واقع به جای کنترل و مواجه با این آسیب اجتماعی قانون نه تنها اقدامی درخوری نمی کند، بلکه شرایط قانونی برای این ازدواج ها را هموار کرده است.  متاسفانه کودکان از حمایت های قانونی در این زمینه برخوردار نیستند.

ازدواج زودهنگام برای جامعه چه تبعاتی را در پی خواهد داشت؟

هومین فر : ازدواج زود هنگام سلامت جامعه را با خطر جدی مواجه می کند. کودکانی که از وضعیت نا مناسب سلامت جسمی و روانی و اجتماعی به دلیل ازدواج رنج می برند، جامعه ای سالم را تشکیل نمی دهند. خشونت علیه این کودکان متاهل در خانواده ها به مراتب بیشتر است و در نتیجه میزان خشونت اجتماعی افزایش می یابد. ترک تحصیل آن ها از پیامدهای ناگوار دیگر برای جامعه است. روند بالای طلاق، نداشتن مهارت و آمادگی جسمی و روانی و اجتماعی برای تشکیل خانواده و… باعث ناسالم بودن نهاد خانواده و در کل، اجتماع خواهد شد، که البته در جامعه ی ما شده است و نتایج آن را می بینیم و خواهیم دید.

شما به عنوان یک کنشگر مسائل زنان و جامعه شناس برای جلوگیری از ازدواج در دوران کودکی چه راه کارهایی را پیشنهاد می دهید؟ جامعه ی مدنی و کنش گران حقوق کودک و حقوق بشر در این باره تا چه حد می توانند نقش آفرینی کنند؟

 هومین فر : جامعه ای با ۲۰ درصد ازدواج کودکان نیاز مبرمی به کنشگران حقوق کودک دارد. کارگاه های آموزش برای خانواده ها در مناطقی که این مسئله به شدت وجود دارد حائز اهمیت است. آگاه کردن خانواده ها و مسئولین از آسیب ها و آینده نه چندان روشن این کودکان می تواند مفید واقع شود. همچنین گفتگو و یا چانه زنی با قوه ی قضاییه و ارتباط با آن ها برای تغییر این قوانین ضد حقوق کودک به شدت ضروری است. با این وجود من در کلیت، مسئله را کاملاً ساختاری می بینم تا زمانی که فقر و نابرابری جنسیتی در جامعه به شدت حضور دارد، کنشگران در راه از بین بردن ریشه ی اصلی ازدواج کودکان- یعنی فقر و فرودستی زنان- چندان موفق نخواهند بود. در حقیقت به گمان من یکی از راهکارها چانه زنی حقوقی با مقامات و دستگاه های قضایی، برقراری کارگاه های رسمی و غیر رسمی برای خانواده ها و از همه مهم تر فعالیت در عرصه ی برابری جنسیتی و اقتصادی و ریشه کن کردن فقر است!

در پایان باید گفت اگر در گفته های «الهام هومین فر» تامل کنیم و دوباره آمارهای مربوط به افزایش ازدواج کودکان را بررسی نماییم، باید در انتظار  نسلی بود که گرچه ممکن است در جمعیت چند ده میلیونی ایران درصد زیادی نباشند، اما تعداد قابل توجهی خواهند بود، که تمام ابعاد زندگی خود و فرزندانشان را تحت تاثیر عواقب ازدواج زودهنگام قرار خواهند داد. از طرف دیگر، اگر در سیاست های اقتصادی نظیر پرداخت یارانه ها و تعدیل ساختاری و سیاست های جمعیتی مبتنی بر تشویق ازدواج زودهنگام و افزایش تعداد موالید تجدید نظر جدی نشود، می توان گفت، ایران به پرتگاه بحران ساختاری و سقوط اجتماعی همه جانبه لحظه به لحظه نزدیک تر خواهد شد.

 


[۱] این کتاب را می توانید از اینجا دانلود کنید 

[۲] خبرگزاری ایسنا برای دیدن سایت اینجا را کلیک کنید. 

[۳] نتایج آمار سرشمار مسکن و نفوس ۱۳۹۰،  برای دیدن سایت اینجا را کلیک کنید. 

[۴] مرکز آمار ایران  برای دیدن سایت اینجا را کلیک کنید. 

[۵] همان 

[۶] سازمان ثبت احوال کشور، رویدادهای حیاتی، ازدواج   برای دیدن سایت اینجا را کلیک کنید. 

[۷] سازمان ثبت احوال کشور، رویدادهای حیاتی سال ۹۰، ازدواج    برای دیدن سایت اینجا را کلیک کنید. 

[۸] ن.ک منبع پانوشت ۷ 

[۹] ن.ک منبع پانوشت ۶ 

[۱۰] سازمان ثبت احوال کشور، رویدادهای حیاتی سال ۹۰ ازدواج   برای دیدن سایت اینجا را کلیک کنید. 

[۱۱] سازمان ثبت احوال کشور، رویدادهای حیاتی سال ۸۵، طلاق  برای دیدن سایت اینجا را کلیک کنید. 

[۱۲] ن.ک به منبع شماره ۶ 

[۱۳] ن.ک منبع پانوشت ۷ 

[۱۴] خبرگزاری ایسنا  برای دیدن سایت اینجا را کلیک کنید. 

[۱۵] جام جم، به نقل از روزنامه شرق  برای دیدن سایت اینجا را کلیک کنید. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large