Skyscraper large

رسانه و اوقات فراغت کودکان

dfg64d5fg

علی فاتحی

با نزدیک شدن به تابستان و آغاز تعطیلات مدارس همانطور که خانواده ها به فکر پر کردن اوقات فراغت کودکان هستند رسانه ها نیز به فکر تغییر محتوا می افتند و سعی در توسعه بازار خویش دارند. در میان رسانه ها تلویزیون توانسته جایگاه ویژه و گسترده ای را در ۸۰ سال گذشته برای خود فراهم کند و هرچه به جلو می رود دامنه نفوذش گسترده تر می شود. اما در ایران چون تلویزیون منحصر به حکومت است و رقیب دیگری ندارد و از همین رو بدون توجه به ذائقه مخاطب به کار خود ادامه می­دهد. از سویی دیگر و پس از تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در  روز به روز مخاطب به تلویزیون بد بین شد وهمین امر مجالی برای تلویزیون های ماهواره ای فراهم آورد. در چهار سال گدشته مدیران رسانه ملی نه تنها تلاشی برای بازیابی اعتماد عمومی نکردند که روز به روز بر اشتباهشان پافشاری بیشتر کردند.

تلویزیون

در ایران داشتن تلویزیون به پوشش کامل نزدیک شده است و می توان به جرات گفت نزدیک به ۱۰۰ درصد خانواده های ایرانی  در منزل تلویزیون دارند. اینک تلویزیون به دردسترس ترین رسانه ارتباط جمعی تبدیل شده است و از کتاب و روزنامه و رادیو فاصله زیادی گرفته است. طبق یافته های طرح رفتارهای فرهنگی ایرانیان حداقل زمان روشن بودن تلویزیون  در خانواده های مورد مراجعه، حداقل ۳۰ دقیقه و حداکثر ۱۰۰۰ دقیقه است که میانگین ۵/۷ ساعت را به دست می دهد. بیشتر افراد بیش از ۵/۲ ساعت در شبانه روز تلویزیون تماشا می کنند و میانگین استفاده در شبانه روز ۵/۴ ساعت و در کل جمعیت حدود ۵/۳ ساعت است. بر خلاف کتاب و روزنامه که از نظر داشتن، خریداری و یا مطالعه آنها تفاوت هایی در میان گروه های متفاوت اجتماعی و اقتصادی مشاهده می شود، در مورد تلویزیون این تفاوت دیده نمی شود یا بسیار ناچیز است. مدت روشن بودن تلویزیون در گروه های دارای پایگاه اقتصادی – اجتماعی متفاوت از نظر ارزش منطقه سکونت( پایین، متوسط رو به پایین، متوسط، متوسط رو به بالا و بالا) تفاوت معنی داری ندارد. همچنین ویزگی های فردی در استفاده از تلویزیون تفاوت زیادی را نشان نمی دهد. استفاده مردان و زنان از تلویزیون تفاوتی ندارد. اما با افزایش سن، نسبت استفاده کاهش می یابد.این کاهش بویژه در گروه های سنی مسن مشهود است که عموما از نظر بسیاری از فعالیت ها با گروه سنی جوان تر تفاوت دارند. همچنین با افزایش تحصیلات کمی به میزان تماشای تلویزیون افزوده می شود، ولی این افزایش هم یکنواخت نیست و تا تحصیلات متوسطه است و برای تحصیلات عالی دوباره کاهش می یابد.

مشاهده می شود که تلویزیون بر اساس میزان پوشش، میزان استفاده زمانی و ماهیت تکنولوژیک آن (تصویری و نمایشی بودن و عدم نیاز به سواد و مهارت خاص برای استفاده) در ایران به پر استفاده ترین رسانه جمعی بدل شده است.

تلویزیون های ماهواره ای

تا همین ده سال پیش هنوز آنتن های بشقابی خانگی بسیار کم تعداد، بزرگ و گران قیمت بودند. اما امروزه یافتن پشت بام ساختمان هایی که فاقد این بشقاب ها باشند، کار دشواری به نظر می رسد. به علاوه دیگر این آنتن ها به بزرگی قدیم نیستند و بسیار کوچکتر شده اند. شرکت های تلویزیون ماهواره ای بزرگ، این روزها اوقات فراغت بسیاری از مردم جهان را با برنامه هایی همچون، فیلم، موسیقی، ورزش، اخبار و حوادث، پر می کنند. اما با گذشت سال ها رونق روز افزون این شبکه ها در ایران حاکمیت همچنان با همان نگاه گذشته خود و هشدار خانواده ها از تهاجم فرهنگی سخن می گوید. تلویزیون ملی به عنوان رقیب نه تنها تلاشی برای رقابت نمی کند بلکه تنها تلاشش با آن دستگاه عریض و طویل ساختن کپی برنامه ها یا تخریب این شبکه هاست.

عموما تلویزیون های فارسی زبان ماهواره ای با دو انگیزه راه اندازی می شوند. ۱- انگیزه های سیاسی ۲ – انگیزه اقتصادی. تلویزیون هایی که با انگیزه سیاسی امواجشان را به خانه ها می رسانند به دلیل اینکه در فضای سیاسی هیچ  صحبتی از کودک و حقوق اش در میان نیست به طبع  تلاشی هم برای در بر گرفتن این قشر مخاطب ندارند، تلویزیون هایی هم که با اهداف اقتصادی پایه ریزی می شوند به دلیل هزینه های سنگین تولید آثار مختص کودکان و تخصص ویژه ای که می طلبد توان تولید محتوا ندارند و از طرفی میل به دوبله آثار گران قیمت کودک نیز نشان نمی دهند و جای سوال است که با دیش هایی که به سمت هاتبرد نشانه رفته و تلویزیون های فارسی بدون برنامه مشخص برای کودکان سهم فرزندان در خانواده ها از برنامه های تلویزیونی به زبان مادریشان چیست؟

رسانه ملی

گروه های کودک شبکه های مختلف عموما توسط مدیرانی غیر کارشناس هدایت می شوند مدیرانی که به دلیل عدم شناخت کافی در این حوزه صرفا آموزش را محور برنامه ها قرار می دهند آنهم آموزشی از جنس دیکته های مکتب خانه! برنامه های تولیدی این حوزه یا جشن و سروری بی محتواست که برای خالی نبودن عریضه کودکانی هم در آن شریک اند یا گزارش هایی بی هدف از سطح شهر و مدارس! یا شاید خاله ها و عمو هایی که از کودکی تنها لحن اش را می شناسند که آنهم مورد تردید است. اینکه چرا رسانه عمومی یک کشور هر سال در این حوزه رو به نزول است جای سوال جدی دارد. چرا برنامه هایی از جنس کلاه قرمزی و مدرسه موش ها جایش را به فیتیله فردا تعطیله می دهد؟ باید از مدیران رسانه ملی پرسید در نبود فضاهای کافی تفریحی، ورزشی و فکری مناسب، قابل دسترس و ارزان، آیا تلویزیون می‌تواند مهم‌ترین رکن را در پر کردن اوقات فراغت خانواده‌ها داشته باشد؟ آیا سازمان صداوسیما طی چند سال اخیر توانسته بخشی از اوقات فراغت کودکان را با پخش برنامه‌های جذاب پر کند یا خیر؟

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large