Skyscraper large

کانون فرهنگی آموزش یا بنگاه تحمیق و استثمار؟

zse56r4tertr

روزبه نوربخش

کانون فرهنگی آموزش از معدود نهادهای آموزشی است که اکثریت مردم ایران با آن آشنایی دارند. تقریباً تمام افرادی که در سال ‌های اخیر کنکور داده ‌اند از خدمات و تولیدات آن برای آمادگی بیشتر در کنکور استفاده کرده ‌اند. این نهاد در سال ۱۳۷۰ تأسیس و از سال ۷۲ برگزاری آزمون‌های آمادگی کنکور را شروع کرده است. رشد حیرت انگیز کانون در طول ۲۰ سال گذشته( دست کم ۲۵۰ میلیارد تومان گردش مالی و ۲۵ میلیارد تومان سود خالص در سال)، باعث شده است که بسیاری از «کاظم قلم‌چی» – مدیر این نهاد –  به عنوان یک مدیر موفق یاد کنند. قلم چی چند سال پیش نیز با وقف بخشی از دارایی‌های خود تصویری خیرخواهانه از خود در جامعه ایجاد کرده است. اما این تنها یک روی سکه است و ناگفته‌های زیادی درباره فعالیت کانون فرهنگی آموزش وجود دارد. در گزارشی که پیش‌ رو است، به بررسی رفتار علمی و آموزشی و اجتماعی این سازمان می پردازیم.

سازمان بی سنجه

در همه‌ جای دنیا برای ورود دانش ‌آموزان به دانشگاه، سازوکارهایی وجود دارد. در برخی کشورها دانشگاه ‌ها خود اقدام به پذیرش دانشجو می‌کنند، در برخی دیگر نمرات دانش ‌آموز و در برخی دیگر هم مصاحبه‌ های شفاهی بیشترین نقش را برای پذیرش دانش‌آموزان در دانشگاه دارند. در ایران این گزینش توسط سازمان سنجش و با برگزاری آزمون سراسری برگزار می شود. اما مسئله وقتی حاد می‌شود که کاستی‌های زیرساختی فرصت‌های دسترسی به خدمات آموزشی عالی با کیفیت مناسب را محدود کند و از طرف دیگر خیل عظیمی از دانش ‌آموزان خواهان ورود به دانشگاه باشند. در چنین شرایطی آزمون‌ ورودی که مدعی است کارکرد اصلی­اش گزینش علمی است، تغییر ماهیت می دهد، زیرا دیگر هدف آن لزوماً گزینش دانش ‌آموزان بر اساس معیارهای علمی نیست، بلکه هدف تنها ایجاد سازو کاری مورد توافق عموم است برای گزینش دانش‌ آموز. از همین روست که طراحان سؤال به جای محتوای اصلی برنامه درسی به سراغ سنجش مهارت‌ های دیگری می‌ روند که لزوماً یا مستقیماً، از نظر دانشی یا بینشی توانمندی‌های دانش‌آموز را نمی سنجد و بیشتر به حل کردن هزارتو شباهت دارد. به عنوان مثال به دو سؤال زیر نگاه کنید[۱]:

۱۳۷- پدیدآورندگان «سالامبو- جنایات و مکافات- زیباترین غریق جهان- اشراق» به ترتیب خالق آثار …….. هستند.

  • ۱- سیمان، جنگ و صلح، برادران کارامازوف – فاوست- گل های بدی
  • ۲- …..

۱۴۸- هر کدام از آرایه ‌های «اسلوب معادله، تضاد، جناس، ایهام و لف و نشر مرتب» به ترتیب در کدام یک از گزینه‌ های زیر یافت می ‌شود؟

  • الف) گل است باده گل رنگ باده خواران را/ مدام فصل بهار است میگساران را
  • ب) آسوده بود عشق ز بیتابی عشاق/ از زلزله خاک په غم چرخ برین را
  • ج) از نقش چپ و راست خبر نیست نگین را/ نه کفر شناسد دل حیران و نه دین را
  • د) آهِ هوا پرست به مقصد نمی رسد/ نتوان زدن به تیر هوایی نشانه را
  • هـ) فقر سیاه رو محک بخل و همت است/ محتاج از کریم شناسد لئیم را

۱- ب، هـ، د، الف، ج          ۲)ب، د، هـ، الف،ج                        ۳-د، هـ،ب، ج، الف                        ۴)د، هـ، الف، ب، ج

این دو سؤال نمونه ای از انبوه سوالاتی است که در حالت آرمانی، تمرکز لحظه‌ای دانش‌آموزان را می سنجد. اما همان طور که گفته شد، بنا نیست تا از نظر علمی دانش‌آموزان مورد سنجش قرار گیرند، بلکه هدف تنها ایجاد یک نظم ساختاری است که همه به آن گردن بنهند.  دختری نوجوان، که امسال امید زیادی به قبول شدن در کنکور داشت و معتقد بود می تواند رتبه خوبی کسب کند، درباره این دو تست می گوید: «این دو تست فقط برای ادبیات است، خود همین ادبیات چند تست دیگر دارد که به همین سبک است و درس های دیگر هم به همین شکل، خصوصاً فلسفه و منظق.» او ادامه می دهد: «من تاریخ ادبیات جهان رو خیلی خوب خونده بودم، خیلی از خود کتاب هایی که در درس ها معرفی شده بودن را حتی قبلاً خوانده بودم، اما این تست گیجم کرد. انگار مهم نیست ما چی می دونیم. مهمه که یه معیاری باشه برای قبولی حالا هر معیاری! تست دومیه رو که دیدم کلاً به هم ریختم، داشتم به خودم می گفتم که منظور از ترتیب چیه! فکر کنم حتی از نظر علمی استاندارد نباشه، خلاصه این دو تا تست رو که جواب ندادم هیچ، کلاً سر آزمون عصبی و بی قرار شده بودم و می دونم که خوب نمی شه نتیجه!»

چند میلیارد تومان در آب گل آلود؟

+rt456e5tyezrلزوم کاربردی شدن دانش و حلوا حلوا شدن علومی مانند تکنولوژی‌ آموزشی و آموزش توسعه محور و تضاد عمیق آن با مسئله کنکور  نیز امری پنهان است که کمتر کسی به آن‌ توجه می ‌کند. در این باره باید از متولیان امر پرسید که چگونه معیار‌های غیر کاربردی سنجش و گزینش دانشجو خواهند توانست افراد مناسب و دارای زمینه توانمندی عملی- اجرایی را غربال کنند؟

نکته دیگر این است که  کدام فرایند آموزشی در ساختار آموزش رسمی می­تواند منجر به کسب توانمندی در دانش‌آموز برای موفقیت در کنکور شود؟

و در نهایت، افرادی که غربال شده ‌اند، در سیستم آموزش عالی باید چه توان‌مندی‌هایی را کسب کنند که دست کم به موفقیت فردی آن‌ها منجر شود؟ در حالی که بیکاری، اشتغال غیر تولیدی و سطح دستمزد‌های پایین  اصلی ترین مسئله جوانان است.

رفع و رجوع کردن مواردی که ذکر شد توسط نهادهای رسمی و غیر رسمی آموزشی در ایران و فرار از پاسخ منطقی به آن ها، این رقابت بیمارگونه برای موفقیت را وارد فضایی مه آلود می‌ کند. فضایی که البته منافع اقتصادی و اجتماعی گروه هایی در آن تامین می‌شود و گل آلودگی آن اسکناس های بیشتری به تور کاسبکاران فرهنگی می اندازد.

کانون فرهنگی آموزش که حالا، بنیاد علمی و آموزشی قلم‌چی خوانده می‌شود، همان طور که گفته شد نهادی است که در طول دو دهه به بزرگ‌ترین و متمول ترین ‌نهاد خصوصی خدمات آموزشی کشور تبدیل شده است. این نهاد در ۳۰۰ مرکز شهرستان نمایندگی دارد و سالانه حجم انبوهی از کتاب‌های کمک آموزشی و نکته و تست چاپ می‌کند. در نمایشگاه کتاب غرفه‌ای بزرگ تر از غرفه کتابخانه ملی و مرکز اسناد ایران دارد و روی اکثر کتاب‌هایش که تیراژی بالای ۵۰۰۰ دارند عدد بزرگ  ۲۵  عنوان نوبت چاپ، حک شده است. تنها در سال ۸۸ هزار و ۳۶۲ عنوان کتاب در تیراژ کلی ۵ میلیون و ۲۲۹ هزار و ۵۰۰ عدد کتاب توسط این نهاد به چاپ رسیده است .[۲] این درحالی است که بسیاری از ناشران به دلیل گرانی کاغذ، عدم همکاری وزارت ارشاد و هزینه های بالای امور فنی چاپ در حال ورشکستگی هستند.

استثمار نیروی کار

اظهارات یکی از کارمندان کانون که سال گذشته پس از ۱۰ سال فعالیت در این نهاد با عدم تمدید قرار داد مواجه شده است، می تواند بخش‌هایی از دلایل این رشد بیش ‌از اندازه را برای ما باز گو کند. پارسا که فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت از دانشگاه تهران است می‌گوید: « من در قسمت [...] بودم و تقریباً ۱۰ سال در آن بخش کار کردم» اومعتقد است: «فعالیت کانون بر مبنای استفاده از فرصت فضای رقابت برای کنکور توانسته رشد کند و نمی توان برای این رشد دلایلی مانند ارتقای دانش یا تلاش برای ایجاد عدالت آموزشی تراشید.» از این منظر عنوان بنیاد علمی و آموزشی قلم‌چی تنها عنوانی پر طمطراق است، زیرا نه می توان آنچه که در کنکور ارزیابی می‌شود را لزوماً دانش و علم دانست و نه فعالیت آموزشی این بنیاد که هدفش تولید انبوه تست، کتاب و آزمون آمادگی کنکور است را فعالیت آموزشی، زیرا که این نهاد تنها محتوای برنامه درسی رسمی را در قالب‌های مختلف و طبقه بندی‌های صوری درس به درس، عمومی، اختصاصی، نکته و تست، حل المسائل، کنکور سال‌های گذشته و … عرضه می‌کند. کتاب ‌ها و آموزش‌های این نهاد حتی در جهت عکس فرایند آموزشی حرکت می‌کند و همان اندک بخش‌هایی از برنامه درسی دوره متوسطه را که حاوی محتوای نسبتاً قابل قبولی هستند با تبدیل به نکته و تست، از محتوا و کاربرد خالی و تبدیل به حفظیات می‌کند. البته در این مورد سبک و سیاق سازمان سنجش در طراحی سوالات کنکور – که نمونه ای از آن را مشاهده کردید – بی تاثیر نیست. پارسا در این باره می گوید: «این تولیدات چارچوبی را به مغر نوجوانان تحمیل می کند که اگر آن چارچوب نباشد آن ها می توانند خودشان در یادگیری و ارتقای دانش خود خلاقیت بیشتری داشته باشند. ضمن این که کیفیت آموزش‌ها و نحوه برگزاری آزمون ها در همه جای ایران یکی نیست و این عدالت آموزشی فقط یک شعار است.»

کانون از جو ایجاد شده در جامعه برای قبولی در کنکور سود فراوانی می برد. هزینه ای که بابت آزمون ها خصوصاً آزمون های پایانی و جمع بندی که بیش از ۷۰ درصد متقاضیان ورود به دانشگاه در آن ثبت نام می کنند، سود حاصل از تجدید چاپ کتاب ها که کاملاً به کانون تعلق می گیرد و همین طور کلاس های آموزشی منابع درآمد بزرگی را برای کانون فراهم آورده اند. این جامعه آماری بزرگ برای کانون محملی تبلیغاتی نیز شده است. وقتی از هر ۱۰ شرکت کننده ۷ نفر در آزمون های کانون شرکت کرده باشند طبیعی خواهد بود نیمی از رتبه های برتر از دانش آموزان کانون باشند. یکی از هفته نامه های داخلی میزان گردش مالی کانون فرهنگی آموزش را در سال ۲۲۵ میلیار تومان برای آزمون ها،۲۱ میلیار تومان برای کتاب های آموزشی ( اگر حداقل میانگین قیمت را ۴۰۰۰ تومان در نظر بگیریم- سال ۸۹) و ۷ میلیارد تومان از طریق فروش کتاب راهنمای برنامه ریزی، برآورد می کند[۳] که در مجموع می شود ۲۵۰ میلیارد تومان. اگر تنها ۱۰ درصد این رقم سود خالص باشد در کم‌ترین حالت ممکن بیش از ۲۵ میلیارد تومان در سال این بنگاه آموزشی سود می برد.

یکی دیگر از کارمندان کانون می گوید: «در کانون نگاه به افراد وسیله محور است، حتی برخی از مدیران ارشد به طور لفظی می گویند که ما وقت تو را ۷ ساعت خریده ایم و باید هرکاری که ما می گوییم انجام بدهی. حتی در کانون به سابقه کار ما توجه نمی کنند، به مدرک تحصیلی و عیار علمی توجه ندارند. او می گوید سیستم ارتقای شغلی وجود ندارد و مدیران ارشد هر کس را بخواهند انتخاب می کنند. از طرف دیگر در کانون امنیت شغلی هم وجود ندارد. مثلاً با خیلی ها قرارداد سه ماهه می بندند و هر وقت بخواهند قرار داد را دیگر تمدید نمی کنند.» او می گوید رتبه کنکور و دانشگاه  فاکتورهایی هستند که کانون در جذب نیروهای خود در نظر می گیرد. او درباره سیاست گزاران کانون می گوید: «به نظر من منافع شخصی خود را می بینند. حتی  منافع بلند مدت سازمان را هم در نظر نمی گیرند. منابع انسانی در منافع بلند مدت سازمان اهمیت دارند. اما وقتی به منابع انسانی اهمیتی داده نمی شود یعنی به منافع بلند مدت توجه نمی شود.» او  در ادامه می افزاید: «از افرادی که بنیان گزاران کانون بودند افراد زیادی نمایده اند، از آن نسل اول دو سه نفر مانده اند که بیشتر منافع خودشان را در نظر می گیرند».

همه این‌ ها در حالی است که سال گذشته، تعداد زیادی از کارمندان کانون برای تحقق حقوق خود اقداماتی انجام دادند اما در نهایت به دلیل عدم همکاری نماینده وزارت کار تلاش شان نتیجه ای نداد و حتی قرار داد چند نفر از آن‌ ها از سوی کانون تمدید نشد تا درس عبرتی باشند برای دیگران.

وقف و زد و بند و رایحه اقتصاد سیاسی

در همان روزهای اولیه که خبر وقف بخشی از دارایی­های «کاظم قلمچی» در بنیاد علمی آموزشی قلمچی اعلام شد، بسیاری به این نکته پی بردند که پشت پرده اتفاقاتی افتاده است. وقتی فردی دارایی خودش را در بنیادی که متعلق به خودش است وقف می کند کاملاً بدیهی است که تنها بخشی از دارایی خود را از این جیب به جیب دیگر ریخته، خصوصاً این که با این کار هم از پرداخت مالیات فرار و هم اعتباری برای خود دست و پا کرده  است.

با توجه به این مطالب جای سوال است که کانون در دهه اخیر که فضای امنیتی و انحصار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی از  ویژگی های آن است و هر فعالیت آموزشی و فرهنگی توسط نهادهای امنیتی زیر ذره بین رصد می شود و حتی می تواند منجر به اعدام شود، چگونه توانسته تا این حد تشکیلات خود را گسترش بدهد؟ چرا به طوری که مردم مطلع شوند مورد حسابرسی دقیق و شفاف قرار نگرفته است؟ چه شرایطی باعث شده است که وقف نهادی مانند دانشگاه آزاد با چالش روبه رو شود اما کانون فرهنگی آموزش به راحتی بتواند دارایی های خود را با استفاده از کلمه وقف عام از مالیات مصون بدارد در حالی که هر دو نهادشرایطی مشابه داشته اند. یا چرا این نهاد می تواند مانند بانک ها از پس هزینه های نجومی تبلیغات تلویزونی روزانه برآید؟

 


[۱]  کنکور رشته ادبیات و علوم انسانی سال ۱۳۹۲، سوالات درس ادبیات تخصصی : اینجا را کلیک کنید 

[۲]  سایت همشهری جوان، ۳۰/۴/۸۹ اینجا را کلیک کنید

[۳]  همشهری جوان، شماره ۲۶۹، صفحه ۲۵؛ مشروح این مطلب را می توانید در نسخه الکترونیک این هفته نامه در اینجا بخوانید  

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large