Skyscraper large

فقر؛ چالش حزن انگیز هزاره سوم

601046_4215932- محمد صادقی mohamad sadeghi

محمد صادقی

بدون تردید گرسنگی و مشکلات بهداشتی ناشی از فقر، چالشی حزن انگیز در هزاره ی سوم است که ابعاد و دامنه آن هر روز در حال گسترش است.

یونیسف کشورهای جهان را از نظر شش بعد «تندرستی مادی، سلامتی، ایمنی، تندرستی آموزشی، خانواده و روابط با دوستان، رفتارها و خطرات و تندرستی ذهنی» تقسیم بندی کرده است.

در این تقسیم بندی، تندرستی مادی خود شامل فقر درآمدی، خانواده بدون شغل و محرومیت گزارش شده است.

طبق تعاریف ارائه شده از فقر، «فقر درآمدی» از روی سبد مصرفی خانوارها اندازه گیری می شود و اگر درآمد خانواده ای زیر خط فقر باشد، فقیر به شمار می آید.

از سوی دیگر «فقر قابلیتی» سویه دیگری از فقر است که از روی فراهم شدن یا نشدن موقعیت و دسترسی به قابلیت ها اندازه گیری می شود و بر این اساس، دسترسی به غذا، دسترسی به امکانات بهداشتی و درمانی، دسترسی به اوقات فراغت و تربیت کودکان و … به عنوان شاخص های فقر قابلیتی در نظر گرفته شده است.

صدها مطالعه تحقیقی به خوبی بیانگر ارتباط بین فقر خانواده و سلامت کودکان است.

اما نکته حائز اهمیت آنجا است که اگر تا پیش از این روان‌شناسان بر این عقیده بودند که بسیاری از رفتارها در بزرگسالی، ریشه در کودکی شخص دارد، اما تحقیقات تازه تاثیر جسمانی شرایط کودکی در بزرگسالی را نیز به اثبات رسانده است.

در واقع فقر در کودکی علاوه بر تاثیر محسوس و جدی بر تندرستی کودک و نوجوان، ارتباط شدیدی نیز با توانایی کودک و موفقیت وی در آینده خواهد داشت و با فرض این موضوع که کودک فقیر در ایام جوانی و میانسالی بر مشکلات اقتصادی غلبه کند و از تمکن مالی مطلوب برخورد شود نیز نمی توان از آثار مخرب فقر دوران کودکی بر سلامت جسمی و روحی فرد در آینده چشم پوشی کرد.

کودکانی که در فقر مطلق و یا زیر خط فقر برای سال های متمادی زندگی می کنند بیش از همه از این پیامدها رنج می برند.

بسیار شنیده ایم که کودکان سرمایه‌های یک جامعه هستند و زندگی کودکان و زنان حقیقی ترین شاخص توانایی جوامع و ملت ها به شمار می آید.

s6d5f4sdبر این اساس، توجه به سلامت، شناسایی، پیشگیری و کنترل مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی کودکان و انجام مداخلات به موقع متضمن سلامت و سعادت جامعه در آینده بوده و از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

تکامل ابتدای کودکی شامل حیطه های مختلفی از قبیل سلامتی جسمی، اجتماعی، احساسی، شناختی و تکلمی است که همگی بر یادگیری ابتدایی و پایه ای فرد، موفقیت او در امر تحصیل، خطر ابتلا به بیماری های جسمی و روانی، مشارکت اقتصادی، نقش اجتماعی شهروندی و سلامت او نیز تاثیر بسزایی خواهند داشت.

اگر به نیازها و حیطه های تکاملی کودکان در طی این دوران پاسخ مناسبی داده شود، آنها سالم تر بوده، از قدرت تفکر و تعقل بیشتری برخوردار خواهند بود و مهارتهای عاطفی و اجتماعی بهتری خواهند داشت.

حال این پرسش در مقابل دیدگان ما قرار گرفته است که آیا می‌توان انتظار داشت در شرایطی که بستر مناسبی از منظر اقتصادی و اجتماعی برای رشد جسمی و عاطفی کودکان در کشورمان فراهم نیست، همه کودکان تبدیل به جوانانی مبتکر، خلاق، توانمند و پویا برای آینده ایران شوند؟

و این که مسئله «کیفیت زندگی کودکان» در کشورهایی همچون ایران که مشکلات حاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را پیش رو دارند تا چه حد مورد توجه مقامات مسئول قرار گرفته است؟

علاوه بر این، کودکان باید در محیطی سالم به دور از خشم و خشونت، ظلم و شرارت و فقر و تبعیض زندگی کنند.

آیا کودکان در کشور ما به حداکثر توانمند‌سازی ذهنی و جسمی خود می رسند و آیا همه کودکان زیر چتر مراقبت‌های ویژه‌ای که به آنان امکان دهد در محیط مناسب رشد کنند، قرار دارند؟

مواردی که پیشگیری از آن ساده است و راه‌حل‌هایی روشن دارد ولی متاسفانه تعهد سیاسی، حرفه‌ای و اخلاقی لازم برای بسیج همه امکانات در جهت فائق آمدن بر آن از سوی متولیان امر وجود ندارد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large