Skyscraper large

دریغ از یک وعده، حتی توخالی

sdf6+g45

شادان هاشمی

خرداد و تا حدودی اردیبهشت ماه، هر چهار سال یک بار، پر از برنامه و وعده است. نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، متعلق به هر گروه فکری و سیاسی، اهداف و تصمیمات خود را در قالب این وعده ها بیان می کنند و در نظر دارند از این راه مردم را در انتخاب خود ترغیب کنند. عملی بودن این وعده های انتخاباتی، چه از لحاظ اینکه آیا در حوزه اختیارات رئیس جمهوری می باشد یا خیر، و چه  از این جهت که عموماً این برنامه ها شعاری و تبلیغاتی است، مساله ای است که با وجود اهمیت فراوان، کمتر از طرف نامزدها و حتی خود مردم مورد توجه قرار می گیرد . بررسی میزان عملی شدن این وعده ها از حوصله ی این بحث خارج است. آنچه که در اینجا اهمیت دارد، این است که این برنامه ها تا حدودی نمایانگر دغدغه ها و مشکلات موجود در جامعه در هر برهه از زمان است. همانطور که در برنامه های امسال نسبت به دوره های پیشین، آنچه که بیش از هرچیز مورد توجه کاندیداها قرار گرفت، مسائل اقتصادی و خصوصاً تورم و مشکلات پیش آمده در نتیجه تحریم هاست. چرا که در چند سال اخیر مهم ترین مورد اعتراض مردم همین مساله بوده است. حال سوالی که در اینجا مطرح است،  این است که چرا مسائل و مشکلات کودکان و بازخورد آنها در برنامه ها، از طرف کاندیداها بیشتر و از طرف مردم کمتر ، مورد بی توجهی و غفلت قرار گرفته است؟

نادیده گرفته شدن کودکان، که از نظر جمعیت شناختی یک سوم جمعیت ایران را تشکیل می دهند ، و عدم توجه به مشکلات و نیازهای این گروه از جامعه از طرف کاندیداها، یک علت عمده دارد. نامزدهای ریاست جمهوری با توجه به این که کودکان نقشی در فرآیند انتخایات ندارند و به عبارتی جزء “انتخاب کنندگان” نیستند،  آنها را از مناسبات وعده ها و برنامه های خود خارج می دانند و تمرکز آنها صرفاً بر گروه هایی است که حمایت از حقوق آنها در خلال برنامه هایشان، بتواند پایگاهی میان انتخاب کنندگان برای آنها باز کند. بنابراین طبیعی است که در میان وعده های به ظاهر مساعد نامزدهای انتخاباتی، مسائل و مشکلات مربوط به کودکان حتی در قالب وعده هایی توخالی نیز کمتر مورد توجه قرار گیرد.

در مورد برنامه های انتخاباتی امسال، نامزدهای ریاست جمهوری به طرح دیدگاه ها و نظریات خود در مسائل گوناگون پرداختند که این مسائل در چند دسته کلی (همانطور که مناظره های این افراد نیز در سه مناظره و بر مبنای این تقسیم بندی بود) جای می گیرند. هرکدام از صحبت ها و برنامه های این نامزدان، در صورت اجرایی شدن به نحوی بر زندگی همه ی اقشار جامعه و طبیعتاً کودکان تاثیر خواهد گذاشت. از تدبیرات اقتصادی گرفته تا دیدگاه های اجتماعی-فرهنگی و تصمیمات سیاسی، همگی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم زندگی افراد جامعه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. اثر پذیری کودکان از این تصمیمات و نحوه ی این تاثیرپذیری، مساله ای است که در این گزارش مورد واکاوی قرار می گیرد.

موضوعات اقتصادی

همانطور که گفته شد مسائل و مشکلات اقتصادی جامعه، از محوری ترین و چالش برانگیزترین بحث های همه ی دوره های انتخابات ریاست جمهوری، خصوصاً انتخابات سال جاری بوده است. در خصوص مسائلی از قبیل تورم، وضعیت یارانه ها، مشکلات مربوط به اشتغال و مسکن، تولیدات داخلی و … راهکارهایی از جانب نامزدان ریاست جمهوری ارائه شد که اگرچه در بیشتر موارد جنبه کلی گویی و شعاری داشت، اما در فرض اجرایی شدن، تاثیر آنها بر روی کودکان قابل بررسی است. تاکید اکثریت قریب به اتفاق کاندیداها، بر بالا بردن ظرفیت های تولید داخلی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی بوده است. هم چنین واگذاری بخشی از فعالیت های اقتصادی به اشخاص و بنگاه های خصوصی و محدود کردن وظایف دولت در این زمینه، تقریباً از طرف تمامی کاندیداها مورد حمایت قرار گرفت. حال آنکه چنین اقدامی که در اصل ۴۴ قانون اساسی نیز مورد توجه قرار گرفته است، کمابیش در همه ی زمانها در عمل با مشکلاتی روبرو بوده که در فرض فائق آمدن بر این مشکلات نیز، به دلیل عدم وجود زمینه های لازم برای رقابت آزاد و سالم، منجر به افزایش چشم گیر قیمت ها خواهد شد. در چنین شرایطی طبیعتاً افراد با مشکلات بیشتری در تامین کالا و خدمات مورد نیاز خود، که به بخش های خصوصی واگذار شده است خواهند بود.

از طرفی سیاست های اقتصادی دولت مبنی بر حذف یارانه ها، و سیاست خارجی وی که منجر به افزایش تحریم ها و تشدید وضعیت دشوار اقتصادی در داخل کشور شد، بر روی تمام خانوارها تاثیراتی به درجات مختلف گذاشته است که طبیعتاً در طی این مدت، خانواده های محروم و خصوصاً کودکان، آثار منفی این مشکلات را بیش از هر گروهی در جامعه درک کرده اند. این مساله تنها به صورتی گذرا در برنامه تلویزیونی حسن روحانی(رئیس جمهور منتخب مردم)، از زبان یکی از فعالان حقوق کودک بیان شده است( هرچند که در مورد فعالیت های وی اطلاعاتی در دست نیست) و نامزدهای دیگر انتخابات، توجهی به این مساله نشان ندادند. روندی که از ۸ سال پیش آغاز و منجر به کاهش توان اقتصادی خانواده ها شده است، با عدم درک کامل  شرایط خانواده های محروم و اکتفا به برخی برنامه های کلی و غیرقابل اجرا، روز به روز شدت بیشتری خواهد یافت که کودکان، به عنوان آسیب پذیرترین قشر جامعه بیشتر در معرض آثار سو و مخرب آن خواهند بود. مسائلی چون افزایش کار کودک، باز ماندن آنها از چرخه تحصیل و عدم دسترسی به امکانات رفاهی و آموزشی مناسب در نتیجه ی فقر خانواده، در صورت ادامه ی این روند وضعیت وخیم تری به خود خواهد گرفت و این مساله ای است که جا داشت از طرف تمامی کاندیداها مورد بررسی قرار می گرفت و در راستای حل این معضلات برنامه های کاربردی ارائه می شد. در حال حاضر عامل تعیین کننده برای رفع مشکلات اقتصادی، در گروی سیاست های خارجی کشور در قبال مساله هسته ای است و بررسی این موضوعات، بدون در نظر گرفتن تحریم ها و روابط خارجی کشور غیرممکن است.

موضوعات اجتماعی-فرهنگی

از دیگر  موضوعاتی که تقریباً به صورت مستقیم بر روی کودکان و شرایط آنها تاثیرگذار است، سیاست های دولت در قبال مسائل اجتماعی و فرهنگی است. از جمله مواردی که در این زمینه مورد بحث و نظردهی کاندیداها قرار گرفت ، مسائل مربوط به رسانه ها، حقوق شهروندی، آموزش و پرورش، اعتیاد و .. بوده است. در میان مباحثات پیرامون این گونه مسائل، تنها علی اکبر ولایتی، به لزوم توجه به دبستان ها و آموزش و پرورش کودکان در این دوره سنی، در جهت حفظ فرهنگ اسلامی و ایرانی اشاره نمود که این اقدام از نظر وی جزیی از تلاش برای احیای فرهنگ دینی در کشور محسوب می شود. به بیان دیگر در این رابطه نیز در پی بهبود وضعیت “فرهنگ”، و نه “کودکان”، به آنها اشاره شده است.

مشکلات مربوط به فضای آموزشی مدارس و تجهیزات و امکانات لازم برای تحصیل مناسب کودکان، در پی اتفاقاتی مانند آتش سوزی در کلاس های درس روستاها در سال گذشته، بیشتر مورد توجه جامعه قرار گرفت. در خلال واکنش افراد به این قبیل مشکلات و درخواست برای رسیدگی، کم توجهی مسئولان و کم اهمیت انگاشتن  این اتفاقات از طرف وزیر آموزش پرورش و مسئولان در رده های بالاتر، موجب تشدید نارضایتی مردم شد. در چنین شرایطی، مدنظر قرار دادن این اتفاقات از طرف نامزدان ریاست جمهوری، و گنجاندن راهکارهایی در جهت ممانعت از وقوع دوباره آنها، می توانست تا حدی نشانگر توجه آنها به مسائل و مشکلات همه ی اقشار جامعه باشد.

هم چنین نواقص برنامه های آموزشی و نارسایی های فرهنگی در مدارس، که در نتیجه ی سیاست های ناکارآمد و متزلزل مسئولین آموزش و پرورش افزایش یافته اند، موجب وارد آمدن آسیب های روانی به کودکان و محصلین شده است. توجه به این کاستی ها و برنامه ریزی در جهت بالا بردن سطح آموزش های فرهنگی در مدارس، در جهت حقوق کودک و نه صرفاً فرهنگ، چیزی است که جای خالی آن در صحبت های نامزدهای ریاست جمهوری مشهود بود.

موضوعات سیاسی

موضوعات سیاسی که در حال حاضر، روابط ایران با دیگر کشورهای جهان که تحت تاثیر مساله انرژی هسته ای قرار گرفته است، مهم ترین چالش آن است، به صورت غیر مستقیم بر وضعیت کودکان تاثیر خواهد گذاشت. چرا که همانطور که گفته شد، مهم ترین مانع بر سر برنامه های اقتصادی، تحریم ها و روابط تیره و تار ایران با دیگر کشورهاست و در زمینه های فرهنگی و اجتماعی نیز، عدم وجود روابط مستمر و دوستانه با دیگر جوامع، انزوای کشور را در پی خواهد داشت.

رویکردهای نامزدهای انتخاباتی، در خصوص این مساله تا حدی متفاوت بوده است برخی از کاندیداهای اصولگرا، بر لزوم ادامه برنامه هسته ای و مقاومت در مقابل فشارهای وارده از جانب دیگر کشورها تاکید کردند که حتی در خصوص طرح مساله امکان وقوع جنگ نیز، با ماندن بر سر مواضع خود و با مقایسه ایران با دیگر کشورهای درگیر جنگ، از لزوم ایستادگی در برابر نیروهای خارجی صحبت کردند. واضح است که در چنین فرضی، مسائل و مشکلات موجود در جامعه، به صورت انفجاری چند برابر خواهد شد و وضعیت کودکان که در حال حاضر گرفتار نوعی جنگ به دلیل تحریم ها هستند، مشکلات بیشتری به خود خواهد دید. بهبود چنین اوضاعی، حتی در صورت ممکن بودن آن، با هزینه های گزافی روبرو خواهد بود. سیاست های منتهی به جنگ نامزدهای انتخاباتی و تاکید بر ادامه آنها، بیانگر آن است که این افراد، تصویر درستی از آسیب ها و فشارهای وارده بر خانواده ها و کودکان نداشتند و یا در صورت اطلاع، این شرایط بسیار کم اهمیت تر از سیاست های خارجی آنان بوده و در صورتی که رئیس جمهور آینده این دسته از افراد بودند، چنین مسائلی در برنامه ها و تصمیم گیری های آنها جایی نداشت.

جای خالی کودکان

مطالبی که در مورد برنامه های نامزدهای انتخابات و میزان تمرکز آنها بر روی مسائل گوناگون ذکر شد، صرفاً از خلال مناظره ها و مباحثات در دسترس آنها بوده است، و چه بسا در سخنرانی ها و یا مجالس دیگری، بیشتر به موضوعات و مشکلات حوزه کودکان اشاره شده باشد. به همین دلیل یک تحلیل محتوایی جامع در خصوص مسائل مربوط به حوزه کودکان، ممکن نبوده است.  با این حال عدم تاکید و گسترش اهداف مرتبط با این مسائل، می تواند بیانگر این مساله باشد که چنین مشکلاتی در نظر آنها در درجات پایین تری از اهمیت قرار داشته است.

بحران هایی که در حوزه حقوق کودک در جامعه ما مطرح است، در چند سال اخیر وضعیت بحرانی تری به خود گرفته اند. افزایش کار کودک، وضعیت اسف بار کودکان مهاجر، تغییرات مدام سیستم های آموزشی، ناکارآمدی آنها و ترک تحصیل کودکان، موضوعاتی هستند که اگر، کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری، نگرشی جامع به مشکلات کشور داشته، و در راستای بهبود شرایط همه ی اقشار حرکت کنند، قطعاً توجه بیشتر و درک عمیق تری از این مسائل خواهند داشت و تصمیماتی سازنده در مورد هریک از این موضوعات، در برنامه های آنها جای خواهد گرفت. با انتخاب رئیس جمهور آینده و موج امیدواری و تغییری که از اولین ساعات اعلام نتایج مردم و فعالان حوزه های گوناگون را را دربر گرفت، فضایی برای طرح دوباره مطالبات گروه های مختلف، از جمله کودکان شکل گرفته است. پیگیری موثر و نتیجه بخش این مطالبات، جز با تقویت نیروهای مردمی و ساماندهی مجدد آنها، میسر نخواهد بود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large