Skyscraper large

سلامت روانی کودکان پناهنده‌

r86ty45u789er

گلی لطیفی

یک‌‌ درصد از جمعیت جهان، یعنی ۵۰ میلیون نفر، در حال حاضر پناه‌جو هستند ـ ۲۳ میلیون به دنبال امنیت در کشوری دیگر، و ۲۷ میلیون در کشورهای خود جا به‌جا شده‌اند.(۱) طی دهه‌‌ی گذشته جمعیت جهانی پناهندگان ده برابر شده است و تمام شاخص‌ها نشان می‌دهند که این عدد رو به افزایش است.(۲)

بیش از نیمی از جمعیت پناه‌جویان جهان کودکان هستند. بر اساس برآوردی در ۱۰ سال گذشته، بیش از ۲ میلیون کودک در اثر تعارضات و تنش‌های سیاسی کشته، بیش از ۶ میلیون زخمی و ۱ میلیون بی‌سرپرست شده‌اند.(۳) کنوانسیون سال ۱۹۸۹ سازمان ملل متحد در باره‌ی حقوق کودک، پایه ریزی‌های حقوقی و نظری برای حمایت از کودکان را پیشنهاد کرد، با این وجود، قوانین مهاجرتی کشورها اغلب صحنه‌ایست که حقوق بشر و منافع ملی این کشورها در تضاد هم قرار می‌گیرند و در نهایت از حقوق و منافع کودک چشم پوشی می‌شود. کودکان پناه‌جو در خطر رشد اختلالات روانی قرار دارند و اگرچه کشورهایی که مقصد نهایی آن‌ها در نظر گرفته می‌شوند اغلب کشورهای ثروتمند و توسعه یافته هستند،خدماتی که برای کمک به آن‌ها ارائه می‌شود اغلب در برطرف کردن نیاز‌هایشان نقصان دارند و قوانین مربوط به پناه‌جویان می‌تواند به طور حتم مشکلات آنان را تشدید کنند.

سه مرحله از تجربیات آسیب‌زا

فشارهای روانی‌ای که بیشتر پناه‌جویان در معرض آن قرار می‌گیرند را می‌توان هربار در سه مرحله‌ی مختلف از پروسه‌ی پناه‌جویی مورد بررسی قرار داد: ۱- وقتی که هنوز در کشور مبدا هستند؛ ۲- در طول سفر به سوی آسایش؛ ۳- وقتی باید در یک کشور پناهجو پذیر ساکن ‌شوند.(۴)

  • ۱-‌ بسیاری از پناهجویان در کشورهای بومی خود تروماها، یا آسیب‌های روحی قابل توجهی را تجربه کرده‌اند. آن‌ها اغلب به ناچار خانه‌های خود را ترک کرده‌اند زیرا در معرض جنگ یا حمله‌ی نظامی قرار گرفته‌اند و بنابر این شاهد خشونت، شکنجه و مرگ اعضای خانواده و دوستان خود بوده‌اند. کودکان پناه‌جو ممکن است هیچ خاطره‌ای از دوران ثبات نداشته باشند، دوران تحصیل آن‌ها، اگر گذرانده باشند، منقطع است، و پریشانی و اندوه والدین و احساس ناامنی عمومی، تجربه‌های مشترک کودکان پناه‌جو است.(۵) 
  • ۲- سفر به کشور مقصد نیز می‌تواند دوران تنش بیشتری باشد. این سفر می‌تواند ماه‌های متوالی طول بکشد و پناهجو را با خطرها و تهدید‌های متعدد مواجه کند. کودکان پناه‌جو اغلب در این دوران جدایی از پدر و مادر را یا تصادفن و یا به عنوان راه‌بردی جهت تضمین امنیت‌شان، تجربه می‌کنند. هرچه قوانین بین‌المللی مهاجرت سخت‌گیرانه‌تر می‌شود، کودکان بیشتری، یا  به این خاطر که تنها گزینه‌ای هستند که خانواده‌شان می‌توانند آن‌ها را به کشوری امن برساند و یا با این امید که کودک‌شان به تنهایی شانس بیشتری برای کسب موقعیت پناهندگی دارد، به دست قاچاق‌چیان انسان سپرده می‌شوند تا فرارشان مطمئن و تضمین‌شده باشد.(۶)‌ 
  • ۳- مرحله‌ی آخر، که مرحله‌ی استقرار در کشوری دیگر است نیز از آن‌جایی که بسیاری از پناه‌جویان باید ادعای پناهندگی خود را در این مرحله ثابت کنند و برای جذب شدن و اختلاط در یک جامعه‌ی جدید تلاش کنند، می‌تواند یک دوران افزایش فشار‌های روانی باشد.(۷) به این دوران، جهت پررنگ کردن مشکلاتی که پناه‌جو با آن مواجه می‌شود تحت عنوان دوران ” ترومای ثانویه” ارجاع داده می‌شود. کودکان پناه‌جو به محظ استقرار باید در مدرسه‌ی جدید ثبت‌نام کنند و گروه جدید دوستان پیدا کنند. کودکان پناه‌جو ممکن است ناچار باشند قبل از موقع، نقش‌های بزرگ‌سالانه را به‌عنوان یک زبان اساسی که با دنیای خارج مرتبط است را بپذیرند.

پیامد‌های روانی پناهندگی بر کودکان

شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان می‌دهد کودکان پناهنده از آن‌جایی که سوژه‌ی حوادث خطرناک بوده‌اند، بسیار مستعد  رشد اختلال‌‌های روانی هستند .

کودکان پناهنده هم از تاثیرات فرار از منطقه‌ی جنگی و ناامن و هم از تطبیق در یک فرهنگ بیگانه، رنج می‌کشند. این محرک‌های تنش‌زا خانواده‌ها را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. (۸-۹) علاوه بر این نتایج تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که هرچه تعداد عوامل خطر ساز برای کودکان انباشته‌ تر باشد، احتمال این‌که اختلال‌های روانی در او رشد کند افزایش می‌یابد.(۱۰)

بررسی کودکان در تبعید نشان می‌دهد اختلال‌های عاطفی و رفتاری همراه با اختلال استرس پس از سانحه*، و همچنین اضطراب همراه با اختلالات خواب، و افسردگی در بین آن‌ها شیوع بالایی دارد . تخمین وقوع این اختلال‌ها کار دشواری است اما نتایج اغلب تحقیقات نشان می‌دهد که افزایش عمده‌ای در سطح اختلال‌های روانی میان کودکان پناهنده با آسیب دیدگی بیشتر در مقایسه‌ با گروه کمتر آسیب دیده وجود دارد. برای مثال، تحقیقات جدیدی بر کودکان پناهنده نشان می‌دهد که سطح اضطراب در صورتی که حداقل یکی از والدین شکنجه شده باشد و یا یکی از اعضای خانواده ناپدید شده باشد از ۴۹ درصد به ۶۹ درصد افزایش می‌یابد.(۱۱) همچنین کودکان پناهنده اغلب ترکیبی از نشانه‌های اختلال روانی را نشان می‌دهند. مثلن هم‌زمان نشانه‌های اختلال استرس پس از سانحه و اختلال افسردگی را بروز می‌دهند.‌

پناهندگان کامبوجی به طور کلی بزرگ‌ترین گروه مورد مطالعه هستند. در یک مطالعه بر روی ۴۶ کودک کامبوجی که طی سال‌های متوالی انجام گرفت مشخص شد لااقل یکی از بیماری‌های محور یک**  بین ۴۷ درصد از آنان مشترک است. به طور مشخص میزان اختلال استرس پس از سانحه در این گروه ۴۰ درصد، افسردگی ۲۱ درصد و اضطراب  ۱۰ بود. پس از شش سال هنوز اختلال استرس پس از سانحه برجسته بوده و ارتباط قوی‌ای میان اختلال استرس پس  از سانحه و اختلال‌های استرس‌‌زای بعدی نشان می‌دهد که این کودکان نسبت به تجربه‌ها روحی آزار دهنده بیشتر از سایر کودکان آسیب‌پذیر  هستند.(۱۰)

در برخی از بررسی‌ها تلاش شده است عواملی محافظتی‌ای که باعث می‌شود کودک توان بیشتری در برابر آسیب نشان دهد را شناسایی کنند. این عوامل شامل: ۱- فضای خانوادگی ای که پشتیبان کودک باشد ۲- وجود نهادی اجتماعی که مسیول مدد رسانی و حمایت از کودک به عهده‌اش است.(۱۰) همچنین واکنش و عملکرد والدین هنگام بروز و پس از تنش می‌تواند تاثیرات عمیقی بر رفتار کودک بگذارد. براون و هریس رای بر این دارند که شدت و شیوع افسردگی میان بزرگ‌سالانی که حداقل یکی از والدین خود را در کودکی از دست داده است بیشتر است و پیش‌بینی می‌شود این آسیب‌پذیری به خاطر کیفیت توجهی است که کودک پس از ترومای از دست دادن دریافت می‌کند.(۱۲)

علاوه بر نیاز به مراقبت روانی ویژه‌ای که باید برای کودکان پناهنده در نظر گرفته شود، تحقیقات زیادی وجود دارند که بر نیازها و مشکلات جسمی این کودکان تاکید پررنگ دارند. مطالعات بر کودکان پناهنده‌ی تازه مستقر شده در نیویورک نشان می‌دهد که  ۳۰ درصد آن‌ها در وضعیتی هستند که به مراقبت‌های پزشکی ویژه نیاز دارند.(۱۳) کم خونی، عفونت‌های انگلی، و پوسیدگی دندان شایع‌ترین مشکلات بود. به علاوه ۴۳ درصد مبتلا به هپاتیت “ب” و ۲۰ درصد به تازگی به ویروس سل مبتلا شده بودند. یافته‌های مطالعات دیگری در سوید نشان می‌دهند ۱۵ درصد کودکان پناهنده دچار فقر شدید آهن هستند.(۱۴) 

اصول مراقبت‌ از سلامت روان

در برنامه ریزی برای نیازهای بهداشت روان کودکان پناهنده، لازم است دو حوزه اصلی مورد هدف قرار بگیرد. اول تهیه و تدارک کمک‌های مناسب برای کسانی که در حال حاضر مشکلات روانی را تجربه می‌کنند و دیگر، توجه به راه‌کارهای اولیه پیشگیری برای این گروه آسیب‌پذیر.

حوادث تروماتیک می‌توانند بر رشد عاطفی، شناختی، و اخلاقی کودک تاثیر بگذارند زیرا این‌ حوادث شناخت کودک از خود و انتظارات‌اش از دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهد. با این حال کمبود شواهد قابل اطمینان  مانع از اقدام برای یک شیوه‌‌ی موثر بالینی جهت درمان این مشکلات می‌شود چون بیشتر تحقیقات انجام شده بر اساس تنها یک حادثه‌ی از نظر روانی آسیب زننده پیش رفته است. ( مثلن سیل، شلیک در مدرسه) اما بسیاری از کودکان پناهنده تجربیات روحی آسیب زننده را به شکل تکرار شونده و به مدت مدید تجربه کرده‌اند.

توافق جمعی بر این است که  مجموعه‌‌ی منتوعی از درمان‌های مختلف شامل درمان فردی، گروهی، خانوادگی و همچین مداخله‌ی مدرسه مورد نیاز است.(۱۵-۱۶) درمان‌های رفتار شناختی برای درمان یک تجربه‌ی آسیب‌زننده‌ی روحی مورد استفاده قرار می‌گیرند، و نمونه‌های مطالعاتی متعدد نتایج خوبی از درمان همراه با بازی، هنر، موسیقی درمانی و داستان‌خوانی نشان داده‌اند.(۱۷)

هیچ تحقیقی مشخصن مزایای گروه‌درمانی را ارزیابی نکرده است هرچند شواهد مطالعات گروه‌های در شرایط دیگر، نشان می‌دهد این شیوه می‌تواند راه خوبی برای کمک به کودک، جهت رشد احساس  تسط داشتن بر شرایط و یا کنار آمدن، و شریک شدن در راه‌های حل مشترک، است.(۱۸) تعدادی از اختلالات روحی کودکان می‌توانند به راحتی تشخیص داده شوند. برای مثال بسیاری از کودکان پناهنده از افسردگی و اختلال‌ خواب مشترک در رنج‌اند که برای هر دور درمان‌ دارویی و روان‌درمانی وجود دارد.(۱۹)

پرداختن به نیازهای درمانی کودکان پناهنده از آن‌جایی که آن‌ها به راحتی در بسته‌های درمانی تجویز شده نمی‌گنجند اغلب برای کسانی که درگیر این کار هستند سخت و طاقت‌فرساست و به کار بیشتر با متخصصان مختلف و تیم‌های ترجمه و قضایی/ مهاجرتی، گروه‌های داوطلب و خدمات اجتماعی نیاز است. برای این کار صرف زمان و منابع بسیار اجتناب ناپذیر است.(۱۷) برنامه‌های موفق بر نقش گروه‌های بینا-فرهنگی تاکیید می‌کنند. برخی از برنامه‌ها هم تلاش کرده‌اند شیوه‌های درمان سنتی را هم جهت اثر بخشی بیشتر با درمان مدرن ادغام کنند.(۲۰)

نتیجه‌گیری:

تاثیرات چند بعدی تروما بر کودکان و خانواده‌‌هایشان با مشکلات مهاجرت اجباری، از دست دادن‌های متعدد، و تغییرات بیشماری که همراه با مهاجرت اتفاق می‌افتد در آمیخته است.(۲۱) کودکان وابستگی بیشتری به منابع خارجی برای حمایت و مراقبت دارند، و نیازهای  روحی و رشدی مشخص خود را دارند. با این وجود قوانین مهاجرت به نظر نمی‌آید که همیشه طرف این کودکان و منافع آن‌ها باشد. کودکان پناهنده گروه خاموشی هستند که به راحتی نادیده گرفته می‌شوند. توجه به سلامت روانی این گروه آسیب‌پذیر از سوی دولت و دیگر سیاست‌گذاران مورد نیاز ضروری است.

 


۱٫ UNHCR. Statistics. http://www.unhcr.ch/statist/main.htm, 2001.

‌۲٫ UNHCR. The state of the world’s refugees, 2000. Oxford: Oxford University Press, 2000.
3. UNICEF. The state of the world’s children. Oxford: Oxford University Press, 1996.
4. Hodes M. Psychologically distressed refugee children in the United Kingdom. Child Psychology and Psychiatry Review2000;5:57–۶۸٫
۵٫ Russell S. Most vulnerable of all: the treatment of unaccompanied refugee children in the UK. UK: Amnesty International, 1999.
6. Ayott L, Williamson L. Separated children in the UK: an overview of the current situation. London: The Refugee Council and Save the Children, 2001.
7. Richman N. Refugees and asylum seekers in the West. In: Bracken P, Petty C, eds. Rethinking the trauma of war. New York: Free Association Press, 1998:170–۸۶٫
۸٫ Werner EE, Smith RS. Vulnerable but invincible: a longitudinal study of resilient children and youth. New York: McGraw Hill, 1982.
9. Rutter ML. Psychosocial adversity and child psychopathology. Br J Psychiatry1999;174:480–۹۳٫
۱۰٫ Garmezy N, Masten AS. Chronic adversities. In: Rutter M, Taylor EA, Hersov LA, eds. Child and adolescent psychiatry: modern approaches. Oxford: Blackwell Scientific, 1994:191–۲۰۸٫
۱۱٫ Cohn J, Danielsen L, Holzer KI, et al. A study of Chilean refugee children in Denmark. Lancet1985;2:437–۸٫
۱۲٫ Brown GW, Harris TO, Bifulco A. Long-term effects of early loss of parent. In: Rutter M, Izard CE, Read PB, eds. Depression in young people: developmental and clinical perspectives. New York: Guilford, 1986:251–۹۶٫
۱۳٫ Meropol SB. Health status of pediatric refugees in Buffalo, NY. Arch Pediatr Adolesc Med1995;149:887–۹۲٫
۱۴٫ Hjern A, Kocturk-Runefors T, Jeppson O, et al. Health and nutrition in newly resettled refugee children from Chile and the Middle East. Acta Paediatr Scand1991;80:859–۶۷٫
۱۵٫ McCloskey LA, Southwick K. Psychosocial problems in refugee children exposed to war. Pediatrics1996;97:394–۷٫
۱۶٫ Jensen SB, Shaw J. Children as victims of war: current knowledge and future research needs. J Am Acad Child Adolesc Psychiatry1993;32:697–۷۰۸٫
۱۷٫ Ahearn FL, Athey JL. Refugee children: theory, research and services. Baltimore, MD: John Hopkins University Press, 1991.
18. Yule W, Willams C. Post-traumatic stress reactions in children. J Trauma Stress1997;3:279–۹۵٫
۱۹٫ Yule W. From pogroms to “ethnic cleansing”: meeting the needs of war affected children. J Child Psychol Psychiatry2000;41:695–۷۰۲٫
۲۰٫ Knox J. Homebased services for Southeast Asian refugee children: a process and formative evaluation. Children and Youth Services Review1996;18:553–۷۸٫
۲۱٫ Woodcock J. Refugee children and their families: theoretical and clinical perspectives. In: Dwivedi K, ed. Post traumatic stress disorder in children and adolescents. London: Whurr, 2000:213–۳۹٫

۲۲٫ http://adc.bmj.com/content/87/5/366.full

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large