Skyscraper large

گروگانهای فلسطینی : پناهنده‌گان مصر

df89g7dfgh45dfh

شیما یزدانی

در حالی که فلسطینی­ها «پاکسازی­های قومی» سال ۱۹۴۸و روز «نکبت»[۱] را به یادگار دارند، پیامدها و فجایع این رویداد نیز همچنان ادامه دارد؛ فلسطینی­ها نسل اندر نسل از این فاجعه رنج برده­اند. امروزه فلسطینیان را در کشور خودشان به عنوان شهروندان درجه دو به رسمیت می­شناسند. آنان در مناطقی چون نوار غزه و کرانه­ی باختری حتی از حقوق اولیه­ی انسانی، عبور و مرور آزادانه و امنیت کافی برخوردار نبوده و بخشی از آن­ها نیز به عنوان پناهنده در کمپ­های مستقر در لبنان، سوریه و اردن زندگی پر مخاطره­ای دارند.

در مقام مقایسه با دیگر کشورهای عربی، نقش مصری­ها در رویداد­های تاریخی فلسطین متفاوت است. در سال ۱۹۴۸، مصر تنها کشوری بود که مرزهای خود را به روی آواره­گان فلسطینی بست. این سیاست مصری­ها خارج از منافع عالیه­ی جهان عرب به حساب می­آمد. این سیاست به نوعی عاقبت اندیشانه بود، چرا که بسیاری از فلسطینی­هایی که به مصر فرار کرده بودند اجازه­ی بازگشت به کشورشان را نیافتند. تعدادی اندکی از فلسطینی­ها در مصر ساکن بوده و نسبت به باقی پناهندگان فلسطینی در کشورهای دیگر، از موقعیت اقتصادی و اجتماعی مناسب­تری برخوردارند؛ این وضعیت را می­توان یکی از پیامدهای سیاست ۱۹۴۸ مصر در نظر گرفت.

پناهندگان فلسطینی در مصر

اخیراً گروهی از فعالان عرب، مشتمل بر چهار مصری و فلسطینی، تحقیقاتی در ارتباط با مهاجرت دسته جمعی فلسطینی­ها از روستای «بیر الصباء» فلسطین به مصر در سال ۱۹۴۸ انجام داده­اند. گفته می­شد که این گروه به مصر مهاجرت کرده­اند، ولی مدارک مستندی در این زمینه وجود نداشت. گروه فعالان عرب شروع به جمع آوری اطلاعات از سفارت فلسطین در مصر و اداره­ی مهاجرت قاهره نمودند و در نهایت محل سکونت گروه مهاجرین را پیدا کردند. روستای «غزیرات» – واقع در دلتای نیل و وابسته به فرمانداری شرق مصر – چند ساعتی از قاهره فاصله دارد.

این منطقه به اصطلاح «جزیره­ی فادل» نامیده می­شود، چرا که یکی از بنیان گزاران آن شخصی به نام فادل بوده و از نظر جغرافیایی در منطقه­ای جداافتاده قرار دارد. بعد از گذشت ۶۵ سال همچنان این منطقه به صورت انتخابی -  یا از روی غفلت -  خارج از محدوده­ی پوشش­های دولت مصر و فلسطین، نهادهای غیر دولتی و یا فعالان قرار دارد.

این روستا و ساکنان آن از سوی دولت مصر به رسمیت شناخته نمی­شوند؛ روستا فاقد هرگونه زیرساخت­ها و خدمات اجتماعی بوده و ساکنان آن حتی از حقوق اولیه­ی پناهندگان رسمی نیز محرومند. گروه فعالان مذکور بارها برای جمع آوری اطلاعات و پیشینه­ی تاریخی روستا و شرایط موجود ساکنان آن به این منطقه سفر کرده­ و تلاش داشته­اند تا نظر رسانه­های جمعی را به این روستا جلب نمایند.

در سالگرد «روز نکبت»، این گروه از دیگر گروه­های فعال دعوت به عمل آوردند تا به ساکنان این روستا نیز توجه نمایند و یادآوری کنند که آن­ها فراموش نشده­اند. «سیرینه» – فعال فلسطینی از اورشلیم – می­گوید:«این گروه از پناهندگان بزرگ­ترین قربانیان واقعه­ی روز نکبت هستند، آن­ها همان کسانی هستند که باید سالگرد این روز را در کنار آن­ها برگزار کرد.» او ادامه می­دهد که  نظرحدود هشتاد فعال – که غالباً فلسطینی و مصری بودند – به این منطقه جلب کرده؛ در بین آن­ها فعالان دیگری هم از سوئد، فرانسه و ایران و … نیز حضور داشتند. گروه فعالان در اولین صبح جمعه با اتوبوس­هایی از قاهره  به سمت جزیره­ی فادل حرکت کردند. پس از گذشتن از منطقه­ی دلتایی پرآب و شهر شلوغ «زقازیق» و عبور از جاده­ای خاکی، اتوبوس به دلیل نامناسب بودن جاده مجبور به توقف شد. فعالان با در دست گرفتن پرچم­های فلسطین و مصر و آرم­هایی بر سینه از اتوبوس پیاده شدند.

سیرینه می­گوید:«در یادبود روز نکبت، جزیره­ی فادل دیگر مکانی فراموش شده نیست. حضور یک مصری و یک فلسطینی به معنای نوعی کشمکش است. از مصر تا فلسطین، انقلاب ادامه یافته و پیروز خواهد شد، ما روزی به روستای بیر الصباء باز می­گردیم.»

در مسیر روستا، تمام جاده انباشته از زباله بود و در اطراف آن با خشت­های گلی دیوارهایی ساخته بودند. بعد از بیست دقیقه پیاده روی، خانه­هایی گلی که بر فراز آن­ها پرچم فلسطین نصب شده بود به چشم می­خورد. نوجوانان زیادی که از خبر ورود گروه فعالان هیجان زده به نظر می­رسیدند، در روستا تجمع کرده بودند، در حالی که چفیه­های فلسطینی به گردن­ داشتند، با لهجه­ی گرم روستایی و مصری – فلسطینی خود به گروه خوشامد می­گفتند.

هدف اصلی سفر فعالان به این روستا، در راستای اهداف بشردوستانه قرار داشت؛ آن­ها اسباب بازی­هایی برای کودکان تهیه کرده بودند و پزشکانی به همراه داشتند که مردم را در خانه­های شان معاینه می­کردند. سازماندهنگان این سفر به مستقل بودن آن تأکید داشتند. هویت هسته­ی اصلی گروه فعالان – که از انقلاب مصر نشأت گرفته بود – صریح و ماهرانه روی بنرهای مرتبط نقش بسته و هویدا بود. آرمان­های  بهارعربی – که قاطعانه بر آزادی و عدالت­های اجتماعی تأکید دارد – به طور مستقیم بر تصمیم­گیری­های سیاسی اثر گذار بوده و در مورد فلسطین نه تنها مقابله با وحشیگری­های اسرائیل را مد نظر دارد، بلکه با هرگونه تسهیلات و امکاناتی برای گسترش شهرک سازی­های اسرائیل نیز مخالفت می­کند.

منجلاب فقر

در روستای غزیرات، سیاست حضور پررنگی دارد و این دلیل اصلی ایزوله کردن روستاست؛ تحدیدی که ارتباطی با جغرافیای این منطقه و یا غفلت دولت ندارد. این روستا توسط قدرت­های حاکم بر فلسطین و مصر و مابقی ذی نفعان پایه گزاری شده است.

در بدو ورود گروه فعالان توسط «اومده» مورد استقبال گرمی قرار گرفت. او یکی از معدود تحصیل کردگان روستاست که در قاهره مشغول به کار می­باشد. وی لباس محلی فلسطینیان را -  که غالباً مورد توجه افراد مسن­تر روستاست – به تن داشت. با این حال بیش­تر افراد جوان­تر روستا لباسی ساده­ و مندرس به تن داشتند. «اومده» در حالی که روی ایوانی ایستاده بود ریاکارانه به گروه خوشامد گفت و با زبان عربی فصیح از روز نکبت به عنوان روزی یاد کرد که سرانجام فلسطینیان به خانه­های­شان بازخواهند گشت. او درباره­ی دوران طلایی روستا صحبت می­کرد؛ زمانی که روستاییان به لطف حمایت­های دولت فلسطین و مهمان نوازی مصری­ها درآمد بالایی داشتند. با این حال اکنون صحبت­های وی با واقعیت روستا و حضور فعالان تضاد چشم گیری داشت. به نظر می­رسید که پناهندگان ساکن در روستا با سخنان وی موافق بودند.

 در میان جمعیت یکی از برگزار کنندگان این برنامه از کارکنان سفارت فلسطین در قاهره حضور داشت. گروه فعالان با کارمندان سفارت بر سر موجودیت روستا جدال فراوانی داشتند. سفارت وجود چنین روستایی را کتمان می­کرد. در هر صورت اسنادی وجود دارد که ارتباط تنگاتنگ سفارت فلسطین و برخی افراد روستا را نشان می­دهد، حتی شخص سفیر هزینه­ی سفر به روستا را به طور شخصی پرداخت می­کند. «اومده» گروه فعالان را چندین بار مورد تهدید قرار داد و عنوان کرد که اگر آن­ها دوباره به روستا بازگردند دستگاه اطلاعات و امنیت مصر را خبر خواهد کرد.

اظهارات «اومده» با وضعیت موجود روستا تناقضات بسیاری داشت. شرایط فلسطینیان در جزیره­ی فادل مناسب نبود. در این روستا بیش از سه هزار فلسطینی ساکن هستند، خانه­های آن­ها بیش­تر به مسافرخانه­هایی شباهت دارد که در اتاق­هایی بزرگ چندین خانواده را در خود جای داده است. بر روی دیوارهای روستا بنرهای زیادی دیده می­شد که بر روی آن از محمود عباس – رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی – قدردانی به عمل آورده­اند؛ روستایی که هیچ گونه امکانات رفاهی عمومی ندارد. برای نشان دادن وضعیت زندگی اسفبار و فقیرانه­ی اهالی روستا می­توان به پسری اشاره کرد که در زباله­های کنار جاده به دنبال تن پوشی برای خویش می­گشت.

در دوران حکومت «جمال عبدالناصر»، خدمات اجتماعی به مهاجران فلسطینی به طور محدودی ارائه می­شد. ساکنان روستای غزیرات، به صورت رایگان و یا با پرداخت هزینه­ای اندک قادر به استفاده از خدمات اجتماعی بودند. در دوران «انورسادات» این قانون لغو شد و پناهندگان فلسطینی برای دسترسی به خدمات اجتماعی می­بایست هزینه-هایی را پرداخت می­کردند، در عین حال از حق تملک نیز محروم بودند.

بسیاری از روستاییان در زمین­های متعلق به دولت یا خانواده­های بزرگ و متمول مصری مشغول به کارند و یا در فروشگاه­های کوچک محلی یا مکانیکی­ها کار می­کنند. عده­ای نیز به جمع آوری و بازیافت زباله­ها مشغولند. دنیا – پناهنده­ای دوازده ساله  – که مجبور است هر روز صبح دو ساعت برای رسیدن به کلاس درس در روستای مجاور پیاده روی کند، می­گوید:«مشتاقانه از هر گونه پیشنهاد کاری استقبال می­کند!»

با وجود تمام این بی عدالتی­ها هنوز پناهندگان فلسطینی سپاس گزار مهمان نوازی طولانی مدت مصری­ها هستند. آن­ها مشقت­های زندگی­ شان را با رؤیای بازگشت به وطن تاب می­آورند. بسیاری از روستاییان منتظرند تا «بیر الصباء» را برای اولین بار ببینند، حتی جوان­ترها نیز از خلال داستان­های پدربزرگانشان می­دانند که چگونه اسرائیل در سال ۱۹۴۸ آن­ها را بمباران کرد، بسیاری از خویشاوندان آن­ها کشته شده و برخی نیز برای رسیدن به مصر روز شماری می­کردند.  جمله­ی «من در مصر مهمان هستم و روزی به خانه­ام بازخواهم گشت»، شعاری است که نسل اندر نسل در میان پناهندگان این روستا به زبان آورده شده است. ثمیه – هشت ساله – به گروه فعالان دانه­های درختی زیتونی را نشان می­دهد که روزی آنان را در روستای بیر الصباء خواهد کاشت.

دستکاری قدرت

بسیاری از روستاییان مصری در وضعیتی وخیم زندگی کرده و شرایط نامناسبی دارند، اما این شرایط برای فلسطینیان بدتر هم هست. حقوق اولیه­ی پناهندگان فلسطینی که توسط اتحادیه­ی عرب تعیین شده، عموماً بر مسئله­ی اسکان مجدد و بازگشت آنان به سرزمین­شان تأکید دارد. ولی موضوع واضح آن است که با وجود شعارهای روزانه­ و تکراری چنین سازمان­هایی هنوز فلسطینی­ها زندگی دشواری را می­گذرانند. یکی از فعالان رام الله از شرایط زندگی پناهندگان جزیره­ی فادل به شدت اظهار تأسف می­کند. او وضعیت امروز را مرتبط با آرمان­های ملی می­داند؛ از دوران ریاست محمود عباس با افتخار یاد می­کند و از سیاست­های نخبگانی که زندگی مرفهی دارند انتقاد می­کند.

منافع شخصی و سازمان­های سیاسی همواره تأثیر بسزایی در وضعیت زندگی مردم در دنیای عرب داشته­اند. در خصوص مسئله­ی فلسطین اوضاع پیچیده تر می­شود، چرا که علاوه بر فعالیت­ گروه­های اجتماعی و اهداف رهبران فلسطینی، سیاست­های کشور میزبان پناهندگان نیز اثری دو چندان دارد.

در خلال بهار عربی، مردم به وضوح با مسئله­ی دستکاری قدرت آشنا شده و به مقابله با آن پرداختند. با وجود تهدیدات «اومده» گروه فعالان بارهای به روستا برگشتند و روستاییان را وادار در شرکت در بحث­های چالشی نمودند و سعی کردند تا خیال بافی­های دوران طلایی روستا را با واقعیت­های موجود برای پناهندگان متمایز سازند.

در حالی که ۶۵ سال از تصویب قانون اسکان مجدد فلسطینیان گذشته، آن­ها حتی از حقوق اولیه­ی پناهندگان نیز محرومند. این موضوع، که غالباً به علت سیاست گزاری­های هدفمند و شخصی شکل گرفته، نیاز به بحث و تجدید نظر دارد. هم اکنون اظهارات ریکارانه دولتمردان عرب پشیزی ارزش ندارد و بهار عربی به این موضوع خاتمه خواهد داد.

 

 


[۱] - روز ۱۵ می ۱۹۴۸ که دولت اسرائیلی تأسیس شده و استقلال خود را اعلام نمود. 

  • این گزارش ترجمه­ای است از «Palestitinian pawns : Egypt’s refugees»  که در تاریخ ۲۷ می ۲۰۱۳ در خبرگزاری الجزیره منتشر شده است. 
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large